کد خبر: ۸۸۱۹۷۱
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

تله دیپلماسی واشنگتن برای مهندسی جنگ

کاخ سفید با ارائه شروطی غیرممکن، در پی مشروعیت‌بخشی به تهاجم نظامی و مدیریت افکار عمومی پیش از حمله است.

تله دیپلماسی واشنگتن برای مهندسی جنگ
به گزارش بولتن نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، سمیه خلیلی - گزارش‌های اخیر، به‌ویژه تحلیل‌های منتشر شده در روزنامه «اسرائیل هیوم»، پرده از یک سناریوی خطرناک در راهرو‌های قدرت واشنگتن برمی‌دارد. آنچه امروز تحت عنوان «پیشنهاد‌های دیپلماتیک» یا «شروط صلح» از سوی دولت ترامپ مطرح می‌شود، نه یک مسیر برای رسیدن به توافق، بلکه یک تله دیپلماتیک سازمان‌یافته است. واشنگتن با زیرکی، فهرست بلندی از مطالبات حداکثری — شامل توقف کامل برنامه هسته‌ای، برچیدن توان موشکی و تغییرات بنیادین در سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای — را روی میز گذاشته است. این مطالبات به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که پذیرش آنها برای هر حاکمیت مستقلی غیرممکن باشد؛ در واقع، هدف اصلی نه شنیدن «بله»، بلکه مهندسی یک «نه» قاطع از سوی تهران است تا از آن به عنوان مجوزی اخلاقی و حقوقی برای آغاز عملیات نظامی استفاده شود.

در این میان، سکوت معنادار تل‌آویو که به دستور مستقیم بنیامین نتانیاهو اعمال شده، بخشی از همین پازل پیچیده است. اسرائیل با عقب‌نشینی ظاهری از صحنه رسانه‌ای، میدان مانور را به‌طور کامل به آمریکا سپرده است تا واشنگتن نقش «پلیس بد» و «مذاکره‌کننده سخت‌گیر» را همزمان بازی کند. با این حال، در پشت این سکوت، تحرکات نظامی و آماده‌باش پدافندی و آفندی ارتش اسرائیل به اوج خود رسیده است. هشدار‌های چهره‌های امنیتی باسابقه همچون عاموس یادلین نشان می‌دهد که فضای روانی جامعه نه برای صلح، بلکه برای یک رویارویی گسترده آماده می‌شود. این تضاد میان «خوش‌بینی دیپلماتیک» در کلام و «بدبینی استراتژیک» در عمل، نشان‌دهنده آن است که واشنگتن صرفاً در حال خرید زمان برای تکمیل آرایش جنگی خود است.

از سوی دیگر، رویکرد انتقادی به این سیاست نشان می‌دهد که دولت آمریکا در یک بن‌بست راهبردی گرفتار شده است. اگرچه هدف نهایی واشنگتن و تل‌آویو «تغییر ساختار» و فروپاشی کامل است، اما تردید‌های جدی درباره توانایی آمریکا برای مدیریت فضای پس از سرنگونی وجود دارد. تجربه نشان داده است که سرنگونی بدون حضور نیروی زمینی، تنها به هرج‌ومرجی منتهی می‌شود که حتی متحدان عرب منطقه را نیز از بیم بی‌ثباتی به وحشت انداخته است. واشنگتن در این سناریو، مانند بازیگری است که تمام سرمایه خود را روی یک حرکت پرریسک قرار داده، بدون آنکه استراتژی خروج روشنی داشته باشد.

نکته تأمل‌برانگیز دیگر، گره خوردن سرنوشت جنگ به ملاحظات سیاسی و تبلیغاتی ترامپ است. طبق گزارش «اسرائیل هیوم»، زمان‌بندی هرگونه اقدام نظامی نباید با برنامه‌های نمایشی او مانند «شورای صلح» تداخل داشته باشد. این یعنی جان انسان‌ها و ثبات یک منطقه، در ترازوی سیاست خارجی ترامپ، وزنی کمتر از «شکوه نمایش‌های دیپلماتیک» او دارد. واشنگتن در حال اجرای یک تئاتر سیاسی است که در آن دیپلماسی تنها پیش‌درآمدی برای صدای انفجارهاست؛ انفجار‌هایی که ترامپ می‌کوشد آنها را تا زمانی که دستاورد‌های فرضی‌اش به حاشیه نرود، به تأخیر بیندازد. این رویکرد ابزاری به جنگ و صلح، بزرگترین گواه بر غیرسازنده بودن نقش آمریکا در بحران‌های جهانی است.

برای مشاهده مطالب بین الملل ما را در کانال بولتن بین الملل دنبال کنیدbultanbeinolmelal@

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین