آخرين دستاويز براي ماندن...
كافي است به يكي از بيمارستانهاي شهرمان رجوع كنيد، آن وقت ميبينيد كنار هر تابلويي كه پزشكي را معرفي ميكند، دست نوشتهاي هم از فروش كليه خبر ميدهد. -"كليه با گروه خوني AB را خريداريم! يا كليه با گروه خوني O+ به فروش ميرسد! - جواني 24 ساله هستم و فرصت زيادي براي پدرم باقي نيست. سريعا تماس بگيريد(قيمت قابل مذاکره است)"
كنار در يكي از همين بيمارستانها، زن جواني كه چادري سياه بر سر دارد، توجهام را جلب ميكند، تكيه داده به ديواري پر از دستنوشته براي فروش اعضاي بدن، نگاهش افق را ميپيمايد و نقطه نامعلومي را نشانه زده است، به سراغش ميروم تكاني ميخورد و بلافاصله سر صحبت را باز ميكند.
برايت ميگويم، براي همه ميگويم چون اگر نگويم ديوانه ميشوم، دخترك كوچكم ماههاست در انتظار كليهاي هر روز درد سوراخهايي را تحمل ميكند كه حاصل دياليز است.
نگاهم به سوي دخترك مو قهوهاي با چشمان عسلي جلب ميشود كه به من خيره شده، دست نحيف و رنجورش را در دستم ميگيرم، بغض را از چشمان نگرانش ميخوانم، يه دنيا حرف دارد، آنقدر كه حس ميكنم الان است كه كر شوم.
زن ادامه ميدهد: مرض را ناگهان احساس ميكني، درونت حساش ميكني و تا وقتي كه علائم مرض بر تو نمايان نشود، متوجهاش نميشوي، مثل سردرد يا سرگيجه!
وي ادامه ميدهد: درماني ندارد يا راهي كه نرگس دوباره به زندگي برگردد؟
دستم را ميگيرد، شروع ميكنيم به گشتن اطراف بيمارستان، ديوارها را نشانم ميدهد و ميگويد به يكي از اين شمارهها زنگ بزن تا ببيني قيمت يك كليه چقدر است؟ تازه اگر از قيمت عمل كردن و .... هم بگذري! بماند كه يك سال هم در نوبت پيوند هستيم.
خندهاي عصبي گوشه لبانش شكل ميگيرد و ادامه ميدهد: برايم دشوار است كه تنها دخترم جلوي چشمانم آب شود، اما هميشه خوشحالم كه مانند برخي خانوادهها چند تا از فرزندانم دچار بيماري نيستند.
كمي جلوتر از درمانگاه تخصصي بيمارستان پيرمرد تكيدهاي كه صورتي گرد داشت بيحركت كنار ديوار ايستاده بود، دقيقا زير تابلوي توقف ممنوع.
پيرمرد كه شال كرم رنگي به دور سرش پيچيده است با لهجه و سوز دردناكي از زنش ميگويد: زنم كليههايش را از دست داده است، الان هم در بيمارستان بستري است تا عمل آب مرواريد كند، تا از نعمت چشمانش هم محروم نشود.
كربلايي حسين چند ماهي است كه در انتظار كليه روزها را ميگذراند و صديقه خانم را براي دياليزهاي متعددش همراهي ميكند.
به گفته رئيس انجمن خيريه حمايت از بيماران کليوي، رشد بيماران کليوي در کشور به مرز 20 درصد رسيده و باعث شده که تعداد بيماران دياليزي و پيوند کليه هم افزايش يابد، متاسفانه بيماراني که دچار تخريب کليه ميشوند، بدنشان هميشه به دياليز جواب نميدهد و ميبايست پيوند کليه شوند، در چنين وضعيتي تقاضا براي پيوند کليه بالا ميرود و اين در حالي است كه پيوند از بيمار مرگ مغزي در کشور به اندازهاي نيست که بتوان به تمامي درخواستها پاسخ داد.
براي آنكه از قيمت كليهها خبر دار شويم، به تعدادي شماره زنگ زديم تا بدانيم نرخ روز كليه چقدر محاسبه ميشود.
اولين تماس با دختر جواني بود كه بخاطر مشكل جهزيه تن به فروش كليهاش داده بود، صدايش محزون و غمآور بود، آنقدر كه در چند دقيقه مكالمه يك دنيا غم را به دلت ميكشاند، البته زهرا نميدانست هر كدام از كليههايش چقدر قيمت دارد . . .
شايد خيلي مضحك به نظر برسد كه دختري جوان بخاطر دغدغه جهزيه مجبور به فروش كليهاش شود، اما متاسفانه هر روز واقعيتهاي اين چنيني در سطح شهرمان چه آشكار و چه نهان رخ ميدهد و كسي نميداند چرا . . .
آقاي سبحاني، دومين فردي بود كه ميخواست يكي از كليههايش را بفروشد، او البته نگفت چرا تن به چنين كاري داده است اما اصرار داشت هرچه سريعتر به يكي از بيمارستانها برويم و قيمت هر كليه را تعيين كنيم.
شماره بعدي مربوط به خانواده نگراني بود كه دخترشان به كليه با گروه خوني AB نياز داشت، اين خانواده مبلغ مصوب را 6 ميليون تومان اعلام كردند اما حاضر بودند تا 10 ميليون تومان را هم پرداخت كنند.
" اين افراد تا آخر عمر با يك كليه چگونه زنده خواهند بود" اين سوال تنها چيزي بود كه چند روز ميهمان ذهن خستهام شد.
تنها راه سامان دادن به خريد و فروش كليه، افزايش آمار پيوند از جسد است چون اقدامات ديگر در اين زمينه را انجمن حمايت از بيماران كليوي انجام داده است.
سپس سراغ مدير مركز پيوند اعضا دانشگاه علوم پزشكي مشهد رفتيم و از او در اين خصوص سوالاتي كرديم.
مدير مركز پيوند اعضا دانشگاه علوم پزشكي مشهد: سالي 10 درصد به بيماران دياليزي اضافه ميشود
مدير مركز پيوند اعضا دانشگاه علوم پزشكي مشهد گفت: كمبود پيوند اعضا از افراد مرگ مغزي به بيماران نيازمند، كليه را به سوي خريد و فروش سوق ميدهد.
دكتر جعفر مدبر در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه خراسان، اظهار كرد: وقتي افراد دچار نارسايي پيشرفته كليه ميشوند با دو حالت دياليز و پيوند مواجه ميشوند.
وي با بيان اينكه دياليز هر هفته دو بار و هر نوبت چهار ساعت وقت فرد بيمار را ميگيرد و بسيار هم دردناك است، تصريح كرد: پيوند جايگزين خوبي به جاي دياليز است، اما متاسفانه از همين قسمت دچار مشكل شدهايم، چرا كه پيوند كه ابتدا در ميان خويشاوندان صورت ميگرفت، به ساير افراد هم رسيد و مشكلاتي مثل خريد و فروش كليه رخ داد.
دكتر مدبر اظهار كرد: سياست دولتها، توسعه پيوند كليه از طريق مرگ مغزي است، خوشبختانه ميزان رضايت خراسانيها در سال 91 در خصوص پيوند از كاداو(مرگ مغزي) 70 درصد بوده، در حالي كه اين ميزان در كشور زير 50 درصد است، از همين رو است كه افراد به خريد كليه از ساير افراد رو ميآورند.
مدير مركز پيوند اعضا دانشگاه علوم پزشكي مشهد با عنوان اين مطلب كه اميدواريم فرهنگ اهداي عضو زياد شود، تصريح كرد: دولت، موسسات و NGOها بايد به اين سمت بروند كه فردي ناچار به فروش كليهاش نشود، از طرفي هم بايد فرهنگ اهداي عضو از مرگ مغزي بيشتر شود تا اجزا، بدون استفاده به زير خاك نروند.
وي با اشاره به اينكه هر مرگ مغزي در پيوند بافت ميتواند تا 50 عضو را اهدا كند، گفت: حتي در قوانين بينالمللي هم خريد و فروش اعضاي بدن مورد تاييد نيست، اولويت اول با مرگ مغزي است، سپس خويشاوند و غير از آن هيچ چيزي ديگري مورد تائيد دانشگاهها نيست.
مدبر عنوان كرد: با اينكه سال 89 اوج پيشرفت پيونده بوده است، اما تنها 64 درصد خانوادههاي مرگ مغزي رضايت داده بودند كه فقط به 12 درصد نيازها پاسخ داده شد، اين در حالي است كه سالي 10 درصد به بيماران دياليزي اضافه ميشود.
مدير مركز پيوند اعضا دانشگاه علوم پزشكي مشهد در خصوص پيشگيري از مشكلات كليوي، افزود: با برخي اقدامات ساده به راحتي ميتوان جلوي مشكلات كليوي را گرفت، مثل جلوگيري از چاقي زياد، عدم استفاده بيش از حد از غذاهاي شيرين، چرب و پرنمك از طرفي هم عدم تحرك، عدم استفاده از سيگار، قرار نگرفتن در استرسها و ...، البته بعضي عوامل ژنتيكي و سن بالا هم تاثيرگذار است.
وي اضافه كرد: ورزش مناسب براي هر سني، تنظيم رژيم غذايي مناسب، استفاده كمتر از روغن، استفاده از سبزيجات، مايعات و لبنيات و اينكه روشهاي زندگي اصلاح شود، از بسياري مشكلات ميكاهد.
مدبر بيان كرد: كارتهاي اهداي عضو با پركردن فرم صادر ميشود كه حكم وصيتنامه را دارد، تا الان 30 هزار نفر عضو شدهاند، همچنين به ازاي هر 1000 كارت، يك درصد به ميزان رضايت خانوادهها افزوده ميشود، هر چند كه بايد در نظر داشت بعد از مرگ مغزي خيلي فرصت نداريم و تاخير خانوادهها باعث از بين رفتن برخي از اعضا ميشود.
كافي است تنها براي يک لحظه فقط يک لحظه کوتاه تصور کني كه مجبوري يکي از مهمترين اعضاي بدنت را بفروشي و تبعات پس از آن را تا پايان عمر به جان بخري، تصور کن کجاي پرتگاه زندگي بايد ايستاده باشي که اين آخرين دستاويزت باشد براي بودن، براي ماندن و براي حفظ ارزشهاي زندگيت، مطمئن باش تا پديده دردناک "فروش کليه" هست، درد و رنج هم هست!
گزارش از: مهين ساعدي، خبرنگار ايسنا، منطقه خراسان
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


