کد خبر: ۸۸۱۰۲۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

از انقلاب خمینی(ره) تا انقلاب مهدی(عج)

و خدا می‌داند «شعار گمراه‌کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان(عج) باطل است» چه تردید‌هایی در دل مؤمنین ایجاد کرد و چه جوانان با ایمانی را در حصار کج‌فهمی محبوس و از مسیر جهاد الهی منحرف کرد.

از انقلاب خمینی(ره) تا انقلاب مهدی(عج)
به گزارش بولتن نیوز به نقل از کیهان، وقتی امام خمینی(ره) توصیه‌های خود برای تدوین تاریخ انقلاب اسلامی را به حجت‌الاسلام سید حمید روحانی می‌گفت برای توصیف شهر قم در دهه 40 شمسی از عبارتی استفاده کرد که شاید هیچ‌کس جز امام(ره) نمی‌توانست از این عبارت استفاده کند. امام(ره) در نامه خود به آقای سید حمید روحانی نوشت: «شما بايد به روشنى ترسيم كنيد كه در سال 41، سال شروع انقلاب اسلامى و مبارزه روحانيت اصيل، در مرگ‌آباد تحجر و تقدس‌مآبى چه ظلم‌ها بر عده ‏اى روحانى پاكباخته رفت، چه ناله‏ هاى دردمندانه كردند، چه خون دل‌ها خوردند، متهم به جاسوسى و بى‏ دينى شدند ولى با توكل بر خداى بزرگ كمر همت را بستند و از تهمت و ناسزا نهراسيدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ايمان و كفر، علم و خرافه، روشنفكرى و تحجرگرايى، سرافراز- ولى غرقه به خون ياران و رفيقان خويش- پيروز شدند.»
«مرگ‌آباد تحجر و مقدس‌مآبی» توصیف جسورانه امام خمینی(ره) از شهر قم در دهه 40 شمسی بود. سید روح‌الله دلی پر غصه و البته زبانی به مصلحت خاموش داشت که فقط گاه‌گاهی درد آن روزها را بیرون می‌ریخت و به سخن می‌آمد. او می‌گفت رنجی که از این جماعت کشیده، حتی در سال‌های زندان و تبعید، از رژیم پهلوی نکشیده است: «خون دلى كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختي‌هاى ديگران نخورده است.»
«دین از سیاست جداست» حرفی است که آن روز متحجران می‌زدند و امروز متجددان! و چه عبرت‌آموز است وقتی «تحجر» و «تجدد» در یک نقطه یعنی بیرون راندن اسلام از عرصه حکمرانی، به هم می‌رسند. این همان زخمی بود که امام(ره) را آزار می‌داد: «وقتى شعار جدايى دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردى و عبادى شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست [و] حكومت دخالت نمايد، حماقت روحانى در معاشرت با مردم فضيلت شد. به زعم بعض افراد، روحانيت زمانى قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاى‏ وجودش ببارد و الّا عالم سيّاس و روحانى كاردان و زيرك، كاسه‏اى زير نيم كاسه داشت.»
امام(ره) که در روزگار جوانی به شوق دیدن و شنیدن آیت‌الله مدرس بارها به مجلس شورای ملی رفته بود؛ مثل او از بطن و متن معارف الهی آموخته بود که دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ما است. مرداد 1342 وقتی می‌خواستند او را از زندان به حصر خانگی ببرند، حسن پاکروان رئیس وقت ساواک به آقا سید روح‌الله گفت: «آقا! سياست عبارت از دروغگويى است، عبارت از خُدعه است، عبارت از فريب است، عبارت از پدرسوختگى است، اين را بگذاريد براى ما.» امام(ره) در پاسخ گفت: «این سیاست مال شماست!» سیاست‌ورزی امام(ره) از جنس دیگری بود؛ خودش می‌گفت: «سياست به آن معنايى كه اينها مى‏گويند كه دروغگويى، با دروغگويى، چپاول مردم و با حيله و تزوير و ساير چيزها، تسلط بر اموال و نفوس مردم، اين سياست هيچ ربطى به سياست اسلامى ندارد، اين سياست شيطانى است. و اما سياست به معناى اينكه جامعه را راه ببرد و هدايت كند به آنجايى كه صلاح جامعه و صلاح افراد هست، اين در رواياتِ ما براى نبّى اكرم با لفظ «سياست» ثابت شده است.»
روح‌الله، روح دیانت را در کالبد سیاست دمید و آن را زنده کرد. متحجران مقدس‌نما اما دست‌بردار نبودند. اگر تا دیروز سیاست را دون شأن مؤمنان و عالمان دین می‌دانستند، رفته رفته به شبهه‌هایشان رنگ و رویی دیگر دادند تا باز هم نسبت به انقلاب خمینی(ره) شک و تردید ایجاد کنند. طعنه‌ها و زخم‌زبان‌هایی که امام(ره) آنها را «مشکلات بزرگ و جانفرسایی» خواند که فقط با جانفشانی رفع می‌شد: «[ترویج تفکر] با گوشت و پوست نمى‏توان در مقابل توپ و ‌تانك ايستاد و اينكه ما مكلف به جهاد و مبارزه نيستيم و يا جواب خون مقتولين را چه كسى مى‏دهد و از همه شكننده‏تر، شعار گمراه كننده حكومت قبل از ظهور امام زمان- عليه السلام- باطل است و هزاران «إن قُلت» ديگر، مشكلات بزرگ و جانفرسايى بودند كه نمى‏شد با نصيحت و مبارزه منفى و تبليغات جلوى آنها را گرفت؛ تنها راه‌حل، مبارزه و ايثار خون بود كه خداوند وسيله‏اش را آماده نمود.»
و خدا می‌داند «شعار گمراه‌کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان(عج) باطل است» چه تردید‌هایی در دل مؤمنین ایجاد کرد و چه جوانان با ایمانی را در حصار کج‌فهمی محبوس و از مسیر جهاد الهی منحرف کرد. 30 بهمن 1357 امام خمینی(ره) در جلسه تشکر و خداحافظی از مسئولان، معلمان و کارکنان مدرسه علوی به آنها تذکر دوستانه‌ای داد: «شما بچه‏ها را از سياست، از اين‌طور چيزها دور نگه نداريد. دور نگه داشتن بچه‏ها از سياست اساس اين مى‏شود كه وقتى وارد در اجتماع شدند، مثل يك آدم كورى وارد اجتماع بشوند... آقايان كه تربيت بچه‏ها را مى‏كنند؛ مسائل سياسى روز را هم به آنها تعليم بكنند. نمى‏گويم همه آن [مسائل سياسى‏] باشد. همه چيز بايد باشد. يك بچه كه از يك مدرسه بيرون مى‏آيد بايد هم مسائل دينى‏اش را بداند، مسائل نماز و روزه‏اش را بداند، هم تربيت‌هاى علمى بشود مطابق هر سيستمى كه هست، و هم تربيت سياسى بشود.» و برای دست‌اندرکاران مدرسه علوی از سیاست‌ورزی و حکومتداری پیامبر و امیرالمؤمنین و مبارزه آنها با اشراف و سرمایه‌داران گفت.
در سال‌های پس از انقلاب اما همان متحجران مقدس‌نمایی که دستور پرهیز از سیاست می‌دادند و هر قیامی قبل از ظهور امام زمان(عج) را باطل می‌دانستند، ناگهان پا به عرصه سیاست گذاشتند و بعضا در قامت رهبران اپوزیسیون ظاهر شدند! رویکرد دوگانه‌ای که تزویر آنها در مواجهه با انقلاب اسلامی ایران را نشان می‌داد. امام خمینی(ره) از همین تزویر و نفاق آنها به ستوه آمده بود و در یکی از آخرین نوشته‌های دوران حیاتش، با لحن تندی درباره آنها نوشت: «ديروز مقدس نماهاى بيشعور مى‏گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مى‏گويند مسئولين نظام كمونيست شده‏اند! تا ديروز مشروب‌فروشى و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براى ظهور امام زمان- ارواحنا فداه- را مفيد و راهگشا مى‏دانستند، امروز از اينكه در گوشه‏اى خلاف شرعى كه هرگز خواست مسئولين نيست رخ مى‏دهد، فرياد «وا اسلاما» سر مى‏دهند! ديروز «حجتيه‏اى»‌ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابي‌تر از انقلابيون شده‏اند!»
انتظار برای ظهور امام عصر(عج) در سیره سید روح‌الله خمینی(ره) بی‌تحرکی و دست از کار کشیدن نبود بلکه کاملا برعکس، اقدامی فعالانه و رو به جلو بود که از هیچ کوششی برای مهیا کردن شرایط ظهور فروگذار نمی‌کرد. امام(ره) می‌گفت: «آن پر كردن دنيا را از عدالت، آن را ما نمى‏توانيم [پر] بكنيم. اگر مى‏توانستيم، مى‏كرديم، اما چون نمى‏توانيم بكنيم ايشان (امام زمان) بايد بيايند. الان عالم پر از ظلم است. شما يك نقطه هستيد در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانيم جلوى ظلم را بگيريم، بايد بگيريم؛ تكليف‌مان است. ضرورت اسلام و قرآن [است،] تكليف ما كرده است كه بايد برويم همه كار را بكنيم. اما نمى‏توانيم بكنيم؛ چون نمى‏توانيم بكنيم، بايد او بيايد تا بكند. اما ما بايد فراهم كنيم كار را. فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك بكنيم، كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم براى آمدن حضرت(عج).»
سید روح‌الله انتظار امام عصر(عج) را نه با حرف که در عملش معنا کرد. هیچ رویدادی به اندازه انقلاب خمینی(ره) نتوانست نام حضرت مهدی(عج) و در سطحی کلی‌تر امکان‌پذیری حاکمیت الهی و دینی را در منطقه و حتی جهان فراگیر کند. از این منظر انقلاب اسلامی ایران و هزاران شهید در خون خفته آن، پیش‌پرده انقلاب بزرگ موعود(عج) است. چه زیبا گفت سید مرتضی آوینی: «ماییم که بار تاریخ را بر دوش گرفته‌ایم تا جهان را به سرنوشت محتوم خویش برسانیم. خون سرخ ما فلقی است که پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است. یا فالق‌الاصباح! ما را در راهی که اینچنین عاشقانه در پیش گرفته‌ایم یاری فرما.»

سید محمدعماد اعرابی

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین