وزیر کار، چرا مشکلات کارگران را رها کردی و به جنگ تمدنی با ترامپ رفتی؟
گروه اجتماعی: در حالی که فضای رسانهای ایران در چند ماه اخیر پر از انتقادات حرفهای و تخصصی به عملکرد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بوده، احمد میدری، وزیر این وزارتخانه، ناگهان وارد عرصهای غیرمرتبط شده و نامهای به رابرت ریچ، وزیر سابق کار آمریکا، نوشته است. این نامه در هفتهنامه نیوزویک منتشر شده و پاسخی به یادداشت ریچ در گاردین است که ترامپ را تهدیدی علیه تمدن میداند. میدری در نامهاش با ریچ موافقت میکند و سپس به تحلیل تاریخی نگاه ایرانیان به آمریکا میپردازد، از کودتای ۲۸ مرداد تا تحریمهای فعلی. اما سؤال اصلی اینجاست: چرا وزیری که باید اولویتش حل بحرانهای داخلی مانند سرکوب دستمزدها، ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی و ناکارآمدی در اشتغالزایی باشد، وقت و انرژی خود را صرف مقالهنویسی سیاسی و پاسخ به یک استاد دانشگاه آمریکایی میکند؟ آیا این نشانه بیکاری مدیریتی است یا انحراف از مسئولیتهای اصلی؟
بحران دستمزدها: افزایش ۴۵ درصدی که با تورم ۵۰ درصدی میجنگد
به گزارش بولتن نیوز یکی از برجستهترین نقدهای حرفهای به عملکرد وزارت کار در چند ماه اخیر، سیاستهای تعیین دستمزد است. شورای عالی کار در پایان سال ۱۴۰۳، حداقل حقوق کارگران برای سال ۱۴۰۴ را با افزایش ۴۵ درصدی تعیین کرد: پایه حقوق از حدود ۷ میلیون تومان به بیش از ۱۰ میلیون تومان رسید و دستمزد روزانه به ۳۴۶ هزار تومان افزایش یافت. این افزایش در نگاه اول مثبت به نظر میرسد، اما منتقدان اقتصادی تأکید میکنند که این رقم در برابر ریزش شدید ارزش ریال در شش ماه پایانی سال ۱۴۰۳ کاملاً ناکافی است. تورم شدید بر اقلام خوراکی، قدرت خرید کارگران را به شدت کاهش داده و این افزایش حقوق تنها یک تسکین موقت است، نه راهحل پایدار.
علاوه بر این، معاون وزارت کار اخیراً سبد معیشت را تشریفاتی خوانده و تأکید کرده که هیچکس، حتی معاون وزیر، امنیت شغلی مطلق ندارد. این اظهارات نشاندهنده عمق بحران است: جایی که سیاستهای وزارتخانه نتوانسته فاصله بین حداقل حقوق (حدود ۱۰ میلیون تومان) و خط فقر (بیش از ۱۸ میلیون تومان) را پر کند. منتقدان میگویند وزارت کار در راستیآزمایی آمار اشتغال ضعیف عمل کرده و منابع بودجهای مانند تبصره ۱۸ را بهینه تخصیص نداده، که منجر به رواج قراردادهای موقت و پیمانکاری شده است. نتیجه؟ بسیاری از کارگران ترجیح میدهند در مشاغل غیررسمی مانند رانندگی اسنپ فعالیت کنند، زیرا جذابیت کار در کارگاههای تولیدی کاهش یافته.
مشکلات صندوقهای بازنشستگی و تأمین اجتماعی: ورشکستگی در کمین
نقد دیگری که در رسانهها تکرار شده، ناکارآمدی در مدیریت صندوقهای بازنشستگی است. صندوقهای تأمین اجتماعی با چالشهای جدی روبرو هستند: تأخیر در پرداختها، کاهش کیفیت خدمات و تهدید ورشکستگی. کارشناسان اقتصادی اشاره میکنند که وزارت کار نتوانسته منابع پایداری برای این صندوقها تأمین کند و این مسئله امنیت اجتماعی میلیونها بازنشسته را متزلزل کرده است. علاوه بر این، چالشهای بیمهای مانند عدم پوشش کافی هزینههای درمانی و یارانه داروها، ریشه در سیاستهای ناکارآمد دارد. در حالی که دولت بر افزایش پلکانی حقوق کارمندان تمرکز کرده، کارگران احساس میکنند صدایشان در سهجانبهگرایی (دولت، کارفرما، کارگر) شنیده نمیشود.
در حوزه یارانهها نیز عملکرد وزارت کار مورد انتقاد قرار گرفته است. از اسفند ۱۴۰۳ تا مهر ۱۴۰۴، حدود ۸ میلیون نفر از فهرست یارانهبگیران حذف شدند و شاخص هزینه ماهیانه ۱۰ میلیون تومانی برای دهکبندی، بدون توجه به تغییرات واقعی دارایی، منجر به پرتاب افراد به دهکهای بالاتر شده است. وزیر میدری تأکید کرده که بیماران خاص و مددجویان حذف نمیشوند، اما منتقدان میگویند فرآیند دهکبندی غیرشفاف و ناعادلانه است و این سیاستها فشار بیشتری بر اقشار آسیبپذیر وارد میکند.
انتصابات ناشایسته و ایمنی کار: اولویت تخصص کجاست؟
در بخش تعاون و اشتغال، نقدها به بیبرنامگی وزارتخانه اشاره دارند. ادعای ایجاد یک میلیون شغل بدون خروجی ملموس مورد نقد است و ادغام شرکتها و واگذاریها بدون برنامهریزی مؤثر، به ضرر تعاونیها تمام شده است. همچنین در حوزه ایمنی کار، فرآیند تشخیص مشاغل سخت و زیانآور کند و غیرشفاف است که نارضایتی کارگران در صنایع پرخطر را افزایش داده است.
اما شاید تندترین نقدها به انتصابات مدیریتی باشد. انتصابات سیاسی میدری، مانند انتصاب احمد بذلی از مدیران سایپا به عنوان مدیرعامل آتیه صبا، در حالی صورت گرفته که مجلس در حال بررسی استیضاح وزیر است. این انتصابات، که اغلب دوستان و همکاران قدیمی وزیر را شامل میشود، نمادی از رانت و عدم تمرکز بر تخصص است.
چرا مقالهنویسی به جای حل مشکلات؟ واقعاً اینقدر بیکاری؟
حالا به اصل ماجرا برسیم: نامه میدری به ریچ. این نامه، که در اول اسفند ۱۴۰۴ منتشر شده، بیشتر جنبه دیپلماتیک و فرهنگی دارد. میدری با شعری از حافظ به تهدید ترامپ پاسخ میدهد و تأکید میکند که ایستادگی ایران در برابر آمریکا برای جلوگیری از بربریت است. این اقدام، هرچند جالب توجه، کاملاً خارج از حوزه مسئولیتهای وزارت کار است. چرا وزیری که باید بر اشتغال پایدار، اصلاح صندوقها و افزایش واقعی قدرت خرید کارگران تمرکز کند، وقت خود را صرف پاسخ به یک یادداشت خارجی میکند؟
تحلیلگران معتقدند این رفتار میتواند نشانهای از اولویتبندی غلط باشد. در حالی که کارگران با تورم دست و پنجه نرم میکنند و صندوقها در آستانه بحران هستند، ورود به بحثهای تمدنی با یک استاد برکلی، بیشتر شبیه فرار از مشکلات داخلی است. شاید میدری بخواهد چهرهای بینالمللی از خود بسازد، اما این کار به قیمت نادیده گرفتن صدای نمایندگان مجلس، کارشناسان اقتصادی و فعالان کارگری تمام میشود. اگر وزارت کار واقعاً بیکار است که چنین نامههایی مینویسد، بهتر است انرژیاش را صرف اصلاح ساختارها کند: تقویت سهجانبهگرایی، شفافیت در دهکبندی یارانهها و جلوگیری از انتصابات رانتمحور.
در نهایت، این نامه نمادی از چالش بزرگتر سیاستگذاری در ایران است: جایی که مدیران به جای حل مسائل حرفهای، وارد عرصههای سیاسی میشوند. میدری باید پاسخ دهد: چرا به جای نامه به ریچ، نامهای به کارگران ننوشتی و توضیح ندادی چگونه حقوقشان را با تورم همخوانی میدهی؟ تا وقتی اولویتها درست نشود، بحرانها ادامه خواهند داشت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


