آرایش جنگی محور مقاومت در برابر ماجراجوییهای کاخ سفید تغییر کرد
گروه سیاسی:دیشب، در حالی که عقربههای ساعت در خاورمیانه به وقتِ «بحران» تنظیم شده بود و ادبیات تهدیدآمیز واشنگتن علیه تهران به اوج خود رسیده بود، انتشار دو بیانیه از دو جغرافیای متفاوت اما با یک استراتژی واحد، معادلات روی میز پنتاگون را به هم ریخت. انصارالله یمن از جنوب و کتائب حزبالله عراق از غرب، نه تنها حمایت خود را از ایران اعلام کردند، بلکه از «خطوط قرمزی» رونمایی کردند که عبور از آنها به معنای ورود منطقه به یک جنگ تمامعیار و بیبازگشت خواهد بود. این دیگر یک حمایت دیپلماتیک نیست؛ این اعلان رسمی تغییر فاز درگیری از «بازدارندگی» به «اقدام پیشدستانه و ویرانگر» است.
یمن: شکارچیان ناوها به خط میشوند
به گزارش بولتن نیوز، در حالی که ماشین تبلیغاتی ایالات متحده بر طبل جنگ میکوبید، بیانیه انصارالله یمن همچون آب سردی بر پیکره نقشههای نظامی آمریکا در دریای سرخ فرود آمد. صنعا در پیامی صریح، کوتاه و بهشدت عملیاتی اعلام کرد: «در صورت حمله به ایران، ناوهای آمریکایی در منطقه اهداف مشروع ما خواهند بود.»
چرا این تهدید یک «بلوف سیاسی» نیست؟ کارشناسان نظامی معتقدند که انصارالله یمن تنها گروهی در محور مقاومت است که سابقه عملی و موفق در هدف قرار دادن شناورهای نظامی مدرن و کشتیهای تجاری وابسته به دشمن را در کارنامه خود دارد. آنها پیشتر اثبات کردهاند که تنگه بابالمندب و دریای سرخ، نه یک گذرگاه امن بینالمللی برای غرب، بلکه یک گلوگاه استراتژیک تحت کنترل آنهاست.
تهدید مستقیم ناوهای آمریکایی، آنهم از سوی بازیگری که به موشکهای بالستیک ضدکشتی و پهپادهای انتحاری دوربرد مجهز است، سطح تنش را به لایهای میبرد که آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم کمتر تجربه کرده است. استراتژیستهای نظامی میدانند که انصارالله وقتی از «زدن ناو» حرف میزند، به معنای شلیک کور نیست؛ بلکه سخن از یک توانایی تثبیت شده است که میتواند پرستیژ نیروی دریایی آمریکا را در اعماق آبهای منطقه غرق کند. این پیام واضح است: اگر جرقهای در ایران زده شود، آتش آن دامن ناوگان پنجم و ناوهای هواپیمابر آمریکا را خواهد گرفت.
عراق: بازگشت به عصر وحشت برای اشغالگران
اگر تهدید یمن بر تکنولوژی موشکهای ضدکشتی استوار است، بیانیه کتائب حزبالله عراق، وحشت را به لایههای انسانی و روانی ارتش آمریکا تزریق کرده است. فراز پایانی بیانیه کتائب، حاوی کدی بود که تحلیلگران امنیتی غرب را به لرزه درآورد: «در صورت صدور حکم جهاد توسط مراجع تقلید، سطح عملیات به عملیات استشهادی و نابودی فرماندهان عالیرتبه دشمن ارتقا مییابد.»
این جملات، بازخوانی یک کابوس قدیمی برای آمریکاست، اما با ابعادی جدید.
1. فتوای جهاد: اشاره به احتمال صدور حکم جهاد توسط مراجع، مشروعیت دینی نبردی را تضمین میکند که در آن «مرگ» برای مهاجمان، نه یک ریسک، بلکه یک آرزو برای مدافعان خواهد بود. این فاکتور، محاسبات کلاسیک نظامی را به طور کامل فلج میکند.
2. بازگشت عملیاتهای استشهادی: کتائب عراق با یادآوری سابقه عملیاتهای استشهادی، به آمریکا گوشزد کرد که با ارتشی روبروست که سربازانش خود، بمبهای هوشمند متحرک هستند. این تاکتیک، هیچ پدافند و سپر دفاعی ندارد و میتواند هر پایگاه و کاروانی را به تلی از خاکستر تبدیل کند.
3. شکار فرماندهان ارشد: شاید نگرانکنندهترین بخش برای کاخ سفید، تهدید مستقیم جان فرماندهان عالیرتبه باشد. این یعنی جنگ دیگر محدود به سربازان در میدان نیست؛ ژنرالها و طراحان جنگ در اتاقهای امن خود نیز در امان نخواهند بود.
همافزایی میدانها: محاصره ۳۶۰ درجه
آنچه دیشب رخ داد، فراتر از دو بیانیه حمایتی بود. این یک مانور هماهنگ در دکترین «وحدت میادین» (Unity of Fields) بود. آمریکا اکنون میداند که حمله به ایران، دیگر یک نبرد دوجانبه نخواهد بود.
واشنگتن حالا با یک سناریوی آخرالزمانی روبروست: از یک سو، ناوهای چند میلیارد دلاریاش در دریا طعمه موشکهای یمنی میشوند و از سوی دیگر، پایگاهها و فرماندهانش در عراق و سوریه، هدف امواجی از عملیاتهای استشهادی قرار میگیرند که هیچ تکنولوژیای قادر به مهار آن نیست.
این دو بیانیه، دیشب توازن وحشت را تغییر دادند. اگر آمریکا تا دیروز گمان میکرد که میتواند با زبان زور با تهران سخن بگوید، امروز صبح با این واقعیت بیدار شد که انگشتان مقاومت روی ماشه است و هزینه هرگونه ماجراجویی، نه تنها شکست نظامی، بلکه تلفات سنگین انسانی و غرق شدن نمادهای قدرت دریاییاش خواهد بود. خاورمیانه دیشب به آمریکا ثابت کرد: ورود به جنگ شاید با شما باشد، اما پایان آن و ابعاد ویرانیاش را «محور مقاومت» تعیین میکند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


