رسانه در لباس جنگ

به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس، دکتر محمدباقر تورنگ: این یادداشت تحلیل راهبردی عملیات فریب در درگیری اخیر ایران و اسرائیلبوده و سعی در ارتقا سطح ادراکی مخاطبان فهیم دارد.
در اوج تنشهای نظامی اخیر میان ایران و اسرائیل، شاهد یکی از ظریفترین و در عین حال، پیچیدهترین عملیاتهای اطلاعاتی و فریبهای رسانهای در سالهای اخیر بودیم. انتشار گستردهی خبری مانند «مرگ نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو» در فضای مجازی و حتی برخی رسانههای منطقهای، بیش از آنکه خبری واقعی باشد، نمونهی بارزی از جنگ شناختی بود که هدف اصلی آن، نه اثبات یک واقعیت، بلکه تغییر افکار عمومی و ایجاد شکاف در روایت غالب است.
این دست از عملیاتها، خصوصاً در شرایطی که ایالات متحده و اسرائیل خود را در باتلاقی استراتژیک و اطلاعاتی گرفتار میبینند، ابزاری حیاتی برای انحراف افکار عمومی، ایجاد سردرگمی در تحلیلها و خریدن زمان بیشتر برای جبران خسارات یا بازتعریف اهداف است. مطالعات ارتباطات بحرانی تأکید دارند که در چنین بزنگاههایی، دشمن از «تصویرسازی رسانهای» برای بازتعریف واقعیت میدانی بهره میبرد؛ بهگونهای که مخاطب بهجای تمرکز بر ناکامیهای راهبردی، ذهن خود را مشغول خبرهای هیجانانگیز اما بیاساس کند.
مصادیق فریب و هدف راهبردی آن
شایعهسازی هدفمند: انتشار خبرهایی چون مرگ نتانیاهو یا ادعای نابودی گستردهی تأسیسات نظامی ایران، با هدف ایجاد اضطراب، تضعیف روحیه، شکاف در انسجام ملی و سیاسی، و مختل کردن فضای تحلیل و تصمیمگیری صورت میگیرد. این تاکتیک، بستری برای «کاهش ارزش اطلاعات» و افزایش «هزینهی راستیآزمایی» برای رسانههای مستقل فراهم میآورد.
تصویرسازی کاذب و دستکاری روایت: استفاده از ویدئوهای آرشیوی یا تصاویر دستکاریشده برای القای پیروزی یا شکست طرف مقابل،نمونهای از «#مهندسی_ادراک» است. این روش، تلاش دارد تا واقعیت صحنه را در رسانهها بازنویسی کندو مخاطب را از درک عمق مشکلات و بنبستهای راهبردی که نیروهای درگیر (بهویژه #اسرائیل و متحدانش) با آن روبرو هستند، باز دارد.
بمباران اطلاعاتی و ایجاد خستگی شناختی:حجم انبوه خبرهای متناقض و تحلیلهای جهتدار، مخاطب را دچار «خستگی شناختی» میکند. این پدیده، توانایی او را برای تفکیک حقیقت از دروغ کاهش داده و او را در برابر اطلاعات نادرست آسیبپذیرتر میسازد. این تاکتیک، خصوصاً برای آمریکا و اسرائیل که تلاش دارند فشار افکار عمومی داخلی و بینالمللی را مدیریت کنند، بسیار حیاتی است.
«مرگ نتانیاهو»؛ نمادی از جنگ روایتها
حتی اگر خبر مرگ یک رهبر سیاسی یا نظامی صحیح باشد، جنگ بین حق و باطل در عرصهی روایت و ادراک، پایانناپذیر است. همانطور که در دلایل راهبردی ذکر شد، دشمن در میدان رسانه، با تغییر چهره و تاکتیک، همچنان به جنگ با اراده و هوشیاری انسانها ادامه میدهد. این جنگ، بهخصوص برای رژیمهایی که در برابر مقاومت منطقه ناکام ماندهاند و در باتلاقهای سیاسی و نظامی فرو رفتهاند، آخرین سنگر دفاعی و تهاجمی است.
راه مقابله: ارتقای «جنگندههای ادراکی»
پاسخ به این عملیاتهای فریب، نیازمند ارتقای «سواد رسانهای انتقادی» در سطح جامعه است. آموزش مهارتهای لازم برای شناسایی و رد اطلاعات نادرست، میتواند میزان تأثیرپذیری را بهشدت کاهش دهد. بنابراین، وظیفهی نهادهای مسئول، فراتر از اطلاعرسانی صرف، شامل:ایجاد سامانههای پایش و راستیآزمایی سریع در شرایط بحرانی؛تولید روایتهای مستند و تحلیلی قوی که بتواند با روایتهای دشمن مقابله کند؛ و تقویت «اعتماد عمومی به منابع اطلاعاتی معتبر داخلی»است.
در نهایت، درک این نکته ضروری است که مرگ فردی شیطان صفت همچون #نتانیاهو ، پایان این جنگ نیست؛ بلکه آغاز فصلی جدید در نبرد روایتهاست، بهویژه زمانی که دشمن در تنگنا قرار گرفته و به تاکتیکهای فریبآمیز پناه میبرد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


