گردشگران متخصص راهی برای معرفی درست ایران
افزایش درآمدگردشگری درگرو معرفی ناشناختهها
جوانان عضو آیسک معتقدند برای آن که صنعت گردشگری یکی از منابع اصلی درآمد کشور باشد، باید ایران را معرفی کرد. تنها راه این کار نیز بهره بردن از گردشگران متخصص و روایت مناطق متنوع ایران از زبان این گروه است.
بولتن نیوز به نقل از خبرگزاری میراث فرهنگی:صنعت گردشگری میتواند نخستین منبع درآمد کشور باشد اما نه تنها اولین منبع نیست بلکه در ردههای یک تا 10 نیز جایی ندارد. مشکل از کجاست؟
دانشجویان و جوانان عضو «آیسک» این امر را ناشی از ناشناخته ماندن ایران میدانند و معتقدند مردم دیگر کشورها فقط بر اساس رسانهها و اخبار مغرضانه راجع به کشورمان قضاوت میکنند؛ پس لازم است ایران واقعی معرفی شود. به همین دلیل پروژهای به نام «ناشناختههای ایران» طراحی شد و اجرای آن از پاییز سال 90 کلید خورد.

ارسلان فرهادکوهی مسئول روابط عمومی پروژه ناشناختههای ایران در گفتوگو با خبرگزاری CHN به پرسشهایی در این باره پاسخ گفت.
پروژه ناشناختههای ایران چگونه آغاز شد؟
با علی صالحپور، یکی از دوستان و راهنمایان طبیعتگردی صحبت میکردیم و به این نتیجه رسیدیم که گردشگران خارجی فقط شهرهای اصفهان و شیراز را میشناسند. پس باید راهی مییافتیم که مناطق دیگری از کشورمان را معرفی کنیم و نشان دهیم که کشوری 4 فصل است.
پروژه از اواخر پاییز کلید خورد و اجرایی شد. بین اعضای گروه که به طور اتفاقی از مناطق مختلف ایران هستند، تقسیم کار شد. روابط عمومی، تدارکات، سفرها و امور مالی و ارتباط با کارآموزان.
یادآوری میکنم، رشته دانشگاهی هیچ یک از اعضای گروه، گردشگری نبود و با تعریف این پروژه شروع به مطالعه کردیم و آموختیم. آن طور که تصور میکردیم ارگانها و سازمانها استقبال نکردند. اعتماد اولیه بهوجود نیامد؛ شاید باور نمیکردند که چند جوان دانشجو بتوانند کاری انجام دهند. در حالی که ما پیش از این کارآموزانی داشتیم که پس از طی دوره کارآموزی با خانواده خود به ایران سفر کردند و یا برای آموختن زبان فارسی به ایران بازگشتند. تعداد زیادی از کارآموزان آیسک بیش از یک بار به ایران سفر کردند و همین امر یعنی، گردشگری و سفر و ایجاد درآمد. لازم به ذکر است آیسک در این 4 سال حدود 20 کارآموز داشته است.
چطور میتوان ایران واقعی را معرفی کرد؟
من میگویم ما کارشناس گردشگری نیستیم اما میتوانیم قدمی برداریم و آن، با معرفی چهره واقعی ایران انجام میشود.
کارآموزان همزمان با نوروز وارد ایران شدند و این شانس را داشتند که با یکی از فرهنگهای قشنگ ملی ما آشنا شوند. کارآموزان چند مرحله سفر داشتند و به مناطق مختلف رفتند. سفر اول طبیعتگردی بود و کویر را دیدند. در سفر دوم جنگل و مناطق سرسبز کشور را دیدند. در طی بقیه مدت اقامت نیز غارنوردی، کوهپیمایی و بازدید از موزهها و محلههای قدیمی تهران داشتند.
یکی از کارآموزان آلمانی به نام ایزابل غروب روز سیزدهبهدر گفت به ایرانیها غبطه میخورم که چقدر ساده و شاد در کنار هم هستند. و این چیزی است که جوان ایرانی قدرش را نمیداند.
نکته جالب در مورد سفر این بود که ما میخواستیم خصوصیت مهماننوازی ایرانیان را نشان بدهیم و نمیدانستیم چطور ممکن است. این امر به شکل طبیعی انجام شد و در مناطق مختلف مردم خیلی به ما لطف داشتند و محبت کردند.
بازخورد و نتیجه پروژه چگونه نمایان میشود؟
ویکتور تا به حال دو مصاحبه با رادیوهای اسپانیا داشته و دوستان دیگر گزارش چاپ شده در نشریه و سایت دارند.
از نتایج داخلی هم باید گفت در برخی مقاصد مانند چشمه بادابسورت زباله جمع کردیم. یعنی میتوان از تواناییها استفاده کرد و مثلاً میتوان در برنامههای پاکسازی مشارکت کرد. هدف نهایی ما افزایش حس افتخار به کشور و تلاش در جهت سازندگی است.
وضعیت پشتیبانی ارگانها و سازمانها از این پروژه چگونه بود؟
در مورد حمایت و پشتیبانی باید گفت فیاضی، معاون طبیعتگردی در مجوز سفر اول کمک کرد اما سایر موسسات و سازمانها با شنیدن طرح، خیلی اظهار علاقه میکردند ولی اقدامی نکردند.
برای کاستن از هزینه سفر از روشهای مختلف استفاده کردیم که فقط پروژه پیش برود. به عنوان مثال در سفر شمال یکی از دوستان و یکی از راهنمایان ماشین آوردند و دو نفر هم با اتوبوس آمدند. یعنی تمام تلاش خود را کردیم تا هزینه کمتر شود.
تفاوت در این است که اعضای آیسک میدانند محدودیتهایی وجود دارد اما با این وجود تلاش میکنند. سعی میکنیم آنقدر چانهزنی کنیم تا کار پیش برود. از دریچه مالی نگاه نمیکنیم و دنبال پول نیستیم؛ کافی است پروژه مجانی و کمهزینه انجام شود. همین که دید ما یا گروهی از جوانان نسبت به کشور عوض شده، برای ما کافی است.
لازم به ذکر است کارآموزان خارجی حدود 300 یورو و کارآموزان ایرانی نیز حدود 500هزار تومان هزینه کردهاند.
نیامدهایم که از جایی گله و شکایت کنیم بلکه آمدهایم تا از کسانی که کمک کردند، تشکر کنیم. این آغازی بود که دفعات بعد راحتتر انجام خواهد شد.
دانشجویان و جوانان عضو «آیسک» این امر را ناشی از ناشناخته ماندن ایران میدانند و معتقدند مردم دیگر کشورها فقط بر اساس رسانهها و اخبار مغرضانه راجع به کشورمان قضاوت میکنند؛ پس لازم است ایران واقعی معرفی شود. به همین دلیل پروژهای به نام «ناشناختههای ایران» طراحی شد و اجرای آن از پاییز سال 90 کلید خورد.

ارسلان فرهادکوهی مسئول روابط عمومی پروژه ناشناختههای ایران در گفتوگو با خبرگزاری CHN به پرسشهایی در این باره پاسخ گفت.
پروژه ناشناختههای ایران چگونه آغاز شد؟
با علی صالحپور، یکی از دوستان و راهنمایان طبیعتگردی صحبت میکردیم و به این نتیجه رسیدیم که گردشگران خارجی فقط شهرهای اصفهان و شیراز را میشناسند. پس باید راهی مییافتیم که مناطق دیگری از کشورمان را معرفی کنیم و نشان دهیم که کشوری 4 فصل است.
پروژه از اواخر پاییز کلید خورد و اجرایی شد. بین اعضای گروه که به طور اتفاقی از مناطق مختلف ایران هستند، تقسیم کار شد. روابط عمومی، تدارکات، سفرها و امور مالی و ارتباط با کارآموزان.
یادآوری میکنم، رشته دانشگاهی هیچ یک از اعضای گروه، گردشگری نبود و با تعریف این پروژه شروع به مطالعه کردیم و آموختیم. آن طور که تصور میکردیم ارگانها و سازمانها استقبال نکردند. اعتماد اولیه بهوجود نیامد؛ شاید باور نمیکردند که چند جوان دانشجو بتوانند کاری انجام دهند. در حالی که ما پیش از این کارآموزانی داشتیم که پس از طی دوره کارآموزی با خانواده خود به ایران سفر کردند و یا برای آموختن زبان فارسی به ایران بازگشتند. تعداد زیادی از کارآموزان آیسک بیش از یک بار به ایران سفر کردند و همین امر یعنی، گردشگری و سفر و ایجاد درآمد. لازم به ذکر است آیسک در این 4 سال حدود 20 کارآموز داشته است.
چطور میتوان ایران واقعی را معرفی کرد؟
من میگویم ما کارشناس گردشگری نیستیم اما میتوانیم قدمی برداریم و آن، با معرفی چهره واقعی ایران انجام میشود.
کارآموزان همزمان با نوروز وارد ایران شدند و این شانس را داشتند که با یکی از فرهنگهای قشنگ ملی ما آشنا شوند. کارآموزان چند مرحله سفر داشتند و به مناطق مختلف رفتند. سفر اول طبیعتگردی بود و کویر را دیدند. در سفر دوم جنگل و مناطق سرسبز کشور را دیدند. در طی بقیه مدت اقامت نیز غارنوردی، کوهپیمایی و بازدید از موزهها و محلههای قدیمی تهران داشتند.
یکی از کارآموزان آلمانی به نام ایزابل غروب روز سیزدهبهدر گفت به ایرانیها غبطه میخورم که چقدر ساده و شاد در کنار هم هستند. و این چیزی است که جوان ایرانی قدرش را نمیداند.
نکته جالب در مورد سفر این بود که ما میخواستیم خصوصیت مهماننوازی ایرانیان را نشان بدهیم و نمیدانستیم چطور ممکن است. این امر به شکل طبیعی انجام شد و در مناطق مختلف مردم خیلی به ما لطف داشتند و محبت کردند.
بازخورد و نتیجه پروژه چگونه نمایان میشود؟
ویکتور تا به حال دو مصاحبه با رادیوهای اسپانیا داشته و دوستان دیگر گزارش چاپ شده در نشریه و سایت دارند.
از نتایج داخلی هم باید گفت در برخی مقاصد مانند چشمه بادابسورت زباله جمع کردیم. یعنی میتوان از تواناییها استفاده کرد و مثلاً میتوان در برنامههای پاکسازی مشارکت کرد. هدف نهایی ما افزایش حس افتخار به کشور و تلاش در جهت سازندگی است.
وضعیت پشتیبانی ارگانها و سازمانها از این پروژه چگونه بود؟
در مورد حمایت و پشتیبانی باید گفت فیاضی، معاون طبیعتگردی در مجوز سفر اول کمک کرد اما سایر موسسات و سازمانها با شنیدن طرح، خیلی اظهار علاقه میکردند ولی اقدامی نکردند.
برای کاستن از هزینه سفر از روشهای مختلف استفاده کردیم که فقط پروژه پیش برود. به عنوان مثال در سفر شمال یکی از دوستان و یکی از راهنمایان ماشین آوردند و دو نفر هم با اتوبوس آمدند. یعنی تمام تلاش خود را کردیم تا هزینه کمتر شود.
تفاوت در این است که اعضای آیسک میدانند محدودیتهایی وجود دارد اما با این وجود تلاش میکنند. سعی میکنیم آنقدر چانهزنی کنیم تا کار پیش برود. از دریچه مالی نگاه نمیکنیم و دنبال پول نیستیم؛ کافی است پروژه مجانی و کمهزینه انجام شود. همین که دید ما یا گروهی از جوانان نسبت به کشور عوض شده، برای ما کافی است.
لازم به ذکر است کارآموزان خارجی حدود 300 یورو و کارآموزان ایرانی نیز حدود 500هزار تومان هزینه کردهاند.
نیامدهایم که از جایی گله و شکایت کنیم بلکه آمدهایم تا از کسانی که کمک کردند، تشکر کنیم. این آغازی بود که دفعات بعد راحتتر انجام خواهد شد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


