امروز، روحالله ديگري از ميان ما ميرود
بولتن نيوز: امروز، روزي است كه قرار است روحالله ديگري را به خاك بسپارند. روحاللهي كه براي خيلي از دوستان رسانهاي جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي آشناست. آري، روحالله محموديان را ميگوييم. باور كردن اينكه روحالله ديگر در ميان ما نيست خيلي سخت است. هنوز هم خيلي از بچهها در بهت و حيرت هستند. همين چند روز پيش بود كه به بچهها گفت عازم مشهد هستم. ميخواست بچهي چند ماههي خود را به پابوس آقاي دو عالم، حضرت رضا (ع) ببرد. اما در راه زيارت، شد آنچه نبايد ميشد. البته ما كه چيزي از مقدّرات الهي نميدانيم و نميفهميم. راضي هستيم به رضاي خدا. انشاءالله كه مهمان همان كسي باشد كه به زيارتش ميرفت.
روح الله محمودیان، دوست عزيز ما، در سال 1361 در شاهرود و در خانواده ای مذهبی و اهل علم و دانش به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو معلم بودند. آنها فرزند اول خود را روح الله نامیدند تا به حضرت روح الله اقتدا کرده و او، سرباز نهضت اسلامی باشد.
در دوران تحصیل از فعالان بسیج محل بود. و همزمان با فعالیت های فرهنگی و اجتماعی از دانش¬آموزان ممتاز دبیرستان استعدادهای درخشان شاهرود بود. در سال 1379 موفق به اخذ مدرک دیپلم شد و علیرغم قبولی در رشته های مهندسی، برای پاسخ به دغدغه های فرهنگی و انقلابی خود و برای آنکه مروج نهضت حضرت روح الله باشد رشته معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق علیه السلام را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد. و چنین شد که پدر و مادرش او را در مهرماه 1379 با هزاران امید راهی تهران کردند.

در سال 1386 با اینکه هنوز مشغول به تحصیل بود مردانه مسئولیت اداره یک زندگی مشترک را پذیرفت و ازدواج کرد. همسرش نیز دانشجو بود. در سال 1388 از رساله کارشناسی ارشد خود در رشته معارف اسلامی و علوم سیاسی دفاع کرد.
به گفته دوستانش او در دانشگاه از دانشجویان فعال و پر انرژی بود. و هم زمان با تحصیل از اعضای فعال بسیج دانشجویی بود و در برنامه های فرهنگی، سیاسی و مذهبی دانشگاه حضوری پررنگ داشت. در سالهای آخر تحصیل، وارد عرصه رسانه ای شد و علاوه بر خبرنگاری و برای برخی روزنامه ها و سایتهای خبری مطالبی در جهت تحلیل مسائل روز می نوشت. روحالله عزيز حتي در راه اندازی سایت بولتن نیوز نيز نقش قابل توجهی داشت و تا مدتها بار اصلي سايت، بر عهدهي او بود. پس از آن در مقطع دكتري قبول شد و عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، و دبیر كمیته همبستگی و هویت ملی وزارت علوم هم شد.
از بابا شدن روحالله چند ماهي بيشتر نميگذرد. چند ماهي كه حالا ديگر به آخر رسيده است. از روحالله كودكي به دنيا آمد و خود از دنيا رفت. باشد كه فرزندنش چون پدر، در راه اعتلاي خط امام و انقلاب قدم بردارد.
علیرضا اسدی، يكي از دوستان نزديك او دربارهي روحالله به خبرنگار ما گفت:
سال دوم دانشگاه با روح الله هم اتاق بودیم. به دعای ندبه علاقه خاصی داشت. هفته اول اردیبهشت ماه 1381 بود. مشغول امتحانات میان ترم بودیم. امتحانات میان ترم فشرده بود و هر روز امتحان داشتیم. روح الله به من و امید گفت: «روز جمعه، امتحانات هم تموم شده، با هم بریم مهدیه و در دعای ندبه شرکت کنیم.» ما هم قبول کردیم. صبح جمعه، بعد از یک هفته پر از امتحان، خیلی خوابمان میآمد. من و امید خیلی دوست داشتیم بخوابیم. اما روحالله نگذاشت. گفت حتما باید برویم دعای ندبه. سه نفری رفتیم مهدیه. خیلی بهم چسبید. از به یاد ماندنی ترین دعاهایی بود که شرکت کردم.
روحالله به امام رضا علاقه زیادی داشت. از همان سال اول دانشگاه که هم اتاق شدیم تا فرصت پیدا می¬کرد راهی مشهد می شد. اینبار هم انگار برای همیشه زائر امام رضا شد.
چند روز قبل تماس گرفت. میخواست برای گرفتن مجوز تدریس دروس معارف اسلامی در آزمون معاونت امور اساتید نهاد رهبری شرکت کند. یکی از منابع را داشتم. چهارشنبه بعدازظهر ساعت 1:30 باهاش تماس گرفتم. گفتم دارم میآيم وزارت علوم تا کتاب را بهت بدهم. کتاب را بهش دادم. مثل همیشه پر انرژی، با نشاط و بی قرار بود. عذرخواهی کرد و گفت: بلیط دارم باید بروم. خانم و پسر 9 ماهه¬اش در شاهرود منتظرش بودند. تا میدان صنعت رساندمش. خداحافظی کرد و مثل همیشه سریع رفت. پنج شنبه صبح به سمت مشهد حرکت کردند. ساعت 11 صبح مجید رفيعي، پیامکی برايم فرستاد که هنوز هم نمیتوانم باور کنم. روحالله تصادف كرده بود...
حمید نساج، يكي ديگر از دوستان روحالله نيز درباره او گفت:
به دانشگاه تربیت مدرس زیاد می آمد. معمولا یکدیگر را در مسجد همیشه خلوت آنجا می دیدیم. البته من در تربیت مدرس مقیم بودم. اما او گرچه مقیم نبود اما مقیم تر از من بود. همسرش که این روزها تنها شده آنجا بود و برای دیدار او می آمد. و مگر نه این است که انسان متعلق به آنجایی است که دلش آنجاست. چند باری هم گپ زدیم. بخصوص در باب سیاست. شاید بیش از آنی که در امام صادق حرف زده باشیم در تربیت مدرس حرف زدیم. هنوز باورم نمی شود رفتن او... اينجاست كه آدم ياد اين جمله اميرالمونين مي افتد كه «اَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُمْ». ای مردم دنیا مکان عبور و آخرت منزلگاه حقیقی است، پس از این مکان عبور، برای خانه جاودانه زاد و توشه ای جمع نمایید. (نهج البلاغه)
روحالله در ميان ما نيست اما ياد او همواره در دل و جان ما و همراه ماست. روحش شاد و انشاءالله كه آن دنيا همنشين صاحب امروز، اميرالمومنين (ع) باشد.
* دوستان روح الله محمودیان اگر اين مطلب را ميخوانند در قسمت نظرات، خاطرات و مطالب مرتبط خود را وارد کنند تا این یادداشت را کامل تر کنیم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



روحش شاد و یادش گرامی
خبر بسیار ناراحت کننده بود نمی دانم چه بگویم تنها می توانم از خدا برای بازماندگانش طلب صبر کنم و برای خودش طلب مغفرت و آمرزش.
روحش شاد
و خداوند به خانواده اش صبر دهد انشالله
در پاسخ زیارت یکبار هیچ کس
ایشالا با آقا امام رضا ع در بهشت محشور بشن ما که نسبت به ایشون ارادت داشتیم روح ا... پسر دوست داشتنی بود روحش شاد
انشالله در روز قیامت در زمره یاران خاص و عاشقان آقا علی بن موسی الرضا ( علیه اسلام ) قرار بگیرد
روح الله رفت ولی یاد و خاطره او، معرفت و ایمان او هیچگاه از یاد رفقای او نخواهد رفت.
روحش شاد و یادش گرامی
شادی روحش فاتحه مع صلوات
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
درگذشت تاسف بار فرزند عزیزمان مرحوم روح الله محمودیان-که از دانش آموختگان موفق و فعال و بسیجیمان بود- را به همه دوستان وبستگان و دانشجویان و به خصوص به خانواده محترم و داغدیده، پدرو مادر، همسر و فرزند عزیزش صمیمانه تسلیت می گوییم.
به تصدیق دوستان و هم دوره ای ها روح الله عزیزمان، مومن، مهربان و دوست داشتنی بود و از ابتدای دوران تحصیل در دانشگاه، مداومت به زیارت امام رئوف حضرت علی بن موسی الرضا – علیه آلاف التحیه و الثنا –داشت و سرانجام در همین راه به لقاء الله پیوست.
در سالروز ارتحال حضرت روح الله رضوان الله و شب ولادت امیر مومنان حضرت علی علیه السلام، برای این عزیز از دست رفته حشر با اولیاءالله و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل از خداوند متعال مسئلت می کنم.
محمدرضا مهدوی کنی
چهاردهم خردادماه هزاروسیصد ونود ویک
دوازدهم رجب المرجب هزارو چهارصدوسی و سه
پیام مهدوی کنی
خدا همه ما رو بیامرزه
چه سعادتی بالاتر از این که ادمی مثل روح الله که عاشق اهل بیت ع بود تو راه زیارت خودشون و در شب ولادت خودشون بال سفر باز کنه و در ورز ولادت خودشون به خاک سپرده بشه
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست...
انسانهای خوب همیشه یادشان ونامشان ورفتارو کردارشان در قلبها خواهد ماند.
خدا به همسرش صبر بده.
این بنده خدا را می شناختم، خدا او را بیامرزد. دیشب هم برایش نماز شب اول قدر خواندم. اما اینگونه شرح زندگی نوشتن برای آن مرحوم را نادرست و اغراقآمیز میدانم. این لحن بزرگنمایی، فقط شایسته آن بزرگمردانی بود که در میدان دفاع مقدس، جان به جانآفرین تسلیم کردند و شربت شهادت نوشیدند. افرادی که از این خدابیامرز خاطره گفتهاند را هم میشناسم به آنها هم میگویم در مدح رفیق از دست رفتهمان، اغراق و بزرگنمایی نکنند.
خدمت خانواده و دوستان ایشان تسلیت عرض میکنم.
که منم زنده به بوی تو ... بی تو چه کنم ؟؟؟
زبون شیرینی داشت و همیشه برای گرفتن گفت وگو با کلام طنز با مصاحبه شونده ها برخورد می کرد و تکیه کلامش وقتی کسی باهاش تماس می گرفت این بود:
اجازه بدید من به احترام شما از جام بلندشم
قلب از مرگ روح الله واقعا به درد اومد
روحش شاد
همیشه با وجدان کار کرد
زبون شیرینی داشت و همیشه برای گرفتن گفت وگو با کلام طنز با مصاحبه شونده ها برخورد می کرد و تکیه کلامش وقتی کسی باهاش تماس می گرفت این بود:
اجازه بدید من به احترام شما از جام بلندشم
قلب از مرگ روح الله واقعا به درد اومد
روحش شاد
همیشه با وجدان کار کرد
هنوز باورم نمیشه
7 سال همکلاسی بودیم، نگاه صمیمانه اش از یادم نمیره.
روحش شاد
دارای زبان شیرین و فکر خوش بود.
به همه ی دوستان تسلیت میگم
انا انشاالله بکم لاحقون
خدایش بیامرزد.
باور نکردنی است.
خدا با اولیاء و صالحینش محشورش کند.
میچیند آن گلی را که به عالم نمونه است.