یکی از دستاوردهای فعلی جنگ رمضان: اثبات قدرت حقیقی ایران که همیشه زیر سایه اقتصاد دستکاری شده انکار

گروه سیاسی: سیدمجتبی نعیمی در حداقل یک دهه گذشته، شاخصهای کلان اقتصادی و اجتماعی ایران، به ویژه در حوزههای زیربنایی مانند انرژی، صنعت، علم و فناوری و امنیت ملی، رشدی پایدار و قابل توجه را نشان میدادند. با این حال، همزمان، روایت مسلط در فضای رسانهای برخی جریانها، معطوف به "دشواریهای معیشتی" و "نابسامانی اقتصادی" بود. بسیاری از کارشناسان مستقل هشدار میدادند که این تناقض، تصادفی نیست.
به گزارش بولتن نیوز به باور آنان، دشمنان خارجی جمهوری اسلامی ایران و شبکههای وابسته داخلی آنها، عمداً بر روی حوزه "اقتصاد روبنایی" و "معیشت روزمره مردم" متمرکز شدهاند تا با بزرگنمایی مشکلات این بخش، دو هدف استراتژیک را دنبال کنند:
۱. مخدوش کردن ادراک عمومی: ایجاد این ذهنیت در جامعه که اگر وضعیت اقتصادی (به روایت آنان) نامناسب است، پس حتماً تمام دستاوردهای زیربنایی و استراتژیک کشور نیز بیارزش یا مخدوش است. این دقیقاً وارونهسازی واقعیت بود: زیرا واقعیت این بود که پایههای کشور مستحکم بود، اما تصویری جعلی از یک اقتصاد در حال فروپاشی ارائه میشد.
۲. فرسایش روحیه مقاومت: مهمترین عامل قدرت استراتژیک جمهوری اسلامی ایران، "تابآوری ملی" و "پشتیبانی مردمی" از نظام است. با متمرکز کردن افکار عمومی بر مشکلات معیشتی (واقعی یا القایی)، تلاش میشد تا از روحیه مقاومت مردم کاسته و آنها را برای روزهای سخت آینده — مانند یک درگیری تمامعیار — ناتوان و بیروحیه بار آورند.

آغاز تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل در اواخر اسفند ۱۴۰۴، مانند یک آزمون فشار بینظیر و غیرقابل انکار برای تمامی بنیانهای کشور عمل کرد. این دیگر بحث نظریه یا آمار نبود؛ این یک آزمایشگاه زنده و خونین بود که توان واقعی یک ملت را میسنجید. تحلیلهای اولیه دشمن بر این پایه استوار بود که ایرانِ به تصویر کشیده شده در گزارشهای دهه اخیر آنها — کشوری با مردمی خسته، اقتصاد ضعیف و روحیه شکسته — در برابر اولین ضربات سنگین، تن به تغییر یا فروپاشی خواهد داد.
اما آنچه رخ داد، خلاف تمام این محاسبات بود. زیرساختهای حیاتی کشور از جمله شبکههای انرژی، ارتباطات، حملونقل و مراکز حساس دفاعی، که حاصل سرمایهگذاریهای زیربنایی سالهای گذشته بود، عملکردی قابل اتکا و مقاوم از خود نشان دادند. مهمتر از آن، "مردم" بودند. مردمی که گفته میشد از فشارهای معیشتی خسته شدهاند، در کوره جنگ، همبستگی، ایثار و مقاومتی حماسی از خود بروز دادند. پشتیبانی گسترده مردمی از جبهههای دفاعی و حفظ آرامش نسبی در پشت جبهه، مهمترین شاخص قدرت ملی را به نمایش گذاشت.
اکنون و پس از گذشت چهار هفته از درگیری، نقشه راه به وضوح تغییر کرده است. ابتکار عمل در بسیاری از جبههها در دست نیروهای مسلح و دیپلماسی ایران است. این جمهوری اسلامی ایران است که با تکیه بر توان دفاعی بومی، قدرت بازدارندگی و وحدت ملی، اکنون شرایط و چهارچوبهای خاتمه درگیری را ترسیم میکند. این موقعیت، نشاندهنده "دست برتر" ایران در این نبرد پیچیده است. این پیروزی نه تنها نظامی، که پیروزی یک "روایت" بر "روایت" دیگر است. روایت مقاومت، خوداتکایی و عمق استراتژیک، روایت شکست و ناتوانی القاشده را در هم شکست.
جنگ اخیر به مثابه یک کاشف حقیقت عمل کرد. این نبرد نشان داد که:
- بنیانهای کشور مستحکم بود: اگر ایران از نظر زیرساختهای دفاعی، امنیتی، علمی و صنعتی ضعیف بود، قطعاً پس از این حجم از تهاجم، توان ادامه مقاومت را از دست میداد.
- روحیه مقاومت دستنخورده باقی مانده بود: مردم ایران نشان دادند که میان "نارضایتی از برخی مشکلات معیشتی" و "دفاع از تمامیت ارضی و استقلال کشور" به وضوح تفاوت قائل هستند و در هنگامه خطر، یکپارچه و استوار پشت نظام میایستند.
- دستکاری روایت اقتصادی برملا شد: مقاومت شگفتانگیز ایران، این سؤال جدی را ایجاد میکند که آیا بخش عمدهای از روایت "اقتصاد فروپاشیده" ایران در سالهای گذشته، یک عملیات روانی هدفمند برای ایجاد یأس و تضعیف اراده ملی نبوده است؟ عملکرد کشور در جنگ، قویترین شاهد برای اثبات این ادعاست.
تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران، به رغم تمام ویرانیها و رنجهایش، یک حقیقت بزرگ را برای ملت ایران و جهانیان آشکار ساخت: ملتی که بر پایه ایمان، عقلانیت و سرمایهگذاری روی توانمندیهای درونی خود بنا شده باشد، حتی اگر تحت شدیدترین فشارهای روانی و اقتصادی قرار گیرد، در روز موعود، همچون کوهی استوار خواهد ایستاد. امروز، مردم ایران با وفاداری به نظام و رهبری خود، ثابت کردند که بزرگترین سد در برابر پروژههای سلطهجویانه هستند. این تابآوری، نه یک اتفاق، که ثمره آگاهی، ایثار و سرمایهگذاری بر "خود" در طول دههها است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


