سالن بیلیارد، حاج آقا و سه نفر نمازگزار
به گزارش گروه فضای مجازی بولتن نیوز؛ نویسنده وبلاگ سرلوحه در آخرین مطلب وبلاگش نوشت:
هتل جهانگردی
کرمان؛ مراسم انتخاب کتاب سال و تقدیر و...
با سید-دوستم- رفتهایم
بیرون از هتل؛ در محاسباتم اشتباه کردهام؛ اذان بیست دقیقه زودتر از چیزی است که
به سید گفته ام. همین می شود که مجبوریم تندتر راه برویم تا به هتل برسیم.
تا برسیم، سید میخندد و
میگوید: سکه از دست رفت. هنوز خودم هم نمیدانم سکهای در کار نسیت... میخندم.
حالا رسیدهایم و اذان
گفتهاند؛ خوش اقبالیم دیگر؛ یا از احترام به نام دفاع مقدس، یا به این جهت که میخواهند
زودتر از دستمان خلاص شوند، اسم دفاع مقدسیها را در ردیف دوم میخوانند.
میروم بالا، هدیه را که میگیرم،
با وزیر فرهنگ و معاونهایش، با استاندار، فرماندار، و با مدیرکل ارشاد دست میدهم.
دستهایی گرم و محکم و پرقدرت. جماعت همه صلوات میفرستند.
اذان گفتهاند؛ توی سالن
اما، جماعت همه صلوات میفرستند.
نمازخانه، طبقهی زیرین هتل است. صدای صلوات
جماعت هنوز به گوش میرسد؛ نمازخانه خیلی نزدیک است به محل برگزاری مراسم؛
نمازخانه، یک سالن بیلیارد است، که کفاش چند تکه موکت انداختهاند؛ نمازخانه،
جاییست که روی موکتهایش قالی سجادهای انداختهاند؛ نمازخانه، جاییست که جاهایی
را که قالی سجادهای نرسیده، با چند سجادهی پوشاندهاند؛ به طور پراکنده.
صف نماز جماعت، با سه نفر
شکل میگیرد.
نماز دوم را که میخوانیم، یک نفر دیگر به جمعمان اضافه میشود. آن بالا اما، هنوز صدای صلوات جماعت به گوش میرسد که دارند با صلواتشان تقدیر میکنند از فعالین عرصهی فرهنگ استان.
آن بالا اما، وزیر، معاونینش، استاندار، فرماندار، مدیران و همه و همه ایستادهاند.
جماعت همه صلوات میفرستند...
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


