فاصله طبقاتی در حکمرانی؛ چرا تئوریپردازان به میان مردم نمیروند؟
گروه سیاسی:در سالهای اخیر، شکاف عمیقی میان «اتاقهای فکر» و «کف خیابان» پدید آمده است.
به گزارش بولتن نیوز،گویی سیاستگذاران و اقتصاددانان در جزیرهای محصور شدهاند که تنها با اعداد و ارقام سر و کار دارند، در حالی که مردم در دنیای واقعی با تبعات مستقیم این محاسبات دست و پنجه نرم میکنند. این گزارش به بررسی پدیدهای میپردازد که در آن، بارِ سنگین تصمیمات اشتباه یا جراحیهای اقتصادی، نه بر دوش طراحان، بلکه بر دوش اقشار آسیبپذیر و نیروهای میدانی سنگینی میکند.
اقتصاددانانی که در محیطهای آکادمیک و پشت میزهای مدیریتی، نسخهی «حذف رانت» یا «آزادسازی نرخ ارز» را میپیچند، اغلب از یک نکته حیاتی غافل میمانند: پیوست اجتماعی. فرمولهایی مانند MV = PY (نظریه مقداری پول) شاید روی تختهسیاه دانشگاه یا در گزارشهای کارشناسی دقیق به نظر برسند، اما زمانی که این اعداد به گرانی نان، دارو و اجارهبها تبدیل میشوند، دیگر با منطق ریاضی نمیتوان مردم را قانع کرد. پرسش اصلی اینجاست: چرا کسانی که مدعی هستند این تصمیمات به نفع مردم است، خود شهامت حضور در میان معترضان و توضیح دادن این «نفع» را ندارند؟
در هر بحران اقتصادی یا اجتماعی، یک الگوی تکراری مشاهده میشود؛ تئوریسینها تصمیم میگیرند، اما هزینه این تصمیم را چه کسانی پرداخت میکنند؟
نیروهای میدانی: سربازان وظیفه و نیروهایی که در خط مقدم مواجهه با اعتراضات قرار دارند، بیشترین آسیبهای فیزیکی و روانی را متحمل میشوند.
اقشار ضعیف: مردمی که با وعده «بهبود صادرات» یا «رشد اقتصادی»، شاهد سقوط ارزش پول ملی خود هستند.
اینکه طراحان سیاستهای اقتصادی، خود را در پسِ چهرههای سیاسی پنهان کنند و از مواجهه مستقیم با پرسشهای دانشجویان و کسبه سر باز بزنند، نوعی «فرار از مسئولیت» است. مسئولیتپذیری یعنی اگر شخصی معتقد است افزایش نرخ دلار در بلندمدت به نفع اقتصاد است، باید شخصاً در دانشگاه و بازار حاضر شده و با قدرت از ایده خود دفاع کند، نه اینکه اجازه دهد لایههای زیرین جامعه هزینه تنشهای ناشی از آن را بدهند.
حکمرانی در اتاقهای دربسته و از طریق دوربینهای تلویزیونی، راه به جایی نمیبرد. تا زمانی که نخبگان و مدیران ارشد، «زیستِ مردمی» نداشته باشند و میان سفره خود و مردم تفاوتی معنادار حس کنند، شکاف بیاعتمادی پر نخواهد شد.
جامعه امروز دیگر پذیرای توجیحات از راه دور نیست. اگر حذف رانتی صورت گرفته، اگر فرمولی برای نجات اقتصاد کشف شده، و اگر تصمیمی به نفع ملت است، چرا طراحان آن، «تختهسیاه» خود را به میان پردیسهای دانشگاهی و بازارهای پرهیاهو نمیبرند؟
بحران کنونی، تنها بحران ارزی یا معیشتی نیست؛ بلکه بحران «شکاف میان تئوری و عمل» است. تا زمانی که تئوریسینها در برجهای عاج خود بنشینند و سربازان و مردم عادی در خیابان هزینه بدهند، عدالت اقتصادی و اجتماعی محقق نخواهد شد. وقت آن رسیده است که صاحبان کرسیهای قدرت، از پشت میزها بلند شده و با مردم، نه از طریق بخشنامه، بلکه با زبان منطق و حضور میدانی سخن بگویند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


