تنگهی ایستادگی؛ پژواکِ بهرام در روزگار طوفان
گروه سیاسی: در روزگاری که سایهی التهاب بر آبهای تنگه هرمز افتاده بود، دریا دیگر آرام نمینمود؛ موجها سنگینتر بر ساحل میخوردند، و افق، آکنده از حضورِ ناوهایی بود که چون کوههای آهنین، خاموش و تهدیدآمیز ایستاده بودند.
جهان نفس را در سینه حبس کرده بود.
به گزارش بولتن نیوز، در ساحل، گروهی اندک از نگهبانان ایستاده بودند؛ نه برای آغاز جنگ، بلکه برای آنکه اگر طوفان برخاست، راهی برای عبورش نباشند. در نگاهشان، چیزی فراتر از ترس یا خشم بود—چیزی که از دل تاریخ میآمد.
نامی کهنه، دوباره در زمزمهها جان گرفت: بهرام چوبین.
گویی روحِ ایستادگیِ او، از دلِ جنگهای ایران و روم، از میان قرنها عبور کرده و در این لحظه، در این تنگه، دوباره ایستاده بود.
فرمانده، در سکوت، چشم به دریا دوخته بود. نه از هیبت ناوها میهراسید، نه از آسمانی که هر لحظه میتوانست شعلهور شود. آرام گفت: «اینجا، سرزمینِ انتخاب است. یا میگذری… یا میایستی.»
یکی از جوانان پرسید: «اگر بیایند چه؟»
پاسخ آمد: «آنگاه، تنگه تصمیم میگیرد—نه آنها.»
شب، سنگین و طولانی گذشت. هیچ صدایی نیامد، اما همه میدانستند که سکوت، تنها فاصلهای کوتاه میان دو سرنوشت است.
سپیده که سر زد، خورشید از دل مه برخاست و نورش بر آبها پاشید. ناوها هنوز در افق بودند. تهدید، هنوز نفس میکشید. اما در دل آن اندکمردان، چیزی تغییر کرده بود.
دیگر منتظر نبودند.
آنها به یقین رسیده بودند که حماسه، از پیروزی آغاز نمیشود—از ایستادن آغاز میشود.
و در آن صبحِ خاموش، پیش از آنکه حتی نخستین گلوله شلیک شود، تاریخ بار دیگر ورق خورد؛ نه با آتش، بلکه با اراده.
و تنگه، همانگونه که قرنها پیش در برابر طوفانها ایستاده بود، اینبار نیز شاهدِ مردانی شد که فهمیده بودند:گاهی، بزرگترین نبرد، آن است که هنوز آغاز نشده—اما تو، از پیش، در آن ایستادهای.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


