بازتاب مصاحبه خانواده های شهدای ترور در روزنامه «گلوب اند میل» کانادا
پل کورینگ خبرنگار روزنامه گلوب اند میل کانادا که تاکنون گزارش های زیادی را در خصوص حقوق بشر، درگیری ها و جنگ ها در نقاط مختلف دنیا از جمله عراق، افغانستان و خاورمیانه تهیه کرده با حضور در دفتر انجمن دفاع از قربانیان تروریسم خاورمیانه ضمن انجام مصاحبه با اعضای انجمن و دیدار با خانواده های قربانی ترور با خانواده های شهدای ترور هسته ای نیز دیدار کرده و گزارش خود را از این دیدار در روزنامه خود به چاپ رساند.
وی در گزارش خود با عنوان "جنگ اعلام نشده علیه برنامه هسته ای ایران" با اشاره به مظلومیت خانواده های شهدای ترور می نویسد:
طی
28 ماه گذشته قاتلان، حداقل 5 دانشمند ایرانی را مورد هدف قرار داده اند.
افرادی که به گفته آژانس های اطلاعاتی غربی به برنامه هسته ای ایران ارتباط
داشتند.

یکی از این افراد یک مهندس برق به نام داریوش رضائی نژاد بود که در یک مرکز تحقیقات امنیتی ملی کار می کرد. ژوئیه گذشته او به همراه همسرش پس از اینکه دخترشان را از مهدکودک برداشته بودند به سمت منزل در حال حرکت بودند. بیرون درب منزل آنها دو مرد مسلح با عینک های آفتابی نزدیک می شوند و با کشیدن اسلحه های کمری خود به سمت آنها شلیک می کنند.
شهره پیرانی، همسر وی، در اولین مصاحبه خود با یک سازمان خبری غربی می گوید: "لحظه کشته شدن وی وحشتناک ترین لحظه زندگی من بود. نمی توانستم باور کنم که کسی مثل داریوش قربانی تروریست ها شود. "
هیچ گروه یا کشوری مسئولیت حملات علیه دانشمندان ایرانی را بر عهده نگرفته است. ولی کاملا واضح است که این ترورها بخشی از یک مبارزه حساب شده هستند. برخی در غرب این حملات را به عنوان تلاشی در راستای یک مبارزه ای گسترده تر برای توقف برنامه هسته ای ایران توجیه می کنند.
ایران می گوید برنامه های هسته ای اش صلح آمیز است. اما قدرت های غربی اینگونه تبلیغ می کنند که برنامه هسته ای ایران تلاشی مخفیانه برای ساختن کلاهک های هسته ای و به خودی خود تهدیدی فوری بویژه برای اسرائیل است.
اما به نظر می رسد حملات علیه دانشمندان ایرانی نظیر آقای رضائی نژاد که اکثرا در روشنائی روز و در مکان های عمومی در ملا عام در پایتخت انجام شده اند، همگی ترفندی خونین در جنگی اعلام نشده هستند که در صدد ویران کردن برنامه هسته ای ایران می باشند. مبارزه سایبری از طریق ویروس استاکس نت که بنابر گزارش ها وارد سانتریفیوژهای غنی کننده اورانیوم شده بود نیز در راستای همین هدف صورت گرفت.
نظر خانم پیرانی در مورد اینکه "تروریست ها" همسر وی را کشته اند توسط دولت و مردم خیابان نیز تایید می شود. برخی از ایرانیان می گویند اگر دانشمندان آمریکایی در واشنگتن و توسط بمبگذاران موتور سوار کشته می شدند جنجال بیشتری برپا می شد و حتما از تروریسم سخن به میان می آمد.
در
ماه ژانویه مصطفی احمدی روشن دانشمند هسته ای توسط یک بمب مغناطیسی که به
ماشینش چسبانده شد کشته شد. دولت اوباما از این حادثه ابراز تاسف کرد اما
سخنی از تروریسم به میان نیاورد. خانم کلینتون در پاسخ به سوالی در خصوص
نظر ایشان در مورد این حادثه گفت:" من موکدا هر گونه دخالت ایالات متحده را
در وقوع هر نوع خشونت داخل ایران رد کنم."

ظن ها و تردیدها روی اسرائیل است که با داشتن سلاح هسته ای ایران را تهدید به حمله هوایی علیه تاسیسات اتمی اش می کند. اسرائیل دخالت در حمله به دانشمندان ایرانی را رد نکرده است. رشته دیگری از این حلقه از نظر دولت ایران گروهک منافقین است؛گروهکی شبه نظامی و ضد رژیم که از نظر کانادا و ایالات متحده یک سازمان تروریستی است.
فردی 24 ساله به نام مجید جمالی فشی ماه جاری در زندان اوین تهران به جرم قتل مسعود علیمحمدی استاد فیزیک دانشگاه تهران به دار آویخته شد. فشی در آخرین جلسه دادگاه خود در تابستان گذشته پذیرفته بود که به تل آویو سفر کرده و توسط موساد آموزش دیده است. در این راستا سه ماه پیش شبکه تلویزیونی NBC آمریکا گزارش داد که مقام هایی آمریکایی که نخواستند نامشان فاش شود گفته اند موساد، سازمان اطلاعاتی اسرائیل افرادی از گروهک منافقین را برای انجام ترورها آموزش داده است.
این ترورهای هدفمند آشکارا در ایجاد هراس موثر واقع شده اند. همسر پروفسور علیمحمدی در گفتگو با گلوب اند میل گفت: دکتر علیمحمدی سال ها با این ترس زندگی کرده بود که مورد هدف قرار خواهد گرفت.
گروهک منافقین در سال 2005 او را در فهرست سیاه خود برای حمله قرار داده بودند. در دو مورد در سال های 2005 در بریتانیا و در 2007 در ایتالیا همکاران وی توسط آژانس های اطلاعاتی مورد بازجویی هایی قرار گرفته بودند که سوالاتشان در خصوص تحقیقات و نوشته های دکتر علیمحمدی بوده است. در نهایت در ژانویه 2010 او در نتیجه انفجار بمبی که روی یک موتورسیکلت پارک شده در بیرون منزلش جاسازی شده بود ترور می شود.
منصوره کرمی، همسر وی می گوید:" زمانیکه صدای انفجار را شنیدم فکر کردم زلزله شده است. تمام پنجره ها شکسته شده بودند و من به سمت ماشین دویدم. مسعود افتاده بود روی زمینٰ، اما من فکر کردم فقط در شوک ناشی از حادثه است. سر او را روی سینه ام گذاشتم و ناگهان دیدم پشت سرش خالی است."خانم کرمی می گوید:" من از همه می خواهم این حملات را محکوم کنند نه اینکه آنها را کلا نادیده بگیرند."
تاثیر این حملات روی از کار انداختن برنامه هسته ای ایران هر چه که باشد ، مهم این است که این ترورها اندوه و دردی واقعی را بر جای گذاشته اند.
خانم پیرانی که در جریان حمله به شوهرش خود زخمی شده بود، هنوز می تواند ترتیب گلوهایی را که به بازو، گردن و بدن شوهرش اصابت کردند دقیقا بازگو کند. او خود نیز از پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود و ناتوان به همسایه هایی نگاه می کرد که دختر وحشت زده اش آرمیتا را از کار بیرون می کشند. افراد مسلح با موتور از محل گریخته بودند.
او بعدها در نامه به بان کی مون دبیر کل سازمان ملل نوشت: چگونه است که شورای امنیت، تروریسم را به عنوان یکی از جدی ترین تهدیدها علیه صلح و امنیت بین الملل در قرن بیست و یکم می داند اما اقدامی مناسب را در مقابل اقدامات تروریستی علیه دانشمندان ایرانی انجام نمی دهد؟"
در مصاحبه ای در دفتر انجمن دفاع از قربانیان تروریسم در تهران وی گفت او و شوهرش در یک موسسه تحقیقات امنیتی ملی فعالیت داشتند. خانم پیرانی مسئول قتل شوهرش را حتی در صورتیکه قاتلان ایرانی باشندٰ اسرائیل می داند.
او می گوید آرمیتا هنوز نقاشی های پدرش را می کشد. در این نقاشی ها او و مادرش همیشه با دهان هایی باز در حال فریاد کشیدن هستند. خانم پیرانی می گوید: "او هر روز این نقاشی ها را می کشد."
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


