با بودجه ميلياردي «لژيونرها»، از مهاجرت چند «نخبه علمي» ميتوان جلوگيري كرد؟
بولتن نيوز- سیدمجتبی نعیمی: نمیدانم چقدر اهل فوتبال هستید، اما به احتمال زیاد هر روز به اخبار سری میزنید. خبر این روزهای فوتبال ما را دارید؟ این روزها برای فوتبال ما، روزهای خوب نقل و انتقالات است. خوب از آن جهت که دیگر خبری از مسائل ورزشی و فنی نیست و حرف از این است که چه کسی، چه قدر میارزد و باید به فلان بازیکن و بهمان سرمربی، چه مقدار پول داد. و چه پولهایی. تنها سقف مبلغ قرارداد که توسط فدراسیون تعیین میشود، برای هر بازیکن نزدیک به صد میلیون نسبت به سال پیش اضافه شده و این در حالیست که به قول دست اندر کاران فوتبال، این رقم در خیلی از موارد، کف مبلغ قراردادیست که در باشگاهها بسته میشود.
با یک حساب سرانگشتی به راحتی میتوان حساب کرد حجم مبلغی که این روزها در بخش فوتبال ما در حال جابهجاییست، چه مبلغ کلانیست و بماند سایر هزینههایی که در فوتبال خرج میشود و عددش سر به فلک میکشد. تازه آخرش هم به زور داوری باید ازبکستان را ببریم و این یعنی آن همه هزینه برای چنین نتیجهای.

اما خوب است مقایسهای انجام دهیم بین حجم پول در گردش فوتبال با سایر رشتههای ورزشی. هرچند رقم دقیقش را نمیدانیم، اما فکر نمیکنیم کل هزینهی سالیانهی مثلاً فدراسیون دوچرخه سواری بیش از یکی-دو میلیارد شود و این مبلغ، با هزینهی یک باشگاه فوتبال ما برابری میکند. تازه آن باشگاه هم حتماً استقلال و پرسپولیس و اصفهانیها و تبریزیها نیستند. چرا راه دور میرویم. مگر یادمان رفته در سالی که ژنرالهای فوتبال ما میلیاردی پول گرفتند، سرمربی کشتی فرنگی ما در فکر خانهی اجارهایاش بود و این یعنی، ارزش آن مربی به اندازهی ماشین زیر پای یکی از این بازیکنان پایتخت نشین نیست و ارزش آن مربی کجا که ما را قهرمان جهان کرد و ارزش فلان بازیکن کجا که باید مواظب صحنههای منکراتیاش باشیم.
حالا چه کسی در سازمان تربیت بدنی سابق و وزارت ورزش و جوانان فعلی نشسته و چنین سیاستگذاری کرده معلوم نیست. و همهی این عدم توازن مالی در ورزش در حالیست که مدالهای مختلف را والیبال و بسکتبال و کشتی و ... میآورند با آن بودجههای کم و فوتبال ما سالهاست که هیچ افتخاری کسب نکرده و آخرین مدال ورزشی فوتبالی ما مربوط به زمانیست که اینقدر حاتمبخشی در فوتبال رواج نداشت.
حالا بیاییم و اقتصاد فوتبال را با اقتصاد مقولات مهمتر بسنجیم. با اقتصاد حوزهی علم و فرهنگ. مثلاً نگاهی بیاندازید به سرانهی هر دانشجو. دانشجویان همهی دانشگاههای پولی که بماند، پولی که بابت هزینهی یک دانشجوی محصل در دانشگاههای سراسری در سال پرداخت میشود، از پنجاه هزار تومان بیشتر نیست. و یا اساتید دانشگاه. گرچه آنهایی که عضو هیئت علمی هستند از نظر مالی شرایط بدی ندارند، اما این تنها مخصوص دانشگاههای سراسریست و شخصاً خیلی از اساتید دانشگاههای آزاد و پیام نور را میشناسم که با اینکه عضو هیئت علمی هستند، اما از نظر مالی در تنگنا قرار دارند و حقیقتاً نمونهی بارز و عملی آنهایی هستند که با سیلی، صورتشان را سرخ نگه میدارند. و ارزش کار این اساتید دانشگاه کجا و ارزش کار آن فوتبالیست کجا که توپش وقتی گل میشود، دقیقاً زمانیست که یک بچه را در فلسطین کشتهاند و قرار است با شادی آن گل، از غم این کشتار غافل شویم. و اصلا تا به حال فكر كردهايد با ميليارد ميليارد دلاري كه به پاي اين لژيونرها ميريزيم تا حضرات بخواهند اين جام جهاني به آن جام جهاني، توپي را دست بر قضاء و شانسكي، وارد دروازهي تيم ازبكستان كنند، ميتوان از مهاجرت چند نخبهي علمي كه محتاج فقط چند ميليون براي به سرانجام رساندن پروژههاي تحقيقاتي خود هستيد جلوگيري كرد؟
و یا بیاییم و میزان مبلغی که در سال صرف تحقیقهای علمی میشود را با هزینهی چند صد میلیاردی فوتبال مقایسه کنیم. اگر برخی رشتههای خاص مانند فیزیک هستهای و نانو تکنولوژی را استثنا بگیریم، حقیقتاً بخش تحقیق در کشور ما جز محرومترین بخشهاست. به طور مثال، واقعاً در سال چه مقدار پول صرف تحقیق در بخش منابع طبیعی و محیط زیست میشود. از آن مهمتر، مجموع هزینهی در نظر گرفته برای تحقیق در حوزهی علوم انسانی، چند درصد کل هزینهی چند صد میلیاردی فوتبال است. مثلاً اگر چند استاد دانشگاه و دانشجو، بخواهند در مورد تأثیرات سریالهای تلویزیونی بر روابط خانوادگی خانوادههای اصفهانی تحقیق گستردهای انجام دهنده، کدام نهاد فرهنگی، چه مقدار بودجه در اختیار آنها میدهد و آیا ارزش کار این گروه از قهرمانی سپاهان در لیگ فوتبال بیشتر نیست.
و یا صدها نهاد فرهنگی مردمی و هیئتهای مذهبی گمنام که بدون هیچ سر و صدایی، منظومهی فعالیتهای فرهنگی کشور را تشکیل میدهند و گاه دیده شده برای انتشار یک گاهنامهی فرهنگی در هزار نسخه، صد هزار تومان هم پول ندارند. معلوم است وقتی ایشان حداقل امکان جذب جوانان را ندارند و بودجههای فرهنگی صرف بنر و انتشار سیدیهای دشمن شناسی میشود، جوانان ما فوتبالیستهای تاریخ مصرفدار را الگوی خود میکنند و وقع ما وقع.
نمیدانم تا حالا امکان کتاب چاپ کردن برایتان پیش آمده یا نه؟ نویسندهی بنده خدا، با کلی دغدغهی فرهنگی و صرف هزینهی زمانی و مالی زیاد، با هزار امید و آرزو کتابش را مینویسد به این خیال که الآن همهی انتشاراتیها منتظرند تا ایشان کتابش را بیاورد و با کلی منت و خواهش، حق چاپ کتاب را در اختیار بگیرند. اما نهایت ماجرا این است که در بهترین شرایط، به کتاب شما به مثابه یک گاو شیرده نگاه میکنند و ارزشگذاریشان بر اساس شیریست که گاو شما نصیب ایشان میکند. خیلی وقتها هم آقای صاحب انتشاراتی رویکرد کاملاً اقتصادی به این مقوله دارد و از اندک فهم فرهنگی برخوردار نیست، اثر شما را فاقد هر نوع ایده و نوآوری میداند و تنها جای لایق اثر شما را سطل آشغال میداند. حالا شما بیایید و این آدم و کارش را بگذارید کنار کار یک فوتبالیست و نتیجهای که نویسندهی کتاب از کارش میگیرد و آن فوتبالیست.
آیا اینها نمونهی بارز بیعدالتی نیست. همان عدالتی که امام علی (ع) در وصفش فرمود: عدالت یعنی هر چیزی را سر جای خودش قرار دهیم. آیا واقعاً جایگاه فوتبال این قدر رفیع است که باید آن همه برایش هزینه کرد؟ اگر اینطور است، پس تا چند قرن پیش که از آن خبری نبود، کجا بود؟ اگر اینطور است، مردمان صد سال و دویست سال پیش، چه چیزی را ارزشمند میدانستند و حاضر بودند برایش هزینه کنند؟ آیا واقعاً ارزش سایر رشتههای ورزشی و فعالیتهای فرهنگی این است که در مقایسه با فوتبال، این چنین در محاق باشند؟
قطعاً این مسئله و عدم رعایت عدالت و تعادل در تعیین بودجه برای بخشهای مختلف جامعه، عوارض مختلفی خواهد داشت و یکی از آنها، بیارزش شدن کار علمی و فرهنگیست. مسلماً وقتی فرزندان ما که مثل خود ما شرایط نامطلوب اقتصادی را تحمل میکنند، دنبال پیدا کردن شغلی برای آیندهیشان باشند و این اوضاع را ببینند، قید کارهای علمی و فرهنگی را میزنند و دنبال چیزهایی میروند که به هیچ وجه، نیازهای استراتژیک ما را تعیین نخواهد کرد. و مگر الآن اینگونه نیست. واقعاً اگر در یک مدرسهی ابتدایی پسرانه تحقیقی به عمل آید و پرسیده شود که "لییونل مسی" را بیشتر میشناسید یا "ابوریحان بیرونی" و "شهید چمران" را، جواب چیست؟
یکی دیگر از عوارض چنین وضعیتی، دلسردی اصحاب فرهنگ و علم و حتی سایر رشتههای ورزشیست. مسلماً با وجود و لمس چنین بیعدالتی بیّنی، تنها آنانی تا آخر راه باقی میمانند که یا در فضایی دیگر، معاششان را تأمین میکنند و یا اینکه حاضرند با کمترین امکانات بسازند و همچنان کار کنند. و آیا این همه کار فرهنگی بیرمق و بیتأثیر، در کنار سایر دلایل، ریشه در اقتصاد نامناسب چنین فعالیتهایی ندارد؟
البته نباید تصور شود که اصحاب حقیقی علم و فرهنگ، دنبال سرمایهدار شدن از این راه هستند و قصد این را دارند که با یکی دو تا کار، بارشان را ببندند و تا آخر عمر، لنگ روی لنگ بیندازند. شاید در این کار هم مثل خیلی از کارها آدمهای ناخالص وجود داشته باشند که در قاموس یک عالم یا فعال فرهنگی درآمده و کیسهشان را با کارهای حقیر، پر از زر کردهاند. اما باید آنها را کنار نهاد و چشمانمان نظارهگر آنهایی باشد که با کمترین هزینه، بیشترین تأثیر علمی و فرهنگی را میگذارند و از کوچکترین حمایتها محرومند.
نمیدانم چه کسی را باید مقصر این بیعدالتی دانست، هرچند که دنبال مقصر پیدا کردن هم نیستیم. اما واقعاً لازم است تا آنهایی که واضع و مجری بودجهی مملکت هستند، در نحوهی توزیع آن و به خصوص نحوهی دسترسی آن، تجدید نظر جدی کنند و جامعهیمان را از آیندهی نامطلوبی که در انتظار است، نجات دهند. باشد که دلسوز فهیمی پیدا شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



از درآمدش ميشه تو اين كارها كه شما كفتيد خرج كرد.
سرجمع.صد.هزار.تومن.هم.نمیارزه....
این.همه.پول.برای.اینه.که.عربستان.بیادو.
توتهران.مارو.ببره....
بنده چند روز قبل از استادم که استاد نمونه کشوری با بیش از صد مقاله و مدرک انگلستان که چندین سال رئیس دانشکده ریاضی و کامپیوتر بود سوال کردم
ایشون حجم مهاجرت رو خیلی مهم قلمداد نکرد .
دوستان رسانه توجه ندارن که در بسیاری از رشته ها کتاب ها گنگ و غیر قابل فهم و یا حتی غلط هستند و تا اندازه ای احتیاج به خروج نخبه با مدرک کارشناسی و بالاتر داریم .
بسیاری از کسانی که از ایران مدرک کارشناسی گرفتند در خواست حضور در سمینار ها رو رد نمی کنن
این طوری خانواده خود یا همسر رو هم میبینن .
چون در اون سن که از کشور خارج شدن شخصیت اجتماعی و علمی شون در کشور شکل گرفته و خودشون رو جزیی از جامعه مبینن .
ولی از خروج نخبه دیپلم به هر قیمتی باید جلوگیری بشه .
قابل توجه برخی دوستان معترض به بنده
خبرآنلاین غیرت مردان نسبت به نوامیس رو صرفا مرتبط با آدمهای خروس جنگی و چاقو کش ، چنگیز خان مغول ، و حیوانات نر نشان داد .
http://khabaronline.ir/detail/219114/society/social-damage
ظاهرا از نظر ایشان چون از هر صد هزار نفر مثلا یک نفر با چاقو به استقبال نگاه چپ میرود
پس بقیه و ما و شما و خود ایشان که منطقی برخورد میکنیم بی غیرت و بی ناموس هستیم .
نسخه ای که نویسنده مقاله خبر آنلاین برای حفظ امنیت جسمی و روحی زن می پیچد در نهایت چیزی نیست جز خشونت قانونی و دولتی ، بجای خشونت غیر قانونی و شخصی .
دین جایی در محاسبات ایشان ندارد .
و هیچ توجهی هم ندارند که در کشور هایی مثل آمریکا ، انگلیس ، فرانسه و ژاپن با میلیون ها دور بین مدار بسته باز هم به زنان تعرض
میشود .
نظر دوم بنده که هنوز درج نشد :
بنده از این دوست عزیز یک سوال دارم
شما که می فرمایید که از غیرت ( با تعریف ذکر شده ) کم کنید و بر امنیت بیفزایید
آیا منظور شما از امنیت بالا کشور هایی مثل آمریکا ، انگلیس ، فرانسه و ژاپن با میلیون ها دور بین نیست .
آیا در این کشور ها به زنان همه جا تعرض نمی شود .
بهتر نیست بجای اینکه غیرت را موضوعی مربوط به برخی چاقوکش ها ، تاریخ ، مغول ، حیوانات و در جهت جلوگیری از تحصیل و ازدواج معرفی کنیم ،
سعی کنیم آن را بیشتر در حجاب ظاهری و عفت رفتاری و البته صلابت و قوت زن ببینیم ، و بعد در صورت بروز مشکل که بعید هم هست دیگر پیش بیاید در رفتار منطقی و قانونی مردان .
نظر دوم من در خبر آنلاین سانسور شد .
البته به قول دکتر عباسی سایت ضد انقلابی خبر آنلاین
آیا دست اندرکاران فوتبال جوابی به خدا و خلق خدا برای اینهمه حیف و میل الکی دارند بدهند؟
اگر بودجه کلان و پول بی زبان ملت را بقول بولتن جان صرف دانشجویان و نخبه های علمی کنند یا حتی تولیدات ملی را تقویت کنند یا حتی بخشی ش را صنعت جدید بزنند مثلا بنده چند وقته دارم به این فکر میکنم چرا بعد از 33 سال ما هنوز یک کارخانه تولید چادر مشکی نداریم و حجاب نوامیس مملکت اسلامی از کشورهای غیر مسلمان با چه قیمتهای هنگفتی وارد می شود؟؟؟
فکر میکنم یک فوتبالیست(بخوانید هزاران) از شهرستان های دور و نزدیک با واسطه هایی خود را داخل 2 تیم شاخص پایتخت جا زدند و بعد از مدتی خود و خانواده را نجومی بالا کشیدند به غیر از بالا کشیدن خود آنهم فقط مادی و نه معنوی ، که نمود آنرا در زمینهای بازی و مصاحبه هایشان شاهدیم ، چه دردی از این ملت دوا کردند؟
جوان معصومی که آنقدر آلوده به این فوتبال شده که به عشق دیدن بازی زنده مرارتها می کشد و شب تا صبح را پشت در استادیوم سر میکند و بلیط تهیه میکند (با مافیای بلیط کاری ندارم) و خلاصه تا لحظه شروع فوتبال چه ها می گذرد هم بماند ، داخل استادیوم از غذا و دستشوییها که افتضاح است را هم تحمل می کند فقط به عشق بازی جوانمردانه!
اما در ورزشی که اینقدر حق وناحق می شود ( با کشتی و کاراته و...مقایسه شود) بی اخلاقی و بی ادبی در میان بازیکنانش بیداد می کند که چی اینهمه خرج بیخودی؟
یاعلی