از اونها که همیشه مادرها زاپاس تو کیفشون دارند احتمالا همون تو کیفیه افتاده.
مرتضي.ام
||
۱۱:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۳
چرا بچهگانه؟ طرف خريده ببره كادو بده به يه نفر ديگه يا اصلا خريده براي خودش. گذاشته توي مغازه و يادش رفته برش دارد! چيز عجيبي نيست!
جواد
|
|
۰۱:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۴
5
0
پاسخ
بولتن نظر منو پخش نکن:
تابلو عکس ها مال شماله
از جاهای دیگه هم عکس میذاشتی که شمالیها ناراحت نشن
البته من شمالی نیستم ها
سحر
|
|
۱۲:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۴
1
2
پاسخ
تصاویر تیتر( اینجا ایران است) با این چه تفاوتی داشت؟
mhc
|
|
۱۲:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۴
0
2
پاسخ
خوب شد تیتر خبرو عوض کردین. دیروز حرصم در اومد
پاسخ ها
امید(اصفهان)
||
۱۲:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۴
نخیر عزیزم اون تیتر هس ولی دوتا خبر مجزاست
وفا
|
|
۰۰:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۶
3
3
پاسخ
با سلام
گرچه ازخیلی چیزا توی کشورم ناراضی هستم ومشکلات فرهنگی از همه مشکلات بیشتر آزارم میده اما از این تیتر که مدتیه مد شده "ویژه ایرانیها" ..."مسایلی که فقط توی ایران میشه دید!!" و... خیلی متأثر میشم.
آخه حس وطن دوستی نباید به آدم اجازه بده وطن خودش رو مسخره کنه و آتو دست دشمنان بده. کجا دیدید که عضوی از اعضای خانواده اعضای دیگر رو پیش بیگانه ها مسخره کنه ؟همه میدونیم ، اعضای خانواده اگر به خودشون هم اعتراض دارند، پیش دیگران ، از هم حمایت میکنند.در جایی که چه خودی وچه بیگانه این مطالب رو میبینند،تیترها باید طوری باشه که رنگ وبوی بی مهری به وطن نداشته باشه .چه اینجا و چه هر جای دیگه ، چنین تیترهایی رو یک خودی بنویسه، دل وطن دوستان به درد می آد
پاسخ ها
مرتضي.ام
||
۰۰:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۶
بنده چند روز پيش سري اول نمونههاي مشابه از كشورهاي اروپايي را براي بولتن عزيز ارسال كردم كه هنوز خبري از آنها نيست. اگر كار شد، سري دوم را نيز خواهم فرستاد.
شمس
||
۰۰:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۶
با سلام،
برادر عزیز، با احترام به احساسات پاک شما به عرض تان میرسانم که این قبیل خبر رسانی ها را که بسیار هم بجا و پر اهمیت میباشند میبایست از مقوله های "طنز" تلقی کرد که انشاء الله هم از روی خیرخواهی و اصلاع امور به تصویر کشانده میشوند.
شایان ذکر است که بنده هم با شما کاملا موافق هستم این چنین مواردی مختص ما ایرانی ها نمی باشد و در تمام فرهنگ ها و کشورها با شدت کم و بیش وجود دارد و با تاکید بر این تفاوت که نگاه انتقادی و طنز پردازانه آنها در این قبیل موارد بسیار تند تر و در نتیجه سازنده تر از نگاه ما است.
شمس
|
|
۱۰:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۷
0
3
پاسخ
با سلام،
چه فرقی میکند که "گوجه" باشد یا "سیب" این قیمت ها دیگر خاطراتی مربوط به تاریخ گذشته این سرزمین است.
بنظر میرسد که به آن هموطن مبتکر تره بار فروش که روی" سیب" های فروشی خود تابلوی قیمت "گوجه" را زده است میبایست یک جایزه نفیس داد چرا که با این عمل ظریف خود توانسته است از اعماق قرون (همین یکی دو سال قبل) پیام خودش را با این گستردگی و در فضای مجازی جهانی به آیندگان خود برساند.
موضوع آن "پژو پارسیه" به تعارضات ماهوی فعالیت دو سازمان بین المللی "یونسکو" (توسعه فرهنگی) و "یونیدو" (توسعه صنعتی) بر میگردد. میدانید که هر کدام از این سازمان ها ماموریت های ویژه خود را دارند. "توسعه اقتصادی" این هموطن "پژو پارسیه" که از قبل فروش زمین های ابا اجدادی خود به "ویلا نشینان" تازه بدوران رسیده شهری به نون و نوایی رسیده است از "توسعه فرهنگی" اش جلو زده و متوهم شده که چون "پژو پارس" سوار میشود پس مجاز است احساسات خود را در بهر طریقی که جایز میداند و در هر کجایی که خلوت می یابد ابراز کند.
مشاغل موسوم به " خدمات شهری"، " تنظیف" و یا " خدمات بهداشتی شهری " و یا "خدمات مهمانداری شهری" و ... جزو مشاغلی محسوب میگردند که در جوامع شهری بویژه در کلانشهر ها که شهروندان گاها بیش از نصف روز را در بیرون از خانه و اداره می گذرانند از اهمیت بسزایی برخوردار است. اشکال کار از اینجا شروع میشود که برخی تصورشان بر این است که حقوق دریافتی شان در این قبیل تشکیلات ها و سازمان ها صرفا از بابت حق حضورشان است و اگر قرار باشد خدماتی ارائه دهند باید از شهروندان مراجعه کننده که بالطبع ممکن است بدلیل نیاز طبیعی در شرائط جسمی و یا روحی نامساعد بسر می برند ،پول علیحده یا باصطلاح "پول زور" دریافت کنند...
چند روز قبل که برای خرید به بازار رفته بودم مثل هفته های قبل ماشین را در خیابان خلوتی پارک کردم موقع برگشت دیدم که فردی که لباس فرم شیک با برچسب "پارکبان" به تن داشت یک کاغذ مهر شده بدستم داد و گفت که پانصد تومان باید پرداخت کنم. در سر برگ کاغذ نوشته بود "توزیع عادلانه جای پارک". بعد با چند سئوال و جواب متوجه شدم که یک آقایی (کارآفرین) "جناح راست" و " جناح چپ" آن خیابان را با مذاکره ! از شهرداری محل اجاره کرده و هر کدام را به یکی از آشنایان خودش اجاره داده و آنها هم بنوبت چند نفر از هم محلی های خود را استخدام کرده اند تا در دو شیفت کاری به شغل "پارکبانی" مشغول شوند.
وفا
|
|
۱۱:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۸
0
2
پاسخ
با سلام
شمس عزیز، از نظر تحلیلی شما استفاده کردم. ضمنا عرض بنده اینست که عناوینی چون "عجایبی که فقط از ایرانیها میتوان دید"و ... که درسایتهای مختلف روی این تصاویر میگذارند، گرچه در قالب طنز حقایقی را بزرگنمایی میکند که توجه به آنها تأثیر سازنده ای برای جامعه دارد اما القاء احساسات منفی وتحقیر آمیز آن را نباید نادیده گرفت.با توجه به موقعیت حساس ایران و ایرانی در افکار عمومی جهان ، اثر مخرب آن روی این موقعیت باید لحاظ شود. پیشنهاد بنده، به تصویر نکشیدن این مسایل نیست،بلکه تغییر عنوان وتیتر است بصورتیکه احساس نشود ایرانی، خودش هم خودش را قبول دارد و استهزاء میکند.
وفا
|
|
۱۳:۴۹ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۹
0
1
پاسخ
اصلاح: ...خودش هم خودش را قبول ندارد واستهزاء میکند.
سینا
|
|
۱۵:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۹
0
2
پاسخ
خنده دار نبود بابا
علی
|
|
۰۹:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۳/۳۰
0
1
پاسخ
ایرانیها درهمه ی عرصه ها هنرمندند
maryam
|
|
۱۱:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۷
0
1
پاسخ
سلام از سایت جالبتون ممنون عکس های بیشتری بذارید فکر کنم هیج جای دنیا مثل ایران اینقدر صوتی داغون ندن.
بعضی هاش واقعا تعجب آوره
شما حواستون نیست با خوندن بولتن ونظر دادنتون بولتنی شدید خودتون خبر ندارید!خوش امدید
یاعلی
به نظر منم اون پژو پارسیه خیلی باحال بود.
کلا ما ایرانی ها موجودات عجیب و غریب و غیر قابل شناختی هستیم.
از اونها که همیشه مادرها زاپاس تو کیفشون دارند احتمالا همون تو کیفیه افتاده.
تابلو عکس ها مال شماله
از جاهای دیگه هم عکس میذاشتی که شمالیها ناراحت نشن
البته من شمالی نیستم ها
گرچه ازخیلی چیزا توی کشورم ناراضی هستم ومشکلات فرهنگی از همه مشکلات بیشتر آزارم میده اما از این تیتر که مدتیه مد شده "ویژه ایرانیها" ..."مسایلی که فقط توی ایران میشه دید!!" و... خیلی متأثر میشم.
آخه حس وطن دوستی نباید به آدم اجازه بده وطن خودش رو مسخره کنه و آتو دست دشمنان بده. کجا دیدید که عضوی از اعضای خانواده اعضای دیگر رو پیش بیگانه ها مسخره کنه ؟همه میدونیم ، اعضای خانواده اگر به خودشون هم اعتراض دارند، پیش دیگران ، از هم حمایت میکنند.در جایی که چه خودی وچه بیگانه این مطالب رو میبینند،تیترها باید طوری باشه که رنگ وبوی بی مهری به وطن نداشته باشه .چه اینجا و چه هر جای دیگه ، چنین تیترهایی رو یک خودی بنویسه، دل وطن دوستان به درد می آد
برادر عزیز، با احترام به احساسات پاک شما به عرض تان میرسانم که این قبیل خبر رسانی ها را که بسیار هم بجا و پر اهمیت میباشند میبایست از مقوله های "طنز" تلقی کرد که انشاء الله هم از روی خیرخواهی و اصلاع امور به تصویر کشانده میشوند.
شایان ذکر است که بنده هم با شما کاملا موافق هستم این چنین مواردی مختص ما ایرانی ها نمی باشد و در تمام فرهنگ ها و کشورها با شدت کم و بیش وجود دارد و با تاکید بر این تفاوت که نگاه انتقادی و طنز پردازانه آنها در این قبیل موارد بسیار تند تر و در نتیجه سازنده تر از نگاه ما است.
چه فرقی میکند که "گوجه" باشد یا "سیب" این قیمت ها دیگر خاطراتی مربوط به تاریخ گذشته این سرزمین است.
بنظر میرسد که به آن هموطن مبتکر تره بار فروش که روی" سیب" های فروشی خود تابلوی قیمت "گوجه" را زده است میبایست یک جایزه نفیس داد چرا که با این عمل ظریف خود توانسته است از اعماق قرون (همین یکی دو سال قبل) پیام خودش را با این گستردگی و در فضای مجازی جهانی به آیندگان خود برساند.
موضوع آن "پژو پارسیه" به تعارضات ماهوی فعالیت دو سازمان بین المللی "یونسکو" (توسعه فرهنگی) و "یونیدو" (توسعه صنعتی) بر میگردد. میدانید که هر کدام از این سازمان ها ماموریت های ویژه خود را دارند. "توسعه اقتصادی" این هموطن "پژو پارسیه" که از قبل فروش زمین های ابا اجدادی خود به "ویلا نشینان" تازه بدوران رسیده شهری به نون و نوایی رسیده است از "توسعه فرهنگی" اش جلو زده و متوهم شده که چون "پژو پارس" سوار میشود پس مجاز است احساسات خود را در بهر طریقی که جایز میداند و در هر کجایی که خلوت می یابد ابراز کند.
مشاغل موسوم به " خدمات شهری"، " تنظیف" و یا " خدمات بهداشتی شهری " و یا "خدمات مهمانداری شهری" و ... جزو مشاغلی محسوب میگردند که در جوامع شهری بویژه در کلانشهر ها که شهروندان گاها بیش از نصف روز را در بیرون از خانه و اداره می گذرانند از اهمیت بسزایی برخوردار است. اشکال کار از اینجا شروع میشود که برخی تصورشان بر این است که حقوق دریافتی شان در این قبیل تشکیلات ها و سازمان ها صرفا از بابت حق حضورشان است و اگر قرار باشد خدماتی ارائه دهند باید از شهروندان مراجعه کننده که بالطبع ممکن است بدلیل نیاز طبیعی در شرائط جسمی و یا روحی نامساعد بسر می برند ،پول علیحده یا باصطلاح "پول زور" دریافت کنند...
چند روز قبل که برای خرید به بازار رفته بودم مثل هفته های قبل ماشین را در خیابان خلوتی پارک کردم موقع برگشت دیدم که فردی که لباس فرم شیک با برچسب "پارکبان" به تن داشت یک کاغذ مهر شده بدستم داد و گفت که پانصد تومان باید پرداخت کنم. در سر برگ کاغذ نوشته بود "توزیع عادلانه جای پارک". بعد با چند سئوال و جواب متوجه شدم که یک آقایی (کارآفرین) "جناح راست" و " جناح چپ" آن خیابان را با مذاکره ! از شهرداری محل اجاره کرده و هر کدام را به یکی از آشنایان خودش اجاره داده و آنها هم بنوبت چند نفر از هم محلی های خود را استخدام کرده اند تا در دو شیفت کاری به شغل "پارکبانی" مشغول شوند.
شمس عزیز، از نظر تحلیلی شما استفاده کردم. ضمنا عرض بنده اینست که عناوینی چون "عجایبی که فقط از ایرانیها میتوان دید"و ... که درسایتهای مختلف روی این تصاویر میگذارند، گرچه در قالب طنز حقایقی را بزرگنمایی میکند که توجه به آنها تأثیر سازنده ای برای جامعه دارد اما القاء احساسات منفی وتحقیر آمیز آن را نباید نادیده گرفت.با توجه به موقعیت حساس ایران و ایرانی در افکار عمومی جهان ، اثر مخرب آن روی این موقعیت باید لحاظ شود. پیشنهاد بنده، به تصویر نکشیدن این مسایل نیست،بلکه تغییر عنوان وتیتر است بصورتیکه احساس نشود ایرانی، خودش هم خودش را قبول دارد و استهزاء میکند.
بعضی هاش واقعا تعجب آوره