آقای کیروش؛آینده ترسناک و تیم تان بیمار!
دقيقه نود، تماشاگر در حال ترك
ورزشگاه است. نيم ساعتي ميشد كه ساكت نشسته بود و فريادي هم نميزد. با
همان سكوتش ورزشگاه را ترك ميكند و در دلش شايد نگراني روزهايي را دارد كه
بايد باز هم بنشيند و چشم بدوزد به روزهايي كه مثلا قطر جلوي ازبكستان را
بگيرد يا كره جلوي لبنان نتيجه نگيرد و ما شانسي براي صعود داشته باشيم.
به گزارش رجانیوز، آينده، ترسناك
است... هميشه براي ما، براي مايي كه به جز سر سفره غذا يا زمان جمع كردن
مال و منال، زود سير ميشويم، ترسناك بوده، هست و خواهد بود. سيرماني
بازيكنان فوتبال ايران، درد لاعلاج نه تنها نسل امروز كه تمام ادوار است.
كدام سال، كدام دوره، با خيال راحت به دور بعد رفتهايم؟ در كدام تورنمنت
غم بازي حريف را نداشتيم؟
كارلوس كیروش، درخواست حضور يكصد
هزار نفر در ورزشگاه آزادي را داشت. از كیروش ميتوان پرسيد كجاي دنيا،
كدام شهر، كدام كشور، تا امروز صدهزار تماشاگر را يكجا و كنار هم ديده بود؟
مردي كه در رئال سرمربي بوده، هرگز بيش از نود هزار هوادار را گرد تيم خود
نديده.
مردي كه در نوكمپ هم روي نيمكت نشسته،
چنين جمعيتي را مقابل خود نه ديده و نه حس كرده. در پرتغال آيا ورزشگاهي
هست كه دو سوم اين جمعيت را در خود جاي دهد؟ در لندن چطور؟ در موزامبيك
چه؟! كجاي دنيا يكصدهزار نفر به درخواست كیروش دور تيم ملي كشورشان جمع
ميشوند؟ كیروش، يكي بود ميان اين جمعيت اما بايد پرسيد همين يك نفر، چقدر
توانست تيمي بسازد كه همان يكصد هزار نفر را نااميد كند؟
اين يك نگاه بدبينانه نيست. كارلوس
كیروش، با وجود به تمسخر گرفتن سوالاتي كه در پايان بازي پيش رويش قرار
گرفته، بهتر از تمام آن صدهزار نفري كه بدون اعتراض و فرياد و تنها در سكوت
محض ورزشگاه را ترك كردند بيماري تيمش را ديد. تيم كیروش بيمار بود. هم
اسير بازي دادن به ستارههايي بود كه از ديد او بايد بازي ميكردند و هم
اسير استفاده نادرست از بازيكناني كه در پستهاي تخصصي خود قرار نگرفته
بودند.
كیروش شايد بهتر از تمامي بازيكنانش
اين مشكل را درك كرد كه تيمش در تمام طول نود دقيقه، محصور در بازي تك بعدي
بود كه راهي هم براي خروج نداشت. كیروش، بهتر از همه ما ديد كه اين تيم،
آيندهاش را در اما و اگر انداخت. افتاد درون چاهي كه تاريكياش براي همه
ما آشناست. چاه چه كنمهاي تكراري و خسته كننده اما كیروش آيا ميدانست كه
ما او را آورده بوديم كه از اين چاه لعنتي بيرون بياييم؟
ضعفهاي فوتبال ما، يك تنه توسط كیروش
حل نميشد. قرار نيست كیروش سوپرمن ما باشد اما وقتي در پايان بازي، همه
چيز را به سخره ميگيرد و حاضر به پذيرش هيچ يك از حقايق تلخ تيمش نميشود،
وقتي خودش را بدل ميكند به يكي، مثل همان مسوول رسانهاي تيمش كه
پرخاشگرانه و بدون حفظ حرمت، به طرف مقابلش ميتازد، نااميد ميشويم.
نااميد از آيندهاي كه قرار است با او ساخته شود. نااميد از خروج از چاه و
ديدن روشنايي!
اميدهايمان كمرنگتر از قبل شد و حتي
بايد قبول كرد كه اين تقسيم امتياز (بهخصوص وقتي در تهران باشد) قطر را هم
به يكي از مدعيان گروه بدل كرد. منتظر بهانه گيريهاي دوباره كارلوس
كیروش هستيم. دنبال حملهاش به مديران و مربيان، دنبال انتقاداتش از
برنامهريزي فوتبال ايران، دنبال گلايههاي مكررش از فدراسيون و وزارت
ورزش، منتظر شكايتش از مرداني كه تنها نقد ميكنند و نميتوانند نگاهي مثبت
هم داشته باشند.
منتظر گلايههاي كیروش هستيم اما ديگر
جاني براي دفاع از او نداريم. دو بازي نااميد كننده را پشت سر گذاشتيم و
حالا حتي از بازي با لبنان در بيروت هم ميترسيم... اين ترس،زاده تيمي است
كه كیروش ساخت.زاده افتادن دوباره در چاه اما و اگرها.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



این بازیکنان تنبل ( ... ) تیم ملی هستند که
باید بدوند و گل بزنند ... نه کی روش ...
چیست مثل : بحرین - قطر - اندونزی - مالزی - کویت - امارات ... همه بصورت حرفه ای دارند
کار میکنند و همین حرفه ای بودن باعث پیروزیشان مقابل ایران است ... در حالیکه ما
اگر بردی هم داریم حاصل نبوغ و خلاقیت های
فردی بازیکنانی مثل : علی کریمی و فرهاد
مجیدی است و گر نه ما اصلا تیم نداریم ...