پرده برداری بیبیسی فارسی از شاهکار جدید فساد در انگلستان: دوربینهایی که زیر دامن زنان غربی میرون
گروه بی الملل: بیبیسی فارسی، همان رسانهای که سالهاست از هر فرصتی برای نقد «محدودیتهای» زنان در ایران و کشورهای مسلمان استفاده میکند، تازهترین گزارش خود را با عنوان «سودجویی شبانه / دوربینهایی که زنان را بیخبر هدف میگیرند» منتشر کرده است. گزارشی که اگر با دقت خوانده شود، نه فقط یک افشاگری، بلکه یک اعتراف تلخ است؛ اعتراف به شکستِ مدلی از آزادی که قرار بود نجاتبخش زنان جهان باشد.
به گزارش بولتن نیوز ،طبق تحقیقات خودِ بیبیسی، گروهی از مردان در کشورهای غربی شبها به خیابانها میروند و بهطور مخفیانه از زنان فیلمبرداری میکنند. دوربینها عمدتاً روی زنانی با دامن و پیراهن متمرکز میشود. بسیاری از این فیلمها از پشت بدن یا حتی زیر دامن زنان تهیه شده و قسمتهای خصوصی بدنشان را آشکار میکند. این ویدئوها سپس با عناوینی مثل «پیادهروی شبانه» و «زندگی شبانه» در یوتیوب، تیکتاک، اینستاگرام و فیسبوک منتشر شده و برای سازندگانشان پولساز شده است.
بیبیسی مینویسد حدود ۵۰ زن قربانی را ردیابی کرده و اکثرشان اصلاً خبر نداشتند چنین اتفاقی برایشان افتاده است. واکنش آنها پس از اطلاع؟ هراس و احساس تحقیر.
اجازه دهید بیپرده بگوییم آنچه این گزارش نشان میدهد، یک خبر ساده دربارهی چند فیلمبردار منحرف نیست. این گزارش، تصویرِ واقعی جامعهای است که دهههاست خود را الگوی جهانی آزادی زنان معرفی میکند و به کشورهایی مانند ایران، عربستان و افغانستان درس اخلاق میدهد.
همین غرب است که از طریق قطعنامههای حقوق بشری، رسانهها و فشارهای دیپلماتیک، سالهاست به کشورهای اسلامی میگوید: «حجاب محدودیت است»، «زنان باید آزاد باشند هر طور که میخواهند لباس بپوشند»، «قوانین اخلاقی شما سرکوبگرانه است» و «اگر آزادی جنسی برقرار شود، آسیبهای جنسی از بین میرود.»
اما حالا سؤال اینجاست: اگر آزادی مطلق نسخهی شفابخش بود، چرا در قلب همین جوامع آزاد، مردانی بدن زنان را بدون اجازهشان شکار میکنند و از آن کسب درآمد میکنند؟
نظریهپردازان لیبرال سالهاست مدعیاند که اگر محدودیتهای اخلاقی و دینی از سر راه برداشته شود، جامعه به تعادل طبیعی میرسد و رفتارهای انحرافی خودبهخود کاهش مییابد. این همان نظریهای است که بر اساسش به کشورهای اسلامی فشار وارد میشود: «حجاب را بردارید، آزادی پوشش بدهید، تابوها را بشکنید، آنوقت جامعهی سالمتری خواهید داشت.»
آمارها نشان میدهد که صنعت پورنوگرافی در غرب سالانه میلیاردها دلار گردش مالی دارد. آزار و اذیت جنسی در خیابانهای لندن، پاریس و نیویورک امری روزمره است. جنبش «MeToo» خود اعترافی بود به اینکه حتی در هالیوود و مراکز قدرت غربی، زنان بهشکل سیستماتیک مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگیرند. و حالا، گزارش خودِ بیبیسی نشان میدهد که بدن زنان در خیابانهای کشورهای بهاصطلاح متمدن، بدون رضایتشان به کالای تجاری در شبکههای اجتماعی تبدیل شده است.
بیایید صادقانه از خودمان بپرسیم: مردانی که شبها با دوربینهای مخفی به شکار بدن زنان میروند، محصول کدام نظام فکری هستند؟ آیا اینها از مدارس دینی بیرون آمدهاند؟ آیا در جامعهای با ارزشهای سنتی بزرگ شدهاند؟ یا محصول همان فرهنگی هستند که بدن زن را از ابتدا به ابزار تماشا تقلیل داده و حالا تعجب میکند که چرا کسی این تماشا را به سطح بعدی برده است؟
وقتی فرهنگ غالب یک جامعه مبتنی بر ابژهسازی جنسی از زنان باشد، وقتی صنعت تبلیغات، سینما، موسیقی و مد همگی بدن زن را بهعنوان محصول بصری عرضه کنند، آیا تعجبآور است که برخی مردان بگویند: «من هم سهم خودم را از این تماشا میخواهم، حتی اگر بدون اجازه باشد»؟
این همان چیزی است که متفکران انتقادی غربی از آن با عنوان «منطق درونی نظام کالاییسازی بدن» یاد میکنند. شما نمیتوانید در یک سر طیف، بدن زن را در ویترین بگذارید و در سر دیگر طیف انتظار داشته باشید کسی بدون اجازه نگاهش نکند.
لازم است تأکید کنیم که هدف این گزارش، سادهسازی مسئله و تقلیل آن به «حجاب در برابر بیحجابی» نیست. آسیبهای جنسی، پدیدهای چندلایه است که ریشه در تربیت، فرهنگ، قانون و اقتصاد دارد. اما نکتهی اصلی اینجاست:
غرب حق ندارد مدلِ شکستخوردهی خود را بهعنوان تنها راهحل به جهان تحمیل کند.
وقتی بیبیسی فارسی همین هفته گزارشی از «سرکوب زنان در ایران» منتشر میکند و هفتهی بعد گزارشی از «فیلمبرداری مخفیانه از زیر دامن زنان در غرب» منتشر میکند، جای این سؤال هست: کدام یک امنیت واقعی زنان را تأمین کرده است؟
نکتهی قابلتوجه این است که این گزارش را نه یک رسانهی ایرانی، نه یک خبرگزاری دینی، بلکه خودِ بیبیسی منتشر کرده است. همان رسانهای که بودجهی سرویس فارسیاش از وزارت خارجه بریتانیا تأمین میشود و مأموریت اصلیاش «ترویج ارزشهای لیبرال» در میان مخاطبان فارسیزبان است.
این مثل آن است که دادستان یک پرونده، ناخواسته مدرکی رو کند که متهم را تبرئه میکند. بیبیسی در همان حالی که به ایران میگوید «آزادی پوشش حق زنان است»، مجبور شده اعتراف کند که در جامعهی خودش، همین آزادی پوشش، زنان را به طعمهی آسان برای شکارچیان بصری تبدیل کرده است.
۵۰ زنی که بیبیسی ردیابی کرده، هراسان و تحقیرشده بودند. اما پرسش مهمتر این است: چند هزار زن دیگر هنوز نمیدانند ویدئوی بدنشان در اینترنت دستبهدست میشود؟
منتقدان احتمالاً خواهند گفت: «مقایسهی ایران با غرب نادرست است چون در ایران هم مشکلات وجود دارد.» این حرف درستی است. هیچ جامعهای بیعیب نیست. اما تفاوت بنیادین اینجاست:
جامعهای که اصل حیا و حریم خصوصی را بهعنوان ارزش میپذیرد، حتی اگر در اجرا ناقص باشد، مسیرش درست است.
جامعهای که اصل آزادی مطلق بدن را تبلیغ میکند و سپس تعجب میکند که چرا بدن زنان شکار میشود، دچار تناقض بنیادین است.
مثل این است که کسی پنجرهی خانهاش را باز بگذارد و از دزد شکایت کند. آیا دزد مقصر است؟ بله، قطعاً. اما آیا باز گذاشتن پنجره عاقلانه بود؟ این سؤالی است که غرب حاضر نیست به آن پاسخ دهد.
پیام این گزارش ساده است: پیش از آنکه به ملتهای دیگر بگویید چگونه زندگی کنند، نگاهی به خیابانهای خودتان بیندازید. نگاهی به همان دوربینهایی که در تاریکی شب، بدن زنانتان را بدون رضایتشان شکار میکند و در اینترنت به فروش میرساند.
جهان اسلام مشکلات خودش را دارد. هیچکس منکر این نیست. اما راهحلْ این نیست که مدل غربی را کپی کنیم. مدلی که در آن زنان در خیابان قدم میزنند و نمیدانند بدنشان از زیر دامن فیلمبرداری شده و هزاران نفر آن را تماشا میکنند.
آزادی بدون حرمت، آزادی نیست. آزادی بدون امنیت، فقط یک شعار زیبا روی دیوارِ یک زندان بزرگتر است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


