نامه اعتراضی بازنشستگان نیروهای مسلح به وزیر دفاع

گروه اجتماعی: بازنشستگان نیروهای مسلح با اشاره به بیماریهای ناشی از سالهای خدمت و مشکلات شدید اقتصادی، از مسئولان ارشد کشور خواستند با محاسبهای واقعبینانه، شکاف میان دریافتی و هزینههای زندگی آنان را بررسی کنند. در این نامه با طرح انتقاد از استمرار تبعیض و بیعدالتی، از رئیس مجلس نیز مطالبه شده است نسبت به اصلاح قوانین و بهبود شرایط معیشتی این قشر اقدام عملی صورت گیرد.
به گزارش بولتن نیوز: جمعی از بازنشستگان نیروهای مسلح با بیان مشکلات درمانی و اقتصادی، تأکید کردند دریافتی فعلی پاسخگوی نیازهای اولیه نیست. آنان از مسئولان خواستند با بازنگری قانونی، عدالت را در نظام پرداخت بازنشستگان برقرار کنند.
بسمه تعالی
وزیر محترم دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح
سلام علیکم
ما بازنشستگان نیروهای مسلح، نسلی هستیم که جوانیمان را در سنگرهای بینام و نشان، شبهای بیستاره و روزهای بیامکانات، وقف امنیت این سرزمین کردیم. امروز، در واپسین سالهای عمر، با دستانی خالی و دلهایی پر از درد، به شما نامه مینویسیم؛ نه برای ترحم، بلکه برای احقاق حقی که سالهاست در هیاهوی وعدهها و تبعیضها گم شده است.
از هجدهسالگی، در حالیکه همسنوسالانمان در کلاسهای درس و آغوش خانواده، طعم شیرین جوانی را میچشیدند، ما اسلحه به دست گرفتیم و پا در راهی گذاشتیم که نامش را «خدمت» نهاده بودند. سالها گذشت، و ما هرگز رنگ تعطیلی را ندیدیم. در شبهای عید، وقتی شهر در نور و شادی غرق بود، ما در پست نگهبانی، چشم به تاریکی دوخته بودیم تا امنیتی که امروز بدیهی فرض میشود، برقرار بماند.
امروز اما، در خانههایی که یخچالشان ماههاست رنگ گوشت ندیده، در کنار زن و فرزندانی که شرمندهشان هستیم، با حقوقی زندگی میکنیم که تنها کفاف دارو، آب، برق و گاز را میدهد—آن هم اگر خوششانس باشیم. از گوشت و میوه و لباس نو حرفی نمیزنیم؛ از آرزوی سادهای میگوییم که بتوانیم یک شب، بیاضطراب قبضها، کنار خانوادهمان بنشینیم. از حسرتی میگوییم که نتوانیم برای دخترمان جهیزیهای فراهم کنیم یا برای پسرمان سقفی بسازیم.
ما از دردهای مزمن جسمی رنج میبریم—دیابت، فشار خون، زخمهای پوستی، دردهای استخوانی—همه یادگار همان شبهای یخبندان و روزهای داغیست که قمقمهی آب تنها همراهمان بود. اما درد بزرگتر، شرمندگی در برابر خانوادهایست که سالها چشمانتظار آرامش بودند و هنوز هم در اضطراب معیشت، روز را شب میکنند.
و اما درد عمیقتر، تبعیض است. در دوران خدمت، با تمام سختیها، باز هم امید داشتیم که شاید در بازنشستگی، عدالت برقرار شود. اما نهتنها برقرار نشد، بلکه تبعیضها عمیقتر و آشکارتر شدند. هنوز هم نمیدانیم تفاوت ما با سایر بازنشستگان دستگاههای دیگر در چیست. آیا ما کمتر خدمت کردیم؟ آیا جانفشانیهای ما کمارزشتر بود؟ یا شاید تفاوت فقط در کانونها و روسای آنهاست که صدای ما را نمیشنوند یا نمیخواهند بشنوند.
فرق من با آن نگهبان بانکی که بازنشسته شده اما فراموش نشده چیست؟ چرا او هنوز هم از خدمات و احترام برخوردار است، اما ما باید برای ابتداییترین نیازهایمان دست به دامان نهادها شویم؟ آیا مقایسه با سایر دستگاهها، شما را به اندکی تأمل وادار نمیکند؟
راستی، چیزی هست که نمیخواستیم بگوییم، اما ناچاریم. متأسفانه کسانی که باید مشکلات ما را حل کنند، خیالشان راحت است که هرگز بازنشسته نمیشوند. گویی مسئولیت را نه برای خدمت، بلکه برای ماندگاری تا پنجاهسال گرفتهاند. این بیشتر به وراثت شباهت دارد تا قانون.
آن افسر ارشدی که روزی هیبتش لرزه بر اندام متخلفان میانداخت، امروز نگهبان ساختمانی نیمهکاره است تا مبادا معتادی چیزی بدزدد. آن پلیسی که صدای سوتش نظم را به خیابانها بازمیگرداند، امروز با لباس مندرس، در گوشهای از شهر، به دنبال لقمهای نان است.
........ فرزندان ما با فرزندان شما چه تفاوتی دارند؟ چرا اینان باید کارگر باشند و آنان در خارج از کشور، در بارهای آنچنانی، روزگار بگذرانند؟ آیا این همان عدالتیست که وعدهاش را دادید؟
و در این میان، خطاب ما به جناب آقای قالیباف است؛ کسی که امروز اختیار قانونگذاری کشور را در دست دارد و خود در سن 21 سالگی فرماندهی لشکر را بر عهده داشته. بیتردید، ایشان بهتر از هر کسی میداند که بر ما چه گذشته است، اما گویی خاطرات آن روزها را فراموش کردهاند. جناب قالیباف، شما که از جنس ما هستید و طعم جبهه و ایثار را چشیدهاید، به این سؤال پاسخ دهید:
ما بازنشستگان، بیماران و عصا بهدستان امروز، همان جوانانی هستیم که رادیو و تلویزیون با افتخار، ما را «غیور» مینامیدند. با آغاز جنگ، با کمترین امکانات، دل از خانه کندیم و در دل بحرانهای بمباران و ناامنی، خانوادههایمان را به خدا سپردیم تا غیور بودنمان را در میدان نبرد اثبات کنیم. امروز اما، با درد و رنجی که بر تن و جانمان مانده، از شما میخواهیم:
بیایید خداوکیلی، خیلی ساده و سرانگشتی، وضعیت یک افسر ارشد بازنشسته را با حقوقی که دریافت میکند و مخارجی که دارد، محاسبه فرمایید. در این محاسبه، لطفاً هر نوع تفریح، گوشت، دید و بازدید، مسافرت و بسیاری از امور روزمرهای که دیگران از آن بهرهمندند را از زندگی ما حذف کنید. حتی سه وعده غذایی را زیاد میدانیم؛ دو وعده ساده کفایت میکند. هزینه دارو، انرژی، و گاهی بستنی یا پفکی برای نوههایمان را نیز لحاظ فرمایید. آنگاه خواهید دید که ما نه تنها بازنشستهایم، بلکه از طایفهی سختجانان این سرزمین هستیم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


