نمایش تکراری با بلیت گرانی ، مردم تماشاگر ناکامی
گروه سیاسی - سجادی پناه- در این سرزمین، «برنامه هفتم توسعه» بیش از آنکه نقشه راه باشد، به نمایشی آشنا در تماشاخانهای قدیمی میماند؛پردهای که هر پنج سال یکبار بالا میرود، با همان دکورهای قدیمی و همان بازیگرانی که نقشها را کمکم از یاد بردهاند.
مجلس شورای اسلامی در نقش نویسندهای پرشور، فیلمنامهای مینویسد سرشار از وعدهها؛ از رشد هشتدرصدی گرفته تا شهرهای هوشمند، اشتغال فراگیر و ریشهکنی فقر مطلق.
اما وقتی نوبت اجرا میرسد، دولت تنها ۳۷ درصد از این نمایشنامه را به صحنه میآورد؛ مابقی را در پوشههایی میگذارد با برچسبهایی چون «کمبود منابع»، «تحریم» یا «نوسان ارزی» و آن را برای همیشه به بایگانی میسپارد.
تماشاگرانِ این تماشاخانه – همان مردم صبور و نجیب – دیگر نه هیجان دارند، نه خشم.
آنها فقط با نگاهی خسته و آرام صحنه را تماشا میکنند؛
میدانند که اینبار هم نویسنده و بازیگر هر دو اشتباه می کنند؛ گروهی که در پشت صحنه، میان پروندهها و بودجهها، نتیجه را از پیش نوشتهاند.

این داستان تازه نیست؛
در شش برنامه توسعه پیش از این نیز همین الگو تکرار شد،
و میانِ آرزوهای بزرگ و واقعیتهای کوچک، فاصلهای عمیق باقی ماند.(متوسط اجرای هر شش برنامه ۳۰ درصد )
در پایان هر دوره، انبوهی از گزارشها و نمودارها برجا ماند – پرزرقوبرق اما بیجان – و باز همان پرسش بیپاسخ بر جای خود ماند:
آیا مجلس، برنامهای فراتر از توان نوشت؟ یا دولت، کمتر از مسئولیت خود عمل کرد؟
راستی، این مردم صبور تا کی باید میان قانونهای بلندپروازانه و اجرایهای نصفهنیمه سرگردان بمانند؟
سی سال است که هر پنج سال، چراغها روشن میشود، پرده بالا میرود، وعدهها تکرار میشوند ،
و در پایان، تنها چیزی که تغییر نمیکند، انتظار مردم است.
انتظاری که آرامآرام از جنس امید بود،
و حالا بیشتر شبیه سکوتی نجیبانه شده است؛
سکوتی که گاه از فریاد هم، رساتر است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



ولذا توصیه اکید دارم مجلس و دولت و قوه عدلیه یک کمیته ای تشکیل دهند تا تمام هزینه های زائد تمام کشور را شناسایی نمایید تا به ترتیب اولویت و با برنامه ریزی و تعیین مهلت ، آن فعالیت های زاند حذف گردند و کم کم کسر بودجه در کشور کاسته شود و دولت و بانک مرکزی مجبور نشود با دلار فروشی و چاپ پول و اوراق و عوارض گرفتن و این نوع کارها، کسر بودجه یک میلیون میلیارد تومانی را از چهره کشور و جامعه بزداید . یک کمیته کارآمد برای شناسایی هزینه های زائد از هزینه های جاری کشور. مثلاً چرا باید صدها و هزارها مجتمع تفریحی و چراگاهی دولتی در شمال و جای جای کشور داشته باشیم؟ چرا باید تمام تشکیلات حکومتی در هر جای کشور، یک دفتر و دستک و تشکیلات هم در تهران داشته باشند؟ چرا در پتروشیمی و فولاد و بیمارستان ها و بانکها و دولت و شرکتهای دولتو...، بعضی افراد باید حقوق های نجومی و پاداش های کلان بگیرند؟، و این قبیل مسخره بازی هایی که دولتیان برای خودشان باب کرده اند .
در هر صورت باید کمیته تمام هزینه هایی را که می شود حذف کنیم تا کسر بودجه در کشور و تورم و گرانی و هرج و مرج در بازار و... زدوده گردد را شناسایی کند و این بشود برنامه یکی دو سال کشور، تا کشور دوباره زنده گردد و آرامش به جامعه برگردد