کد خبر: ۸۵۷۳۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
مسئولان پاسخگو باشند :

مشکلات شهری که باید با ماسک نفس بکشد

ظاهرا کسي اهميت خطر و مشکلات ناشي از گردوغبار را جدي نمي‌گيرد. در آبادان آن‌چه به چشم مي‌آيد کاهش حساسيت فردي و جمعي به اين پديده و سازگاري مردم با این وضعيت است. در روزهایي که میزان گردوخاک زیاد است جريان زندگي کُند مي‌شود اما از رمق نمي‌افتد. . .
بولتن نیوز : رئيس اداره هواشناسي آبادان نگاه از صفحه مانيتور برميگيرد و خيالمان را راحت ميکند؛ «چشمه گرد و خاک شکل گرفته در صحاري غرب عربستان که روي نقشه ماهوارهاي به صورت لکهاي ارغواني ديده ميشود قرار نيست امروز به سمت ايران بيايد.» سعيد ابراهيميان که 23 سال است رياست اين اداره کوچک با شش نفر پرسنل را برعهده دارد، ميگويد جهت باد، شمالي است؛ پس احتمال آمدن گردوخاک به طرف ايران متصور نيست؛ مگر اينکه جهت باد عوض شود. سال گذشته اين مرکز بيش از 111 روز گزارش ورود گردوخاک به منطقه را به مراکز بالادستي اعلام کرده بود که 49 روز آن گردوخاک شديد و با ديد کمتر از دو کيلومتر بوده است.

امروز هوا تا اندازهاي صاف و ديد افقي هشت کيلومتر است اما نقشه ماهوارهاي پيش روي آقاي ابراهيميان با لايهاي صورتي رنگ، وجود گردوغبار روي نوار مرزي جنوب غرب ايران را نشان ميدهد. بعد از جنگ خليج فارس اين لايه صورتيرنگ در بيشتر روزهاي سال، مهمان هواي اين ناحيه است. غبار محلي و غبار ناشي از فعاليت صنايع بزرگ نفت و پتروشيمي را هم در نظر بگيريد تا به اين نتيجه برسيد که پديده گردوغبار، اين جا ديگر پديدهاي ويژه و غيرمترقبه نيست؛ هواي صاف و بدون غبار است که غيرعادي بهنظر میرسد.

اين مساله به طور طبيعي حساسيت مردم را در اين زمينه کم و احتمال آسيب را افزون کرده است. البته تغيير نوع بروز پديده گردوغبار هم در کاهش حساسيت مردم تاثير داشته است. تا چند سال پيش گردوغبار ورودي به مرزهاي جنوب غربي ايران بيشتر از نوع ذرات درشت و ماسهاي و منشأ آن صحاري عربستان و عراق بود که رنگ خاک گاه رنگ زرد گاه قرمز به آسمان ميبخشيد و در دل مردم هراس ميافکند؛ بهطوري که تردد مردم در شهر به طور چشمگيری کاهش مييافت؛ اما در يکي، دو سال اخير ريزگردهاي سبُک بيابانهاي عراق و سوريه جايگزين نوع قبلي شده است.




نوع اخير که تا چهار روز هم ماندگاري دارد لايههاي فوقاني جو را دربرميگيرد و فقط حالتي ابريشکل ميدهد که بسيار فريبنده است؛ زيرا درجه عاجل بودن خطر را پنهان ميکند؛ در حالي که همين هوا بهواسطه ذرات بسيار ريز خاک و درجه ورود بيشتر آن به ريه، اثرات مخربتري بر سلامت شهروندان برجا ميگذارد. زهرا، 34 ساله يکي از شهروندان آباداني است که از يک سال قبل تحت تاثير عملکرد مخرب اين ريزگردهاست. او به ما ميگويد در روزهايي که گردوغبار ريز در هوا وجود دارد دچار مشکلات تنفسي ميشود، به شدت به سرفه ميافتد تا جايي که به مرز احتقان ميرسد.

ماسکهاي موجود حتي از نوع فيلتردارش هم اثري بر رفع مشکل او نداشتهاند. دکتر به زهرا توصيه کرده از قرار گرفتن در معرض گردوخاک خودداري کند و حتیالامکان در خانه بماند. توصيه ديگر دکتر شايد مشکل او را براي هميشه حل کند؛ بهتر است او از شهر آبادان به منطقه خوش آب و هوايي مهاجرت کند. اين توصيهاي است که در ساليان گذشته خوزستانيهاي بسياري را نسبت به مهاجرت از اين اقليم ترغيب کرده است.

بر اساس همين شرايط، ما کمتر درباره واقعیتهای پدیدههای گرد و خاک در خوزستان میدانیم. اداره محيط زيست شهرستان آبادان هرگونه صحبت در اين خصوص را منوط به دريافت اجازه کتبي از اداره کل محيط زيست استان خوزستان ميداند. فرماندار آبادان هم از گفتوگو با همشهري ماه طفره ميرود. به گفته يک کارمند فرمانداري آبادان که حاضر شده به صورت غيررسمي با ما صحبت کند، حساسيت بالاي موضوع گردوخاک سبب آن شده است که مسوولان شهري از صحبت درباره آن شانه خالي کنند و مسووليت اين کار را به دوش مقامات استاني بيندازند. او اضافه ميکند درواقع مسوولان محلي حرف چنداني هم براي گفتن ندارند زيرا عمده منشأ گردوخاک خارجي است و حل آن به اقدام در سطح ملي و بينالمللي وابسته است. تنها کار مسوولان محلي تعطيلي مدارس، دانشگاهها و در درجات بالاي غلظت گردوخاک، تعطيلي ادارات است. سال گذشته گردوخاک شديد، هفت روز ادارات شهرستان آبادان را به تعطيلي کشاند.

تعطيلي مدارس و دانشگاهها از اين هم بيشتر بوده است. بااينحال شنيدههاي غيررسميای که همشهري ماه نميتواند آنها را تاييد کند دائر بر دوگانه بودن استانداردهاي تعطيلي شهرهاي درگير با پديده گردوغبار و ساير شهرهاي کشور است. بر اين اساس در کلانشهري چون تهران زماني که غلظت آلايندهها به دو برابر حد مجاز ميرسد مدارس و ادارات شهر تعطيل ميشوند؛ در حالي که در شهر آبادان وقتي گردوخاک به پنج برابر مجاز ميرسد مدارس تعطيل ميشوند و تنها در صورتي که آلايندگي تا 10برابر حد مجاز باشد ادارات شهر تعطيل ميشوند. البته تعطيلي ادارات بر فعالیت پرسنل مشاغل نوبت کاري (شيفتي) مثل پالايشگاهها، بيمارستانها و نيروي انتظامي، تاثيري ندارد. اخيرا مديران پالايشگاه نفت آبادان تعطيلي روزکارها را هم ملغي کردهاند چون معتقدند که در نظم کاري پالايشگاه خلل ايجاد ميکند.

 ديگر کسي به روي خودش نميآورد

به جز تعطيلي مدارس و ادارات، توزيع دورهاي ماسک فيلتردار در ميان پرسنل ادارات کار ديگري است که فرمانداري در زمينه  مشکل گردوغبار انجام ميدهد اما وقتي از کارمندان چند اداره درباره ميزان استفادهشان از ماسک پرسيديم کمتر کسي را مييابيم که از اين ماسکها استفاده کند. کارمند يکي از ادارات مرتبط ميگويد: «ما هم مثل بقيه مردم به اين وضعيت عادت کردهايم؛ حتي ماسک هم نميزنيم و در روزهاي گردوخاکي اگر نياز باشد، بيرون هم ميآييم. من خودم آلرژي دارم و در روزهاي گردوغباري سرفههاي زيادي ميکنم. بااينحال نه ماسک ميزنم و نه درخواستي براي انتقال از آبادان داشتهام.»

ظاهرا کسي اهميت خطر و مشکلات ناشي از گردوغبار را جدي نميگيرد. در آبادان آنچه به چشم ميآيد کاهش حساسيت فردي و جمعي به اين پديده و سازگاري مردم با این وضعيت است. در روزهایي که میزان گردوخاک زیاد است جريان زندگي کُند ميشود اما از رمق نميافتد. دستکم شبها مناسک عادي زندگي به صورت گشت وگذار و خريد در بازارها برپاست. بااينحال زندگي اجتماعي و اقتصادي کموبيش تحت تاثير اين پديده قرار دارد.

ميتوان از مدارسي سخن گفت که تعطيل ميشوند؛ بيآنکه براي جبران کلاسهاي تعطيل شده فکري شده باشد. ميتوان از تاثير اين پديده بر اقتصاد و حملونقل شهري گفت و ميتوان کاهش درآمد اصناف در روزهاي گردوغباري را بررسي کرد اما يکي از پيامدهاي اين وضعيت که هم مردم آبادان و هم احيانا مردم ساير نقاط کشور با آن مواجه ميشوند ملغی شدن پروازهاي فرودگاه بينالمللي آبادان است. شرايط اين فرودگاه بهلحاظ وسايل ناوبري بهگونهاي است که هواپيما تنها زماني فرود ميآيد که ديد افقي از سه کيلومتر پايينتر نباشد. اين موضوع علاوه بر اينکه تا 24درصد درآمد اين فرودگاه را کاهش داده بلکه به کاهش اعتبار آن نيز منجر شده است. پروازهاي آبادان در حالي لغو ميشوند که در شرايط مشابه جوي پروازهاي فرودگاه اهواز انجام ميشوند.

تجهيزات ILS نصب شده در فرودگاه اهواز فرود هواپيماها را با ديدِ تنها بيشتر از 800متر ممکن ميکند؛ در حالي که فرودگاه آبادان با وجود نصب اين دستگاه بهدليل نبود توافقات مرزي با کشور عراق نميتواند از اين دستگاه پيشرفته استفاده کند. بنابراين هواپيماها در مبدأ پرواز در فرودگاه تهران، مشهد و اصفهان به انتظار بهتر شدن هوا مينشينند و ساعتها تاخير طاقتفرسا را به مسافران در دو فرودگاه مبدأ و مقصد تحميل ميکنند.

پيشبيني و اعلام بروز پديده گردوخاک يکي از عواملي است که ميتواند از گرفتاري ناگهاني شهروندان با اين پديده جلوگيري کند اما پيشبيني و اطلاعرساني سريع هم با موانعي مواجه است. طبق گفته ابراهيميان، رئيس اداره هواشناسي آبادان از زمان شکلگيري يک چشمه گردوخاکي در عربستان تا رسيدن آن به منطقه جنوب غرب ايران تنها 24 ساعت زمان لازم است ولی اين زمان درباره گردوغبار بيابانهاي عراق تنها چند ساعت است. بسياري از شهروندان به يکباره و بدون آمادگي قبلي با پديده گردوخاک مواجه ميشوند و ناگزير در معرض آن قرار ميگيرند. اين وضعيت براي يک بيمار آسمي مانند آرش ميتواند بسيار خطرناک باشد. آرش که 40 سال سن دارد با ورود ريزگردها پس از جنگ عراق به بيماري آسم مبتلا شد و هماکنون از اسپريهاي تنفسي استفاده ميکند. مواجهه ناخواسته او با گردوغبار شديد در مواردي باعث بستري شدنش در بيمارستان شده است که گاه چندساعت و گاه چندروز به طول میانجامد. به گفته او ماسکهاي موجود نيز تاثير ندارند و توصيه پزشک به او مهاجرت از آبادان است؛ امري که آرش تاکنون بهدليل علقههاي خانوادگي در برابرش مقاومت کرده است.

با اين حال اکنون حدود يک دهه از هجوم ريزگردهاي عربي به خاک ايران ميگذرد. به گفته مسوول يکي از بيمارستانهاي شهر آبادان، مردم اين شهر بهلحاظ روش زندگي تا حدودي با اين پديده سازگاري پيدا کردهاند.

به گفته او در سالهاي اول، رشد آمار بيماران قلبي، ريوي و عفوني که ميتوانست اثرات زودرس پديده ريزگردها قلمداد شود اتفاق افتاد و اکنون آمارها در وضعيتی طبيعي است چون گروههاي متاثر از اين پديده مثل کودکان، سالمندان، بيماران قلبي و ريوي بيشتر مراقب هستند و در روزهاي آلوده از خانه خارج نمیشوند.




آنچه اينک باعث نگراني است عوارض ديررس اين پديده است؛ عوارضي که از آن بيخبر هستيم چون نميدانيم خاکي که از آنسوي مرز ميآيد چه آلودگيهايي به همراه دارد. اين عوارض ممکن است ده سال آينده آشکار شود. در اين ميان کاهش حساسيت مردم نسبت به اين پديده ميتواند عوارض سوء آن را به شهروندان بيشتري تحميل کند.

 

صبح که از خواب پا ميشيم ماسک به صورت نميزنيم...

گزارش ما اما در اداره بهداشت آبادان به اتمام ميرسد؛ جايي که در گفتوگو با کارشناس مسوول بهداشت محيط اين شهرستان، تضادهاي حوزههاي اطلاعرساني و اجرايي، بيشتر خودشان را نشان ميدهند. جعفر ربيحاوي روحيهاي بشاش دارد و به عنوان کسي شناخته ميشود که بيشترين اطلاعرساني آموزشي را درباره پديده گردوخاک به مردم آبادان ارائه ميدهد. او با راديو و تلويزيون و رسانههاي محلي در اين باب مصاحبه ميکند، به مدارس ميرود و دانشآموزان را از خطرات اين پديده آگاه و بروشورهاي آموزشي را ميان آنها توزيع ميکند. او به ما ميگويد: «با توجه به منشأ خارجي گردوغبار، بحث مهم، آموزش مردم براي مواجهه با اين پديده و پيشگيري از عوارض منفي آن است.»

اولين توصيه کارشناس مسوول بهداشت محيط آبادان اين است که افراد به خصوص گروه حساسي مثل کودکان، سالمندان و بيماران قلبي و ريوي تا حد امکان از خانه خارج نشوند. افراد عادي هم زمان تماس خود با هواي آلوده را به حداقل برسانند. اما اين توصيه ظاهرا زياد به گوش مردم نرسيده است. خود او ميگويد: «متاسفانه ميبينيم در روزهايي که گردوخاک است و احيانا مدارس يا ادارات هم تعطيل شدهاند نهتنها مردم در خانهها نميمانند بلکه شاهد صحنههاي عجيبتري هم هستيم؛ از جمله اینکه عدهاي در اين روزها فعاليت شديد بدني و ورزش ميکنند. وقتي فعاليت بيشتر است تنفس سريعتر صورت ميگيرد و حجم آلودگي هوايي که وارد بدن ميشود بيشتر ميشود. متاسفانه فرهنگ خودپيشگيري در ميان مردم آنچنان که باید رشد نکرده است.»

درزگيري در و پنجرهها براي جلوگيري از ورود ذرات گردوخاک توصيه ديگر اين کارشناس اداره بهداشت است اما وقتي از او ميپرسيم اداره بهداشت، ساختمان خود را درزگيري کرده ميشنويم که خير!

ربيحاوي ميگويد: «استفاده از ماسک مناسب مورد توصيه است. ماسکهاي يکبار مصرف معمولي موثر نيستند و فقط يک تاثير رواني دارند. توصيه اين است که اگر بنا به دلايلي مجبور به بيرون آمدن از خانه هستيم حتما ماسک مناسب گردوخاک استفاده کنیم.»

اين متخصص از ماسکهاي مناسب، نمونهاي در اختيار ندارد و بعد هم معلوم ميشود که خود او هم اصلا از ماسک استفاده نميکند و به شوخي به ما ميگويد يک خرده خاک براي آبادانيها مشکلي ايجاد نميکند و در ادامه تعريف ميکند: «يک روز که يک گروه پايشگر از وزارت بهداشت به آبادان آمده بودند و هوا گردوخاک شد از من پرسيدند پس ماسک شما کجاست من هم به شوخي گفتم براي آبادانيها افت دارد و آبادانيها ماسک نميزنند.»

کارشناس مسوول بهداشت محيط، کدهاي ماسکهاي استاندارد گردوخاک را کد 3m, ffp 3, ffp 2 ,ffp1 اعلام ميکند اما اطلاع ندارد که آيا در بازار آبادان ماسکهاي استاندارد برای خريد مردم وجود دارد يا نه. ظاهرا اداره بهداشت هيچ بازرسي و پرس وجويي در اين مورد نکرده است.

پيگيري ما نشان داد که به واقع ماسک استاندارد گردوخاک با کدهاي اعلام شده وزرات بهداشت در بازار آبادان وجود ندارد. داروخانهها بدون اشاره به استاندارد نبودن ماسکهاي معمولي يکبار مصرف، آنها را به مشتريان ميفروشند. نوع جديدي از ماسک فيلتردار بدون کد به قيمت 2500تومان هم به بازار آمده که به قول يک فروشنده کالاي پزشکي فيلترش درواقع فقط براي بازدم به کار ميآيد. نوع ديگر ماسک فيلتردار با کد n95 مخصوص ذرات معلق نفت و گاز است که به کار کارکنان صنايع نفتي ميآيد اما فروشندگان کالاي پزشکي آبادان آن را به عنوان ماسک گردوخاک به قيمت 3000 تومان ميفروشند. وقتي از يکي از آنها ميپرسيم چرا ماسکي که استاندارد نيست به مردم ميفروشيد جواب ميدهد: «وزارت بهداشت که ماسکهاي استاندارد را اعلام ميکند بايد يا آن را در داخل توليد کند يا از خارج وارد کند.»

اما ربيحاوي، کارشناس مسوول بهداشت محيط آبادان همچنان به توصيههايش ادامه ميدهد. به گفته او يکي از کارهاي مهم اين است که تماس افراد با گردوخاک به حداقل برسد. با اين هدف است که مدارس و ادارات تعطيل ميشوند. اما بحث ديگر اين است که اصلا خانواده توجيه شده باشد که حالا که مدارس تعطيل شدهاند بچهها را در خانه نگه دارند، نه اينکه مدارس تعطيل شوند و بچهها بروند در کوچه بازي کنند.

او ادامه ميدهد: «براي فرهنگسازي تلاش کردهايم اما روي مردم تاثير کاملي نداشته است.» خاطرهاي که او بازگو ميکند سرشتنماست؛ «کارشناسي را در نظر بگيريد که در يک روز گردوخاکي در يک فضاي آزاد با گزارشگر تلويزيون محلي در مورد مواجهه صحيح با پديده گردوخاک مصاحبه ميکند و هشدار ميدهد مردم حتیالمقدور از منازل بيرون نيايند؛ اگر هم بهدليل اضطرار از منزل بيرون آمدند فعاليت بدني شديد نکنند و در همان حال ميبيند که کمي آن طرفتر از محل مصاحبه گروهي از خانمها در ايستگاه ورزش صبحگاهي واقع در «پارک معلم» در حال ورزش هستند!»

سوال آخرمان از اين مسوول، پاسخي تلخ دارد. وقتي شهري 111 روز در سال با پديده گردوغبار مواجه است، 24درصد پروازهاي فرودگاهش لغو ميشود و هفت روز ادارات شهر تعطيل ميشوند، لابد بودجهاي براي آگاهیبخشي و آموزش مردم به منظور حساس کردن آنها نسبت به این موضوع تخصيص داده ميشود. کارشناس بهداشت محيط آبادان اما ما را از توهم به در ميآورد؛ «بودجه ويژهاي براي آموزش و فرهنگسازي در مورد پديده ريزگردهاي عربي به بهداشت محيط آبادان اختصاص داده نشده است.

منبع :همشهری ماه

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۲
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۳/۰۷
0
5
چه عجب يه سايتي پيدا شد از اين مشكل بنويسه.مسئولين ما كه بايد گرد و خاك به تهران برسه تا چاره انديشي كنن.
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین