همنفس با سیل سیاهپوشان در زیرزمینهای تهران
به گزارش بولتن نیوز به نقل از ایرنا، سوار بر قطار خط ۴ مترو از مبدأ کلاهدوز، نخستین تصاویری که پیش چشم مینشیند، سکوت است و جامههای سیاهی که تنپوش مسافران شده است. در نخستین دقایق حرکت، صندلیها یک به یک پر میشوند؛ چهرهها غرق در افکار خویشند و چشمها، سنگینیِ غمی مشترک را به دوش میکشند. این آغازِ یک همسفریِ غریب است.
هرچه قطار پیش میرود و در ایستگاههای بعدی توقف میکند، گویی جریان زندگی با رنگ عزا شتاب بیشتری میگیرد. در هر ایستگاه، مسافرانِ بیشتری با پوشش سیاه و چشمهای بارانی وارد واگنها میشوند. چقدر این شلوغی آشناست؛ فشردگیِ روزهای بیتکرار دیماه ۹۸ و بدرقه «سردار دلها» را به یاد می آورد، با همان حالوهوا؛ همان جنس از بهت، همان جنس از پناه بردن به جمع برای تحمل باری که بر دوش دلها سنگینی میکند.
اینجا هر واگن، به تکیهای کوچک بدل شده که آدمهایش بدون آنکه یکدیگر را بشناسند، با یک نگاه، تسلیت ناگفتهای را به هم تعارف میکنند. نقطه اوج این همدلی و هممسیر شدن، در ایستگاههای تقاطعی «دروازه دولت» و «تئاتر شهر» رقم میخورد. جایی که درهای قطار باز میشود و سیل جمعیت، خروشان و بیقرار، سکوهای ایستگاه را پر میکند. همه یک مقصد دارند و یک نشان؛ تابلوهای راهنمای ایستگاه، مسیرِ خط ۱ به سمت «مصلی» را نشان میدهند و گامهای مصمم مردم، بیدرنگ این جهت را دنبال میکنند. پیر و جوان، مادرانی با فرزندان خردسال و جوانانی با عکسهای رهبر فقید بر سینه، پلههای برقی و راهروها را پشت سر میگذارند تا خود را به میعادگاه وداع برسانند.
در هیاهوی این تغییر مسیر و در دلِ زیرزمینهای پایتخت، آنچه بیش از همه لمس میشود، پیوندی نادیدنی میان مسافرانی است که امروز خودروهای خود را رها کردهاند تا همقدم و همنفس، فصلی از تاریخ مشترکشان را با حضور و اشک به ثبت برسانند. قطار بعدی به سمت مصلی میآید، درها گشوده میشوند، و جمعیت با شوقی آمیخته به حسرت، واگنها را به مقصد خانه آخر وداع پر میکنند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com