روایت فتح از زبان فاتحان خرمشهر
آنچه ميخوانيد حاصل گفتوگوي خبرنگار ايسنا با چند رزمنده حاضر در اين عمليات و تنها آزاده استان سمنان در عملیات آزادسازي خرمشهر است.
عبدالمحمد شاهي جانباز 20 درصد و رزمنده عمليات بيتالمقدس، رمز پيروزي در
اين عمليات را يكپارچگي، وحدت و همدلي بين رزمندگان عنوان كرد و گفت: وقتي
بين تمامي رزمندگان همدلي و وحدت برقرار بود، ايمان قوي داشتيم كه حتما
پيروز ميشويم و اين وحدت و همدلي به جز اطاعت از فرمان امام خميني (ره)
ميسر نميشد.

عبدالمحمد شاهي كه در دو مرحله از چهار مرحله عمليات بيتالمقدس با همرزمان خود بوده است، ادامه داد: گروههاي بسيجي از سمنان، قزوين و زنجان در يك گروهان و يك گروه متعلق به ارتش جمهوري اسلامي ايران در يك گروهان ديگر با دشمن ميجنگيدند. در مرحله چهارم يعني آزادسازي شهر خرمشهر، گردان ما بايد به سمت پل ورودي شهر كه در آن زمان به «پل نو» معروف بود حركت ميكرد و آن پل را از نيروهاي عراقي پس ميگرفت. براي فتح پل نو، كار بسيار سختي داشتيم چرا كه از دو طرف نيروهاي عراقي رزمندگان ما را به آتش بسته بودند و اين باعث شد كه براي فتح پل نو نيروها و رزمندگان بسياري از ما شهيد شوند. در نهايت شب عمليات كه راهي فتح پل نو شده بوديم ، صبح توانستيم پل ورودي شهر خرمشهر را آزاد كنيم.
وي كه از ناحيه پا جانباز 20 درصد است، خاطرنشان كرد: در مرحله آزادسازي پل ورودي شهر خرمشهر من جانباز شدم و به بيمارستان تبريز فرستاده شدم و در حالي كه در بيمارستان بستري بودم. حدود ساعت 4 بعد از ظهر خبر آزادسازي خرمشهر را شنيدم. مردم گروه گروه خودشان را به بيمارستان ميرساندند و از مجروحين استقبال ميكردند. گروهي از مردم نيز مجروحين را سوار خودروهاي خود ميكردند و به بيرون از بيمارستان ميبردند تا در جشن پيروزي خرمشهر شركت كنند.
اين رزمنده و جانباز عمليات بيتالمقدس بهترين راه شناساندن رشادتها و مقاومتهاي رزمندگان به نسل جوان آينده را نشان دادن فيلم و تصوير از آن زمان ميداند.
وي اظهار كرد: با نشان دادن فيلم و تصاوير زمان جنگ، ديگر كسي نياز نيست هزاران كتاب تاريخي كه از هزاران نفر نقل شده است را بخواند تا با اين رشادتها و مقاومتها آگاه شود،تمامي اين مطالب كه من ميگويم و شما مينويسيد،چندين برابر آن به صورت فيلم و تصوير وجود داشته است.
«سيدمحسن صداقت» يكي از آزادگان استان سمنان كه درعمليات بيتالمقدس اسير نيروهاي عراقي شده بود نيز ميگويد: سرعت عمل فرماندهان عمليات بيتالمقدس و يكپارچگي رزمندگان از عوامل پيروزي عمليات بيتالمقدس و آزادسازي خرمشهر بود. وقتي كه امام خميني (ره) در پيام اثربخش خويش گفتند: «من بازوي شما رزمندگان را ميبوسم» رزمندگان قوت و انگيزه گرفتند و به خودشان ميباليدند و اگر هر كدامشان به اندازه يك تانك عراقي نيرو داشتند، با اين پيام حضرت امام خميني (ره) نيروي آنها به اندازهاي شده بود كه يك تنه قدرت مقابله با 100 تانك عراقي را داشتند.
روايت عمليات:
دقيقا 15 روز بعد از عمليات فتحالمبين كه هنوز دشمن در شوك عمليات قبلي بود، عمليات بيتالمقدس آغاز شد. گروهاني كه من در آن بودم جز نيروهاي ويژه اين عمليات بود كه بايد با هليكوپتر، پشت نيروهاي عراقي هليبورد ميشديم، در روزهاي اول عمليات حدوداً 30 كيلومتر پشت نيروهاي عراقي هلي بورد شده بوديم.» "در كنار رود كارون نماز مغرب و عشاء را خوانديم و شبانه حركت كرديم و از روي پل كارون عبور كرديم و تا ساعت 4 صبح خود را به پشت سر خط مقدم عراقيها در محدوده شلمچه رسانديم. يعني تا 6 يا 7 كيلومتري خرمشهر پيشروي كرده بوديم".
نيروهاي هليبورد ما كه 30 كيلومتر پشت خط مقدم عراقيها بودند توانستند با يك عمليات غافلگيرانه ، توپخانه ، پشتيبان و تداركات نيروهاي بعثي عراق را فلج كنند. ساعت 5 صبح تمام توپخانهها و تداركات عراقيها از بين رفته بود و ساعت 6 و 7 صبح روز سوم خرداد خط مقدم نيروهاي ما نيز با نيروهاي خط مقدم عراقي ها درگير شدند و از آنجا كه هيچ توپخانه و نيروي پشتيباني براي كمك به خط مقدم عراقيها باقي نمانده بود توانستيم خط مقدم آنها را نيز از كار بيندازيم و تعداد زيادي از نيروهاي عراقي را به اسارت بگيريم.
نحوه اسارت: هشت سال و چهار ماه اسير نيروهاي عراقي بودم. بعد از اينكه خط مقدم نيروهاي عراقي را از بين برديم درهمان خاكريز آنها مستقر شده بوديم تا نيروهاي كمكي به ما برسند اما حدود ساعت 12:30 ظهر بود كه به ما دستور دادند كه حدود پنج كيلومتر عقب نشيني كنيم . در همان لحظه ديديم كه يك لشكر تانك عراقي تا شعاع 50 متري، نيروهاي ما را محاصره كردهاند و در همان خاكريز با تانكهاي عراقي درگير شديم و بسياري از همرزمان ما توسط گلولههاي مستقيم تانكهاي عراقي به شهادت رسيدند و تعدادي از رزمندگان نيز توانستند به عقب برگردند و از حدود 90 نفررزمندهاي كه با ما بودند حدود 50 نفر شهيد شدند.
"من و سردار خاني» جزو آخرين نفراتي بوديم كه در بين تانكهاي عراقي گرفتار شده بوديم. از بين تانكهاي عراقي شروع به فرار كردم و توسط يك خودروي تويوتا كه حدود 20 رزمنده مجروح را به عقب منتقل ميكرد توانستم تا حدودي عقب نشيني كنم اما توسط يك گلوله تانك عراقي خودرو تويوتا منفجر شد و من كه به در خودرو چسبيده بودم به آسمان پرتاب شدم". از ناحيه سر به شدت مجروح شده بودم و حدود 50 تركش به داخل بدنم وارد شده بود، پس از مدتي، نيروهاي عراقي خودشان را بالاي سر من رساندند و در نگاه اول فكر كردند من شهيد شدهام اما متوجه زنده بودن من شدند و مرا اسير كردند".
خبر آزادسازي خرمشهر را در اردوگاههاي عراقي شنيدم. يكي از سربازان عراقي با ايرانيها رفتار نسبتاً مناسبي داشت. پس از شنيدن خبر آزادسازي خرمشهر از طريق اين سرباز عراقي ، تمام اسيران ايران از طريق راديوهايي كه داشتند اين خبر را دنبال كردند و در نهايت ساعت 4 بعد از ظهر بود كه جشن پيروزي خرمشهر را در همان اردوگاهها برپا كرديم.
راهكارها:
بهترين روش نشان دادن رشادتها و مقاومت رزمندگان دفاع مقدس،بازخواني عمليات توسط افرادي است كه مستقيماً در عملياتها شركت داشتند. اگر مي خواهيم نسل جوان ما با اين رشادتها و مقاومتها آشنا شوند بايد ارتباط آنها را با رزمندگاني كه مستقيماً در عملياتها شركت داشتند برقرار كرد.
فيلم اخراجيها و امثال آن نميتواند واقعيت جنگ را نشان دهد
واقعيتهاي دوران اسارت تلخ هستند. نميتوان با يك فيلم طنز واقعيت جنگ و دوران اسارت را نشان داد. واقعيت دوران اسارت صد برابر بيشتر از آن چيزي است كه فيلم اخراجيها نشان ميدهد. اگر ميخواهند مردم را با رشادتها،مقاومتها و سختيهاي زمان جنگ آگاه كنند بايد واقعيتها را بيان كنند كه شايد تا الآن حتي يك درصد ازآنها بيشتر نشان داده نشده است. شايد جامعه از لحاظ روحي رواني و حتي شرايط سياسي پذيراي اين واقعيتها نباشند.
نشان دادن تونل مرگ با آن شيوه طنز در فيلم اخراجيها ، واقعيت دوران اسارت نيست و يا نشان دادن مسابقه فوتبال و واليبال در فيلم اخراجيها واقعيت تلخ اسارت نيست، واقعيتهاي تلخ دوران اسارت آن چيزي است كه شايد تا الان يك درصد آن هم نشان داده نشده است. ضرب و شتم اسرا با قطعههاي آهني كه منجر به درآمدن چشم رزمندگان ميشد، عبور از روي 25 رزمنده با تانكهاي جنگي ، حبس اسرا در سلولهاي انفرادي و 25 روز بدون غذا ماندن واقعيت هاي تلخ دوران اسارت هستند.
غلامرضا عاشور جانباز 40 درصد عمليات بيتالمقدس نيز ميگويد: در كنار اتحاد، همدلي و وحدت، پيروي از ولايت نيز يكي ديگر از رمزهاي پيروزي در عملياتها بود.وحدت، اتحاد و همدلي حرف اول را در هر پيروزي ميزند و پيروي از ولايت نيز در همين اتحاد و همدلي تبلور پيدا ميكند. تعهد و تقواي رزمندگان و ايمان به خدا و شب زندهداري را از ديگر عوامل پيروزي در عملياتهاي دفاعمقدس به ويژه عمليات بيتالمقدس بود. ما در هر عملياتي كه توكل خالصتر به خدا و پيروي عميقتر از ولايت داشتيم،پيروزي ما چشمگيرتر بود.
در تاريخ ايران دولتمردان بسياري بودند كه با كشورهاي بيگانه ميجنگيدند و در نهايت سرزمين پهناور مارا معامله ميكردند اما در دفاعمقدس با اتحاد و همدلي مردم و رزمندگان حتي يك وجب از خاك كشور عزيزمان را از دست نداديم.
استان سمنان 85 شهيد براي آزادسازي خرمشهر تقديم كرده است و سرهنگ حسينعلي احساني،مديركل حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاعمقدس استان سمنان گفت: اين استان 85 شهيد براي آزادسازي خرمشهر تقديم كرده است.
وي افزود: تعداد 500 نفر رزمنده از سراسر استان سمنان براي آزادسازي خرمشهر به مناطق عملياتي رفتند و يك نفر آزاده نيز در عمليات بيتالمقدس سهم اين استان بوده است.
سرهنگ احساني، فرماندهي حضرت امام خميني (ره ) را بزرگترين رمز پيروزي در عملياتهاي دفاع مقدس به ويژه عمليات بيتالمقدس عنوان كرد و افزود: توكل به خدا، انگيزه، تدبير، برنامهريزي و شجاعت توأم با معنويت و عقلانيت از ديگر عوامل پيروزي در عمليات آزادسازي خرمشهر بود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


