جنگ فرقان، باعث آشنایی زدایی از موضوع فلسطین شده است!
1 ـ حماس از حربه نامگذاری خوب استفاده می کند، اسماعیل هنیه جنگ را به حرب فرقان (جنگ جدایی کننده حق و باطل) نامگذاری کرده است و این از نگاه تیزبین ابوالعبد حکایت می کند. وقتی جنگی موقعیت نهادهای بین المللی را در وضعیت منفعل و ناکارآمد فرو می برد و حتی حملات وحشیانه به غیرنظامیان را توجیه می کند یک چنین نامگذاری ای می توند به اذهان سردرگم جهت بدهد. این جنگ جنگ فرقان است چون رسوایی نهادهای بین المللی را نشان می دهد و فریاد می زند که حقوق بشر جز توهمی فراگیر نیست. گفتگوی ادیان، گفتگوی تمدنها و انواع مشابه گفتگو ها که نمونه آن را در کنفرانس ادیان دیدیم هم فقط شعبده هایی برای پوشاندن مقاصد سیاسی اند که تنها مشتی ساده دل آنها را باور می کنند. جنگ اخیر بیشتر از جنگهای قبلی خاورمیانه به بی اعتباری حقوق بین اللملل ضربه زد، این وضعیت به نفی هر نوع خوشبینی بین المللی و بی اعتبار شدن تفاسیر نامبتنی بر قدرت منجر می شود و این باور را تقویت می کند که تمام این نهادها علامت های گمراه کننده برای منصرف کردن سیاستمداران و مردم به چیزی غیر از «قدرت» هستند تا صاحبان قدرت راحت تر گریبان ضعیف تر ها را به چنگ بیاورند. در همین اوضاع است که فرانسوی ها (مدافعان همیشگی حقوق بشر و البته مسلح کنندگان اسرائیل به بمب اتمی) درباره وضعیت حقوق بشر در ایران بیانیه صادر می کنند! و در همین وضعیت است که دیدار سارکوزی و لیونی با خنده انجام می شود و لیونی پس از ملاقات می گوید که اسرائیل تا وقتی که لازم بداند و تا زمانی که مطمئن شود به تمام اهدافش رسیده است این جنگ را متوقف نخواهد کرد، در همین زمان است که لیونی اسرائیل را نماینده ارزشهای جهان آزاد معرفی می کند که حق دارد از زمین و هوا و دریا به مردم بی دفاع حمله کند ... و طبیعی است که در همین بحبوحه آدمهایی که همیشه قیافه ضدجنگ و مدافع حقوق بشر به خودشان می گیرند نفرت انگیز تر و احمق تر جلوه کنند.
2 ـ هیچ چیز مثل «آشنایی زدایی» باعث ایجاد حساسیت و بالارفتن اهمیت یک موضوع نمی شود و «جنگ فرقان» مسئله فلسطین را آشنایی زدایی کرده است، حیات و خون تازه ای به موضوع فلسطین دمیده شده و برای خیلی ها که به یادآوری فلسطین از سر تکلف (به شیوه تکراری صدا و سیما و ائمه جمعه) عادت کرده بودند از کهنگی و فرسودگی و تکرار بیرون آمده است، غبار از روی یک موضوع شصت ساله کنار رفته و حالا همه مثل یک رخداد تازه به آن نگاه می کنند. بعد از اتفاقی که در عراق افتاد افکار عمومی منطقه هم با جنایات تازه اسرائیل تکان جدی خورده است و سراسر خاورمیانه شاهد اعتراض های مردمی بوده، مردم افغانستان در غزنی و هرات تظاهرات می کنند، قطری ها در ورزشگاه جمع می شوند و دعا می خوانند، عربستانی ها در مقابل شلیک سربازان سعودی حداقل دو کشته و هشت زخمی داده اند، پلیس مصر دبیرکل اخوان و بیست عضو آن را بازداشت کرده است، در ایران عده ای خواب و خوراکشان را از دست داده اند، از تجمع و تحصن و حمله به سفارت خانه ها و کتک خوردن و تبلیغات و ... هر کاری از دستشان بر می آمده انجام داده اند. خیلی ها به تحقیق و دوباره خوانی مسئله فلسطین روی آورده اند و آنهایی که به کار رسانه ای مشغول اند نیاز به برقراری ارتباط با ملت های مسلمان، فراگرفتن زبان عربی و انگلیسی را درک کرده اند، حتی مجلس هم جدی تر از قبل شده است و یک مصوبه الزام آور برای به کار انداختن همه ظرفیت های کمک به مردم غزه تصویب کرده! ... خلاصه همه به دنبال این هستند که برای «یک هدف مشترک» کاری انجام بدهند.
3 ـ درست است که بهانه شروع جنگ را حماس به اسرائیل داده است اما آیا باید بعد از محاصره موشک پرانی می کرد یا نه؟ همانطور که حزب الله بهانه جنگ تموز را به اسرائیل داد، اما باید از اسرائیل اسیر می گرفت یا نه؟ حماس با موشک پرانی های خود این جنگ را شروع کرده است اما چه دلیلی وجود دارد که حماس موشک پرانی را کنار بگذارد؟ تا اسرائیل با خیال راحت و آسوده غزه را محاصره کند؟ تا تمام مردم غزه از گرسنگی بمیرند؟ که شهرک نشینها آرامش بیشتری داشته باشند؟ که مذاکرات صلح با تشکیلات فاسد خود گردان پیش برود؟ اگر حماس موشک پرانی را قطع کند آیا اسرائیل حاضر است دست از محاصره غزه و قطع انتقال برق و سوخت و دارو دست بردارد یا حماس باید دست روی دست بگذارد و کشته شدن مردم اش را تماشا کند؟ گفتن ندارد که آتش بسی که با محاصره همراه باشد بی ارزش است و صلحی که به تایید نماینده مردم فلسطین (حماس) نرسد صلح نیست، بلکه خواست اسرائیلی هاست. اینطور مواقع آدم واقعا شک می کند که مخالف خوانها واقعا به دمکراسی و انتخابات عقیده دارند یا هر وقت باب میلشان باشد از این چیزها دم می زنند؟ حماس در انتخابات کاملا دمکراتیک پیروز شد یعنی خواست مردم فلسطین مقاومت است اما با توطئه عباس، سعودی، اردن و مصر قدرت حماس به غزه منحصر شده است. از این گذشته اگر صلح و مذاکره واقعا نتیجه بخش است چرا تا به حال خواسته های همین عباس تأمین نشده؟ چرا عرفات به رضایت نرسید؟ کدام فلسطینی آواره با مذاکره به سرزمین اجدادی خودش برگشته یا کدام پست بازرسی برچیده شده یا کدام شهرک تخلیه شده است؟ فتح می خواهد به آمریکا و اسرائیل اعتماد کند اما حماس نمی خواهد، تا حالا که راه فتح جواب نداده اما خدا را چه دیدید؟ شاید راه مقاومت جواب داد! بنابراین نمی شود به طرفداران مقاومت انتقاد کرد چون راه حل های دیگر به هیچ نتیجه رضایت بخشی و قطعی نرسیده است.
4 ـ مخالفین مقاومت احتمالا ترجیح می دهند دیکتاتوری فاسد تشکیلات خودگردان بر فلسطین حکومت داشته باشد تا خواست واقعی خود مردم! و اصلا معلوم نیست چرا همه دنیا می خوهند برای مردم غزه که پشت سر حماس ایستاده و مقاومت می کند تعیین تکلیف کنند؟! اینها اصلا مردم غزه را نمی شناسند چون همیشه این مردم را در حال کشته دادن و ضجه زدن دیده اند و لابد فکر می کنند: «بیچاره ها! حماس با لجبازی چه بلایی که سر این ها نمی آورد!» ... اما مگر مقاوم تر از مردم غزه هم وجود دارد؟ خیلی ها وقتی تظاهرات چهار پنج روز قبل از اتمام آتش بس را دیدند که مردم غزه بعد از یک ماه و نیم محاصره کامل و کشیدن کارشان به علف خوری! چطور از هنیه حمایت می کنند بهت شان زده بود. اینها با جان ودلشان از حماس حمایت می کنند و کاری با سیاست هیچ بنی بشری اعم از اعراب مخالف یا جمهوری اسلامی و حزب الله موافق ندارند، به مقاومت عقیده دارند و تا حالا با تمام توانشان مقاومت کرده اند. به هر حال این مردم غزه هستند که باید برای خودشان تصمیم بگیرند اما اینطرف آدمهایی داریم که دیر می آیند و زود هم می خواهند حکم کلی و نهایی را صادر کنند و بروند؛
سایت اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی
2 ـ هیچ چیز مثل «آشنایی زدایی» باعث ایجاد حساسیت و بالارفتن اهمیت یک موضوع نمی شود و «جنگ فرقان» مسئله فلسطین را آشنایی زدایی کرده است، حیات و خون تازه ای به موضوع فلسطین دمیده شده و برای خیلی ها که به یادآوری فلسطین از سر تکلف (به شیوه تکراری صدا و سیما و ائمه جمعه) عادت کرده بودند از کهنگی و فرسودگی و تکرار بیرون آمده است، غبار از روی یک موضوع شصت ساله کنار رفته و حالا همه مثل یک رخداد تازه به آن نگاه می کنند. بعد از اتفاقی که در عراق افتاد افکار عمومی منطقه هم با جنایات تازه اسرائیل تکان جدی خورده است و سراسر خاورمیانه شاهد اعتراض های مردمی بوده، مردم افغانستان در غزنی و هرات تظاهرات می کنند، قطری ها در ورزشگاه جمع می شوند و دعا می خوانند، عربستانی ها در مقابل شلیک سربازان سعودی حداقل دو کشته و هشت زخمی داده اند، پلیس مصر دبیرکل اخوان و بیست عضو آن را بازداشت کرده است، در ایران عده ای خواب و خوراکشان را از دست داده اند، از تجمع و تحصن و حمله به سفارت خانه ها و کتک خوردن و تبلیغات و ... هر کاری از دستشان بر می آمده انجام داده اند. خیلی ها به تحقیق و دوباره خوانی مسئله فلسطین روی آورده اند و آنهایی که به کار رسانه ای مشغول اند نیاز به برقراری ارتباط با ملت های مسلمان، فراگرفتن زبان عربی و انگلیسی را درک کرده اند، حتی مجلس هم جدی تر از قبل شده است و یک مصوبه الزام آور برای به کار انداختن همه ظرفیت های کمک به مردم غزه تصویب کرده! ... خلاصه همه به دنبال این هستند که برای «یک هدف مشترک» کاری انجام بدهند.
3 ـ درست است که بهانه شروع جنگ را حماس به اسرائیل داده است اما آیا باید بعد از محاصره موشک پرانی می کرد یا نه؟ همانطور که حزب الله بهانه جنگ تموز را به اسرائیل داد، اما باید از اسرائیل اسیر می گرفت یا نه؟ حماس با موشک پرانی های خود این جنگ را شروع کرده است اما چه دلیلی وجود دارد که حماس موشک پرانی را کنار بگذارد؟ تا اسرائیل با خیال راحت و آسوده غزه را محاصره کند؟ تا تمام مردم غزه از گرسنگی بمیرند؟ که شهرک نشینها آرامش بیشتری داشته باشند؟ که مذاکرات صلح با تشکیلات فاسد خود گردان پیش برود؟ اگر حماس موشک پرانی را قطع کند آیا اسرائیل حاضر است دست از محاصره غزه و قطع انتقال برق و سوخت و دارو دست بردارد یا حماس باید دست روی دست بگذارد و کشته شدن مردم اش را تماشا کند؟ گفتن ندارد که آتش بسی که با محاصره همراه باشد بی ارزش است و صلحی که به تایید نماینده مردم فلسطین (حماس) نرسد صلح نیست، بلکه خواست اسرائیلی هاست. اینطور مواقع آدم واقعا شک می کند که مخالف خوانها واقعا به دمکراسی و انتخابات عقیده دارند یا هر وقت باب میلشان باشد از این چیزها دم می زنند؟ حماس در انتخابات کاملا دمکراتیک پیروز شد یعنی خواست مردم فلسطین مقاومت است اما با توطئه عباس، سعودی، اردن و مصر قدرت حماس به غزه منحصر شده است. از این گذشته اگر صلح و مذاکره واقعا نتیجه بخش است چرا تا به حال خواسته های همین عباس تأمین نشده؟ چرا عرفات به رضایت نرسید؟ کدام فلسطینی آواره با مذاکره به سرزمین اجدادی خودش برگشته یا کدام پست بازرسی برچیده شده یا کدام شهرک تخلیه شده است؟ فتح می خواهد به آمریکا و اسرائیل اعتماد کند اما حماس نمی خواهد، تا حالا که راه فتح جواب نداده اما خدا را چه دیدید؟ شاید راه مقاومت جواب داد! بنابراین نمی شود به طرفداران مقاومت انتقاد کرد چون راه حل های دیگر به هیچ نتیجه رضایت بخشی و قطعی نرسیده است.
4 ـ مخالفین مقاومت احتمالا ترجیح می دهند دیکتاتوری فاسد تشکیلات خودگردان بر فلسطین حکومت داشته باشد تا خواست واقعی خود مردم! و اصلا معلوم نیست چرا همه دنیا می خوهند برای مردم غزه که پشت سر حماس ایستاده و مقاومت می کند تعیین تکلیف کنند؟! اینها اصلا مردم غزه را نمی شناسند چون همیشه این مردم را در حال کشته دادن و ضجه زدن دیده اند و لابد فکر می کنند: «بیچاره ها! حماس با لجبازی چه بلایی که سر این ها نمی آورد!» ... اما مگر مقاوم تر از مردم غزه هم وجود دارد؟ خیلی ها وقتی تظاهرات چهار پنج روز قبل از اتمام آتش بس را دیدند که مردم غزه بعد از یک ماه و نیم محاصره کامل و کشیدن کارشان به علف خوری! چطور از هنیه حمایت می کنند بهت شان زده بود. اینها با جان ودلشان از حماس حمایت می کنند و کاری با سیاست هیچ بنی بشری اعم از اعراب مخالف یا جمهوری اسلامی و حزب الله موافق ندارند، به مقاومت عقیده دارند و تا حالا با تمام توانشان مقاومت کرده اند. به هر حال این مردم غزه هستند که باید برای خودشان تصمیم بگیرند اما اینطرف آدمهایی داریم که دیر می آیند و زود هم می خواهند حکم کلی و نهایی را صادر کنند و بروند؛
سایت اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


