سراب اتکای به جنگ و فروپاشی روایت رسانههای مداخلهگرا در آستانه توافق هستهای
گروه سیاسی،تحولات اخیر پیرامون مذاکرات هستهای در ژنو، شکاف عمیقی میان واقعیتهای میدانی و روایتسازی رسانههایی چون بیبیسی فارسی و ایران اینترنشنال ایجاد کرده است؛ رسانههایی که طی ماههای گذشته، آشکارا در مسیر تشویق به جنگ، تشدید تحریمها و القای فروپاشی قریبالوقوع ایران حرکت میکردند.
به گزارش بولتن نیوز،این رسانهها، بهویژه ایران اینترنشنال که پس از جنگ دوازدهروزه عملاً به تریبون تمامعیار رژیم صهیونیستی بدل شد، شکست راهبردی اسرائیل در تحقق اهداف نظامی و امنیتی خود و در نهایت، درخواست آتشبس را نه بهعنوان عقبنشینی، بلکه بهصورت وارونه و در قالب «پیروزی» روایت کردند. در این چارچوب، تلاش شد پیگیری مستقیم و غیرمستقیم دونالد ترامپ برای مهار تنش و سوق دادن طرفین به آتشبس، نشانه فشار حداکثری و دست بالا داشتن اسرائیل معرفی شود؛ روایتی که امروز با صدای واقعی ژنو در تعارض آشکار قرار گرفته است.
تا همین چند روز پیش، این جریان رسانهای مدعی بود که واشنگتن تنها در صورت «برچیده شدن کامل» توان موشکی، نفوذ منطقهای و حتی ساختار سیاسی ایران وارد هرگونه توافق خواهد شد و گزینه جنگ همچنان روی میز است. اکنون اما، با شکلگیری دوباره مسیر توافق در چارچوب مشخص هستهای و طرح مباحث اقتصادی کلان از سوی آمریکا، همان رسانهها در انتخاب خط خبری، کارشناس و حتی واژگان خود دچار سردرگمی شدهاند؛ چرا که نه از جنگ خبری است و نه از فروپاشی.
از منظر راهبردی، حضور مؤثر و غیرمستقیم ترامپ در فرآیند مذاکرات، عملاً رؤیای تقابل نظامی مستقیم میان ایران و آمریکا را از دستور کار خارج کرد و آب پاکی را بر پیکر جریاناتی ریخت که تمام سرمایه سیاسی و رسانهای خود را بر «ریسمان جنگ» و مداخله خارجی بنا کرده بودند. امروز، همان جریان ضدانقلاب با بحران بیپناهی راهبردی مواجه است: نه جنگی در کار است و نه حامی خارجی حاضر به پرداخت هزینههای آن.
بازدارندگی و موازنه قدرت
در حوزه بازدارندگی نیز، مقایسه نمادین میان عظیمترین تجهیزات نظامی آمریکا و توان بومی ایران، بیش از آنکه شعار باشد، بیانگر یک واقعیت تثبیتشده است. اندیشه و میراث راهبردی شهید حسن طهرانی مقدم که در سختترین شرایط تحریم و با حداقل امکانات شکل گرفت، امروز به نقطهای رسیده که موازنه قوا را در برابر پیشرفتهترین ارتش جهان برقرار کرده است. این بازدارندگی، محصول ثروت و امپراتوری رسانهای نیست؛ حاصل دانش بومی، تجربه جنگ تحمیلی و پیوند دانشگاه، صنعت دفاعی و اراده ملی است.
واقعیت آن است که صحنه جدید، صحنه فروپاشی روایتهای جنگطلبانه و اثبات کارآمدی عقلانیت راهبردی ایران است؛ واقعیتی که نه با سانسور رسانهای پنهان میشود و نه با هیاهوی کارشناسان سفارشی. ژنو، امروز نه فقط محل مذاکره، بلکه آیینه شکست یک پروژه رسانهای ـ سیاسی است که سالها بر طبل جنگ میکوبید و اکنون، در برابر منطق توافق و بازدارندگی، حرفی برای گفتن ندارد.
ادامه تحولات رسانهای
از همین زاویه است که واکنشهای عصبی و بعضاً متناقض رسانههای همسو با پروژه فشار حداکثری قابل فهم میشود. سکوت معنادار، تغییر ناگهانی تیترها، یا پناه بردن به حاشیههایی چون اختلافات داخلی، مسائل فرهنگی و بزرگنمایی گزارههای غیرمرتبط، همگی نشانه ناتوانی در مواجهه با یک واقعیت راهبردی جدید است: ایران نه از مسیر جنگ تضعیف شد و نه از مسیر تحریم به زانو درآمد.
نقش رژیم صهیونیستی
در این میان، نقش رژیم صهیونیستی نیز بهعنوان بازیگری که بیشترین سرمایهگذاری را بر سناریوی تقابل نظامی انجام داده بود، وارد مرحلهای از انفعال شده است. دولتی به رهبری بنیامین نتانیاهو که سالها بر طبل «تهدید وجودی ایران» میکوبید، اکنون در شرایطی قرار گرفته که نه توان اقدام مستقل دارد و نه قادر است واشنگتن را به ورود به یک جنگ پرهزینه و نامطمئن متقاعد کند. این بنبست، نتیجه مستقیم تغییر موازنه بازدارندگی در منطقه و شکست روایت «ضربه سریع و قاطع» علیه ایران است.
ابعاد دیپلماتیک مذاکرات
از منظر دیپلماتیک، بازگشت مذاکرات به چارچوب هستهای بهمعنای بهرسمیتشناختن یک اصل کلیدی است: مسائل موشکی و منطقهای ایران نه با فشار رسانهای حل میشود و نه با تهدید نظامی. اصرار ایران بر تفکیک این حوزهها، امروز به یک قاعده پذیرفتهشده در میز مذاکره تبدیل شده و این همان نقطهای است که پروژه رسانهایِ القای «تسلیم جامع» را بهطور کامل بیاعتبار کرده است.
تحولات افکار عمومی
در سطح افکار عمومی نیز، تصویرسازی اغراقآمیز از ناوها، سامانهها و نمایشهای قدرت فرامنطقهای، دیگر کارکرد پیشین خود را ندارد. تجربههای اخیر نشان داده که فناوری صرف، بدون درک میدان، اراده سیاسی و هزینهپذیری واقعی، تضمینکننده پیروزی نیست. در مقابل، الگویی که ایران ارائه کرده یعنی تولید قدرت درونزا، پیوند دانش و ایدئولوژی دفاعی و تعریف بازدارندگی فعال بهعنوان مدلی قابل اتکا در معادلات امنیتی قرن جدید مطرح شده است.
جمعبندی آنکه، آنچه امروز در حال فروپاشی است، نه یک توافق یا یک خط خبری، بلکه یک توهم تاریخی است: توهمی که میپنداشت با اتکا به نیروی خارجی، تحریم و جنگ روانی میتوان معادلات ایران را تغییر داد. اکنون، با روشنتر شدن مسیر توافق و تثبیت بازدارندگی، همان جریانها ناچارند یا به بازتعریف پرهزینه روایت خود تن دهند، یا به حاشیه تاریخ سیاسی منطقه رانده شوند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


