کد خبر: ۸۷۵۰۸
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

اقدام مثبت آستان قدس درباره پنجره فولاد

تا مدتی پیش بیماران مستقر در مقابل پنجره فولاد، طنابهایی بر گردن یا دست یا پای خود می بستند و سر دیگر آن را به شبکه های پنجره فولاد گره می زدند که این امر با کرامت این زائران بیمار امام هشتم (ع) ناسازگار بود.
پنجره فولاد، پنجره ای ضریح مانند است که در صحن انقلاب (مشهور به اسماعیل طلا) در حرم مطهر امام رضا (ع) قرار دارد و بیمارانی که به امید گرفتن شفا به حرم می آیند، بعضا در این قسمت مستقر شده و بعضا چندین شبانه روز در همین بخش می مانند.
 
تا مدتی پیش بیماران مستقر در مقابل پنجره فولاد، طنابهایی بر گردن یا دست یا پای خود می بستند و سر دیگر آن را به شبکه های پنجره فولاد گره می زدند که این امر با کرامت این زائران بیمار امام هشتم (ع) ناسازگار بود.
 
 
 
برخی نیز پارچه های کوچک یا قفل هایی به پنجره فولاد می زدند تا زمانی که بیمارشان شفا یافت یا حاجتشان برآورده شد، دخیل یا قفل را باز کنند.
 
مشاهدات اخیر حاکی از آن است که ظاهرا طناب های پنجره فولاد جمع آوری شده و دخیل ها و قفل ها نیز به شدت کاهش یافته است. همچنین بر خلاف گذشته که چندین فرش برای بیماران و همراهانشان گسترده شده بود، ظاهرا تلاش می شود تعداد در این قسمت از حدی بشتر نشود.
 
این موارد که فضایی متفاوت با وضعیت گذشته به وجود آورده، احتمالا ناشی از تدبیر و تصمیم مسوولان آستان قدس کنترل و تذکرخادمان حرم مطهر رضوی (ع) است.
 
برخی شاهدان نیز معتقدند این امر رویداد تازه ای نیست و خادمان و ماموران آستان قدس هر چند وقت یک بار انبوه طنابها و قفلهای وصل شده توسط مردم را جمع آوری می کنند و پس از آن، مردم مجددا نسبت به وصل کردن این موارد به پنجره فولاد اقدام می کنند.
 
گفتنی است با وجود آن که زیارت ائمه معصومین (ع) و توسل به این بزرگواران و واسطه قرار دادن آنان در زمینه ادعیه و حاجات از جمله اعتقادات شیعیان است، برخی اقدامات عوامانه زمینه ساز سوء استفاده دشمنان تشیع و زدن اتهامات و برچسب هایی چون شرک به شیعیان می شود.

بازتاب

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ارادتمندشیعیان ر.م
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۲
3
3
عزیزان مادراین زمان که تمام نگاه هابه رفتار شیعه دوخته شده باید خیلی مواظب رفتار وحرکاتمان باشیم تا برچسب های مشرک مجوس وکافرو... رادشمنان اسلام وشیعیان به مانزنندوقدری به اصل اسلام وتشیع واقعی بیندیشیم وبه نصایح بزرگان دین توجه ویژه داشته باشیم.
پاسخ ها
عبدالله 2
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۲۲:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۲
بسیارعالی نوشتی دوست عزیزجدا باید دراوضاع واحوال فعلی خیلی مواظب حرکات واعمالمان باشیم هدف نابودی اسلام وتشیع است بایداز کارهای جاهلی پرهیز کنیم.
رضا1
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۳
0
1
وظیفه علما و سخنرانان ومراجع بخصوص در این زمینه بسیار سنگین است.
امیر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۴
0
1
برای توسل به امام رئوف هیچ چیز به جز یک دل آماده لازم نیست . طناب و قفل و ... همه ظواهری است که شاید ما را از اصل دور کند. اگر هنگام توسل باور کرده باشید که همان لحظه خواسته ی شما برآورده می شود ، مطمئن باشید که حاجتمند خواهید بود ، همیشه به دوستانی که مشرف می شوند ، می گوییم به عنوان مثال اگر نیازتان خرید خانه است باید کلید آن را در جیبتان حس کنید واگر سر سوزنی به احسان اهل بیت شک ببرید ، مسلم بدانید که خودتان به نیازتان با این شک پشت پا زده اید والا آنان در همان آن ، آن را به شما داده اند . با ذکر خاطره ای منظورم رابهتر خواهم رساند . نخستین باری که پسرم را به پایبوسی امام رضا (ع) بردم سه ساله بود. از تهران تا مشهد مدام می پرسید بابا کی می رسیم . وقتی به نزدیک حرم رسیدیم> گنبد آقا را به اونشان دادم و گفتم رسیدیم ، سلام کن و او نیز گفت :سلام ، دیدی اومدم وهنگامی که در حرم همسرم از او پرسید از امام چه می خواهی او نیز کودکانه و خیلی آرام گفت : شکلات . چند لحظه ای از گفتن او نگذشته بود که خانمی از انتهای حرم آمد و در دامن او یک مشت شکلات ریخت . فرزندم می دانست از بزرگترها هرچه خواسته به اوداده اند و با ایمان خواست و گرفت . چند سالی گذشت دچار بیماری سختی شدم که روز به روز حالم بدتر می شد درماه شعبان بود که پزشکی کاملا خانواده ام را از درمان ناامید کرد . چند روزی همه ی اقوام مدام به دیدارم می آمدند و نزدیکان گریان بودند . سرانجام با اصرار از همسرم علت ناراحتی اش را پرسیدم و او نیز روند روبه گسترش بیماری و سرانجام فلج ریه و مرگم را گفت . اولین چیزی که به ذهنم رسید و گفتم این بود که پزشکان همه چیز را نمی دانند و من خوب خواهم شد و با اصرار از او خواستم مرا به حرم امامزاده صالح (ع) ببرد . شب نیمه ی شعبان بود و با وضعیتی که داشتم نمی توانستم به داخل حرم مشرف شوم . در خیابان حضرت ولیعصر (عج) و در همان خودرو روبه حرم امامزاده گفتم . آقا سلامم را به برادرتان برسانید و بگویید فلانی سلامتی اش را می خواهد . از روز بعد کم کم حالم روبه بهبود گذاشت و تا آغاز رمضان به زندگی عادی بازگشتم. نکته ی جالب آنکه فردای آن روز دوستی به من تلفن کرد و گفت دیشب خواب دیدم پای پنجره فولاد دخیل بسته بودی
ببخشید که طولانی شد . فقط خواستم بگویم
هیچ ترتیب و آدابی مجو
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
ناشناس
|
NETHERLANDS
|
۱۸:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۴
0
0
چه عجب یه مطلب درباره خرافه ستیزی هم زدید
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین