فیلمهای که ما را فروختهاند
به مناسبت تولد «جورج لوکاس» کارگردان، تهیهکننده و فیلمنامهنویس آمریکایی به بررسی فیلم «جنگ ستارگان» و عوامل پدیده شدن یک فیلم پرداختهایم.
آنچه که از لوکاس میدانیم این است که کارگردانی پرآوازه و پولدار و پولساز است! «جنگ ستارگان»اش انقلابی در عرصه فیلمسازی هالیوود ایجاد کرده و در جلوههای ویژه کولاک نموده است.
اما آنچه را که شاید درباره جورج لوکاس ندانیم بیشتر مینماید. لوکاس در ۱۴ مه ۱۹۴۴ در شهر مودستو ایالت کالیفرنیا به دنیا آمد، در آموزشکده مودستو و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به تحصیل پرداخت و به سال ۱۹۶۶ فارغالتحصیل شد. اما زندگی حرفهای او با فیلم دانش آموزی «تیاچایکس-۱۱۳۸» (۱۹۶۵) که جایزهای را برایش به ارمغان آورد، آغاز گشت. با پشتیبانی «فرانسیس فورد کاپولا»، «دیوارنویسی آمریکایی» (۱۹۷۳) را ساخت، فیلمی که سعی در زنده کردن خاطرات زندگی در دهه ۱۹۶۰ میلادی را داشت.
کار بعدی لوکاس، «جنگ ستارگان»، فیلمی ماجراجویانه و علمی تخیلی که تقریبا همه استودیوهای هالیوود دست رد به آن زده بودند، داستان جنگجویان آزادیخواهی مانند لوک اسکایواکر، پرنسس لیا و هان سولو بود که به فرهنگ عامه راه یافت و تعریف جدیدی از سرشت صحنههای تماشایی سینما ارائه داد. پس از «جنگ ستارگان»، لوکاس تصمیم گرفت تا به حرفه تهیهکنندگی فیلم و نظارت بر شرکت «نور و جادوی صنعتی» بپردازد، شرکتی که او به سال ۱۹۷۵، برای خلق جلوههای ویژه تصویری و صوتی برای فیلمها و برنامههای تلویزیونی بنیان نهاده بود.
او به عنوان تهیهکننده اجرایی دو فیلم بعدی از سری «جنگ ستارگان» و همچنین فیلم «ویلو» (۱۹۸۸) و نیز سری محبوب فیلمهای «ایندیانا جونز» به کارگردانی استیون اسپیلبرگ، به کار خود ادامه داد.
لوکاس در سالهای بعد به ساخت و تهیه فیلمها و سریالهای تلویزیونی از جمله «شرححال ایندیانا جونز جوان» و نوشتن رمانهای تخیلی در ادامه داستان فیلم «ویلو» پرداخت. شرکت «لوکاسآرتز» را برای ساخت بازیهای رایانهای افتتاح نمود و در سال ۱۹۹۶ شرکت «آموزش لوکاس» را برای نشر محصولات چندرسانهای و آموزشی تاسیس کرد. در ۱۹۹، او دو فیلم قبلی خود از سری «جنگ ستارگان» یعنی «امپراتوری ضربه میزند» و «بازگشت جدای» را دوباره منتشر کرد، اما اینبار با بهره از جلوههای ویژه تصویری، تصاویر جدیدی را بر روی فیلمها قرار داد که پیشتر امکان ساخت آنها با تکنولوژی آنزمان وجود نداشت. سرانجام به سال ۱۹۹۹ اولین سری از سهگانه جدید «جنگ ستارگان» را ارائه داد و در سالهای بعدی دو فیلم دیگر این سری نیز ساخته شد. با این حال منتقدان بسیاری، این فیلمها را نامرغوبتر و کمارزشتر از سهگانه پیشین دانستند.
پدیدهای به نام ستارگان به کام هالیوود
تولد 68سالگی جورج لوکاس بهانه خوبیست برای بررسی و پرداختن به سری فیلمهای «جنگ ستارگان» که جای پای خود را در فرهنگ عامه آمریکا بسیار محکم کرده و تبدیل به یک پدیده فرهنگی قرن بیستم و بیستویکم میلادی شده است.
جنگهای ستارهای به انگلیسی ( Star Wars)، یا چنان که در زبان فارسی مشهور شدهاست جنگ ستارگان، از نظر ردهبندی گونهای، در رده خیالپردازی علمی قرار میگیرند. البته برخی عناصر موجود در فیلم باعث میشوند، فیلم در رده علمی-تخیلی نیز قرار بگیرد. جورج لوکاس فیلمنامه هر شش قسمت را خود نوشته و کارگردانی قسمتهای اول، دوم، سوم و چهارم این مجموعه را عهدهدار بودهاست. فیلمها در دو استودیوی «آوای اسکایواکر»و «نور و جادوی صنعتی»ساخته و توسط فاکس قرن بیستم پخش شدهاند. قسمتهای چهارم تا ششم در سالهای دهه هفتاد و هشتاد میلادی تولید شدهاند و قسمتهای اول تا سوم از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۵ میلادی، بر روی پرده سینماها رفتهاند. لوکاس دلیل این کار را مشکلات مالی ذکر کرده است.
حماسه «جنگ ستارگان»، یکی از تأثیرگذارترین فیلمهای ساخته شده در این گونه به حساب میآید. کتاب و کمیکهای بسیاری بر اساس این مجموعه نوشته شدهاست، بازیهای کامپیوتری، انیمیشینهای تلویزیونی، کارتهای بازی، کارتهای تجاری و بسیاری محصولات تجاری دیگر نیز با الهام از این مجموعه ساخته شدهاند. علاوه بر این صدها فنفیکشن بر اساس داستان اصلی نوشته شده که خیلی از آنها از نظر ادبی در حد قابل قبولی قرار دارند.
«جنگ ستارگان» پرفروشترین سری آثار سینمایی تاریخ هالیوود محسوب میشود، این سری فیلم مجموعا چهار میلیارد دلار فروش جهانی داشته است این در حالیست که قسمت اول آن در سال ۱۹۷۷ اکران شد، زمانی که قیمت بلیت سینما فقط ٢/٢٣ دلار بود. با این وجود، فروش داخلی شش گانه «جنگ ستارگان» در آمریکا بیش از دو میلیارد دلار بوده است که از این لحاظ نیز در رتبه اول قرار دارد.
نام شش قسمت فیلم به ترتیب زمان رخدادها به این صورت هستند:
1. اپیزود اول: تهدید شبح (1999)
2. اپیزود دوم: حمله کلونها (2002)
3. اپیزود سوم: انتقام سیت (2005)
4. اپیزود چهارم: امیدی تازه (1977)
5. اپیزود پنجم: امپراطوری ضربه میزند (1980)
6. اپیزود ششم: بازگشت جدای (1983)
فیلمهایی که ما را فروختهاند
برای پرداختن به اینکه چه اتفاقی میافتد که یک فیلم به پدیده فرهنگی قرن تبدیل میشود عوامل و المانهای زیادی باید بررسی شوند. شناخت کلی فرهنگ بومی و منطقهای و حتی فرهنگ غالب جهانی غرب در زمان اکران یکی از این المانهاست. باید مردمی را که به صف پشت گیشهها هجوم میآورند و پشت درهای سینماها شب قبل از اکران را به صبح میرسانند، فهمید. باید چیزهایی که شگفتزدهشان میکند و به دنیال خودش میکشاندشان شناخت. آیا در زندگی روزمره مدرنِ آنروزهای غرب واقعیتها آنقدر تلخ و گزنده شده بودند که مردم برای فراموشی واقعیت زندگی روی به افسانهها و دنیای غیرواقعی و تخیلی آوردند؟ یک فیلم غیر از آنکه نشاندهنده جهانبینی یک کارگردان یا فیلمنامهنویس باشد؛ وقتی بسیار مورد استقبال قرار بگیرد، میشود سند فرهنگی زمان و جامعه خودش. جنگ ستارگان دست ببینده را -از خردسال تا سالمند- میگیرد و به سوی دنیایی میکشد که دیگر دغدغههای بیپایان روزمره در آن رنگ میبازند و جای خود را به هیجان غرورانگیز عمیقی میدهند.
به جامعه امروز خودمان اگر برگردیم و فیلمهای پرفروش هر سال را مرور کنیم به پاسخهای گاه عجیب، جالب و اکثرا دردناکی میرسیم که هیچگاه به آنها توجهی نشده است. در سالهایی که کمدیهای نازلی -که بیشتر رو به لودگی غیرفرهنگی دارند- میفروشند، چه بر سر مردم آمده است؟ فروش بالا و پایین فیلمها را جدیتر بگیریم!
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


