«دیپلمات جانباز» را در میانه میدان خلع سلاح نکنید
گروه بین الملل: اخبار غیررسمی و زمزمههای شنیده شده از راهروهای وزارت امور خارجه، حکایت از پایان قریبالوقوع مأموریت دکتر مجتبی امانی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در لبنان دارد. تصمیمی که اگرچه شاید در روالهای عادی دیپلماتیک توجیهپذیر باشد، اما در شرایط جنگی کنونی و با توجه به جایگاه ویژهای که امانی پس از حادثه تروریستی پیجرها پیدا کرده است، نیازمند بازنگری جدی است. تغییر سفیری که خونش با خون مردم لبنان در یک جبهه ریخته شده، آن هم در میانهی آتش و باروت، میتواند پیامی اشتباه به دوست و دشمن مخابره کند.
به گزارش بولتن نیوز، لبنان این روزها نه یک کشور عادی برای مأموریت دیپلماتیک، که خط مقدم نبرد محور مقاومت است. در چنین شرایطی، سفارتخانه تنها یک ساختمان اداری برای صدور ویزا نیست؛ بلکه قلب تپنده هماهنگیهای سیاسی و راهبردی است. مجتبی امانی، سفیر فعلی ایران، طی ماههای اخیر نه تنها یک دیپلمات، بلکه به معنای واقعی کلمه یک «رزمنده دیپلمات» بوده است. اما چرا کنار گذاشتن او در این مقطع زمانی، یک خطای محاسباتی محسوب میشود؟
مجروحیت دکتر امانی در جریان عملیات تروریستی انفجار پیجرها توسط رژیم صهیونیستی، او را از یک مقام رسمیِ صرف، به نمادی از «همسرنوشتی» میان ایران و لبنان تبدیل کرد. او هزینهی ایستادگی را نه با بیانیههای پشت میز، بلکه با جسم خود پرداخت کرد. بازگشت سریع او به محل کار پس از طی دوران نقاهت، یک مانور قدرت نرم بود؛ پیامی روشن به تلآویو که «ترور نمیتواند دیپلماسی مقاومت را کور کند». حال، کنار گذاشتن او به بهانه وضعیت جسمانی یا تغییرات اداری، ناخواسته این پیام را القا میکند که دشمن موفق شده است مهره کلیدی ایران را از بازی خارج کند. حفظ امانی، تثبیت این روایت است که ما حتی با زخمهایمان نیز در میدان میمانیم.
اصول اولیه مدیریت بحران حکم میکند که «در میانه طوفان، ناخدا را عوض نمیکنند». بیروت درگیر جنگی تمامعیار است. شناخت مویرگی از جریانات سیاسی لبنان، ارتباط نزدیک با بدنه حزبالله و سایر گروههای سیاسی، و تسلط بر پیچیدگیهای امنیتی بیروت، سرمایهای است که امانی طی سالها اندوخته است. هر سفیر جدیدی، هرچقدر هم که توانمند باشد، برای مسلط شدن بر این فضا به ماهها زمان نیاز دارد؛ زمانی که ما در شرایط جنگی فاقد آن هستیم. ایجاد وقفه در مدیریت عالیترین سطح نمایندگی ایران در لبنان، همان حفرهای است که دشمن به دنبال آن میگردد.

تغییر سفیر در این مقطع، ممکن است در داخل لبنان به عنوان نشانهای از تغییر رویکرد یا تزلزل تفسیر شود. دوستان ایران در منطقه نیاز دارند ببینند که تهران با تمام قوا و بدون تغییر در آرایش سیاسی-امنیتی خود، پای کار ایستاده است. حضور امانی با چهرهای که نشان از جنایت دشمن دارد، در هر محفل دیپلماتیک، خود به خود یک بیانیه علیه اسرائیل است. او سندی زنده از تروریسم دولتی اسرائیل است که میتواند در مجامع بینالمللی و دیدارهای دیپلماتیک در بیروت، حقانیت موضع ایران را فریاد بزند. فرستادن او به خانه، بایگانی کردن این سند زنده است.
دستگاه دیپلماسی کشور باید با هوشمندی میان «روال اداری» و «ضرورت استراتژیک» تفکیک قائل شود. مجتبی امانی امروز دیگر تنها یک کارمند وزارت خارجه نیست؛ او بخشی از حافظه تاریخی جنگ اخیر و نمادی از ایستادگی دیپلماتیک است. اگر وضعیت جسمانی ایشان اجازه فعالیت میدهد -که شواهد و بازگشت ایشان به بیروت موید آن است- تغییر ایشان در این برهه حساس، سوزاندن یک سرمایه نمادین و ایجاد خلل در یک سنگر کلیدی است. بگذارید «سفیر جانباز» مأموریتش را تا رسیدن کشتی به ساحل آرامش ادامه دهد؛ این کمترین پاداش برای دیپلماتی است که تا پای جان در میدان ایستاد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


