مانور فریب در جنگ روایتها
به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس - دکتر محمدباقر تورنگ، همه باید به هوش باشند تا«شایعه مرگ نتانیاهو؛که شاید مانور فریب در میدان جنگ روایتها» هست را به نحوی درست تحلیل و برخورد نمایند.بنظر میرسداین شایعه برای فرار از باتلاقی که گیر افتاده اند ساخته شده است. اخیراً، انتشار گستردهی خبرهای تأییدنشده مرگ نتانیاهو، در فضای رسانهای، توجهات را به پدیدهی «شایعهی راهبردی» جلب کرده است. این پدیده، در بستری از جنگ شناختی (Cognitive Warfare)، صرفاً یک خطای خبری نیست، بلکه ابزاری برای فریب استراتژیک (Strategic Deception) جهت مدیریت افکار عمومی و انحراف اذهان از واقعیتهای میدانی محسوب میشود. این یادداشت با استناد به نظریههای کلاسیک و معاصر در حوزهی ارتباطات و مطالعات اطلاعاتی، به تحلیل این پدیده و کارکردهای آن میپردازد.
۱. مقدمه: عصر «واقعیتهای مهندسیشده»ظهور فناوریهای نوین ارتباطی، مرز میان واقعیت عینی و برداشت ذهنی را بیش از پیش مخدوش کرده است. پدیدهی «شایعهی راهبردی»، که اخبار مربوط به رهبران سیاسی در بحبوحهی منازعات بینالمللی نمونهای از آن است، در چارچوب مفهوم «پساحقیقت» (Post-Truth) و «جنگ روایتها» (War of Narratives)قابل درک است. در این فضا، انتشار رویدادهای خبریِ ساختگی یا اغراقشده، ابزاری برای کنترل ادراک و تأثیرگذاری بر تصمیمگیریهای استراتژیک تبدیل شده است.
۲. تحلیل نظری: فریب استراتژیک و «مرگ نمادین»فریب استراتژیک، آنگونه که *Barton Whaley* (1973) تعریف کرده، «ایجاد تصویری غیرواقعی در ذهن دشمن برای هدایت تصمیمهای او» است. در مورد شایعهی مرگ نتانیاهو، این فریب میتواند ابعاد مختلفی داشته باشد:مدیریت بحران داخلی: کاهش فشار افکار عمومی بر دولت درگیر در جنگ، خصوصاً در مواجهه با هزینههای انسانی و اقتصادی.
بازتعریف دستور کار رسانهای:تغییر تمرکز رسانههای داخلی و بینالمللی از شکستهای میدانی یا بحرانهای سیاسی به سناریوی سلامت رهبر.ایجاد وقفهی تحلیلی: فراهم کردن فرصت زمانی برای بازآرایی استراتژیک یا نظامی.این تاکتیک، ارتباط تنگاتنگی با «عملیات شناختی» داردکه هدف آن تأثیرگذاری برفرآیندهای ادراکی،روانی و تصمیمگیری مخاطبان است.
۳. شایعهی نتانیاهو: موردکاوی در جنگ روایتهادر طول منازعهی جاری،چهرهی #نتانیاهو بارها در معرض حملات رسانهای و اطلاعاتی قرار گرفته است. شایعهی اخیر مرگ وی،میتواند مصداقی از «مرگ نمادین»باشد؛ یعنی مرگ یک چهرهی سیاسی که بیشتردرسطح ادراک جمعی و رسانهای رخ میدهد تا واقعیت فیزیکی. این پدیده، قدرت «قاببندی خبر»را برجسته میکند؛ جایی که نحوه ارائه یک خبر، بیش از خود خبر بر درک مخاطب تأثیر میگذارد. انتشار چنین شایعاتی، حتی پس از تکذیب، میتواند اثری ماندگار در ناخودآگاه جمعی برجای گذارد.
۴. پیامدها و ضرورت هوشیاری تحلیلیدر مواجهه با عملیات فریب رسانهای، اولویت نخست برای نهادهای تحلیلگر و رسانههای مسئول، راستیآزمایی چندمنبعی و تحلیل هدف از انتشار است. شتاب در بازنشر بدون تأیید، میتواند ناخواسته در خدمت اهداف بازیگر فریبدهنده قرار گیرد.
۵. نتیجهگیریشایعهی مرگ نتانیاهو، صرفنظر از صحت آن، نمایانگر پیچیدگیهای «جنگ روایتها» در دوران معاصر است. این پدیده نشان میدهد که چگونه«حقیقت»خود به عرصهای برای رقابت تبدیل شده و «مرگ» نیز میتواند به ابزاری استراتژیک در دست بازیگران سیاسی بدل گردد. در چنین بستری، ارتقاء سطح سواد رسانهای و توانایی تحلیل شناختی، از ضروریات اساسی برای درک واقعیتهای ژئوپلیتیک و مقابله با فریبهای اطلاعاتی است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


