پرسپولیس؛ ميلياردر زاغهنشين!
رجانيوز- سعید زاهدیان :
يك سوال معمولي و پيش پا افتاده محل بحثي مفصل شده است؛ اين پرسش پيش آمده
كه آيا بازيكنان فعلي پرسپوليس در حد و اندازههاي اين تيم هستند يا نه؟
آيا دليل اصلي ضعف پرسپوليس و نزول اين تيم تا پله پانزدهم بازيكنان
بيكيفيت و ضعيف است؟
نظرات مختلفي مطرح ميشود؛ گروهي موافق و
گروهي هم مخالفند اما من جزو گروه ميانهروها هستم. يعني چيزي بين اين دو
را تصور ميكنم. وقتي 5 بازيكن از پرسپوليس به تيم ملي دعوت ميشوند، يعني
اين تيم آنقدرها هم خالي از بازيكن و ستاره نيست و ميتوان روي همين نفرات
حساب كرد. از سوي ديگر حسين بادامكي، هادي نوروزي و جواد كاظميان هم پيش از
اين هم به اردوي تيم ملي دعوت ميشدند و حتي در بازيهاي مقدماتي سابقه به
زمين آمدن دارند. پس يعني به اين گروه 5 نفره ميتوان تعداد ديگري بازيكن
خوب اضافه كرد.

فارغ از اين هفت هشت نفر، حميد عليعسگري
و اميرحسين فشنگچي هم در ليگ برتر نشان دادهاند كه از كيفيت پاييني
برخوردار نيستند يا محمد نصرتي روزهاي خوبي را از خود در ذهن ما به يادگار
گذاشته، همينطور شيث رضايي كه عليرغم اشتباهات و حاشيههاي بيرونياش،
مدافع خوبي در فوتبال ايران بوده و اگر ياغيگري و روحيات غيرحرفهاياش را
كنار ميگذاشت و رفقاي بهتري در فوتبال انتخاب ميكرد، چه بسا الان به جاي
هادي عقيلي و سيدجلال حسيني كانديداي بازي در تيم ملي بود.
اما گروه ديگري هم در پرسپوليس حضور
دارند كه بازي آنها با سليقه من جور درنميآيد؛ به عبارتي پيراهن پرسپوليس
بر تن آنها گشاد است. اين را عملكرد آنها ميگويد. اگر به بازي ابراهيم
شكوري، ممدوتال و سامان آقازماني نگاه كنيم شايد اينطور نتيجه بگيريم كه
آنها بازيكناني در كيفيت پرسپوليس نيستند اما يك سوال خارج از بحث بايد
مطرح كرد؛ آيا يك تيم خوب بايد 20 بازيكن مليپوش داشته باشد؟ آيا سپاهان
كه قهرمان ليگ برتر است يا استقلال و تراكتورسازي كه در كورس قهرماني قرار
دارند شرايط بهتري نسبت به پرسپوليس در زمينه بازيكن باكيفيت دارند؟
قطعاً تمام تيمها تركيبي از بازيكنان
بزرگ و ستارهها، بازيكنان متوسط و بازيكنان جوان و بيتجربه است البته كه
تمام تيمها بازيكناني هم دارند كه در قواره آن تيم نيستند. با اين تفاسير
پرسپوليس هم شرايطي مشابه بقيه تيمها داشت اما اگر امروز اين تيم روي پله
پانزدهم قرار گرفته، دليلش فقر بازيكن نيست بلكه بايد از زاويه ديگري به
پرسپوليس نگاه كرد. پرسپوليس نفرات خوبي داشت اما هرگز آنها تيم خوبي
نبودند؛ چه با دنيزلي، چه با استيلي و چه با علي دايي.

نمايشهاي مفتضحانه و شكستهاي دور از
انتظار دوران دايي را به خاطر بياوريم. روزهايي كه پرسپوليس دايي با همين
شاكله شكستهاي فراواني را تجربه كرد و حتي يك ركورد در اين زمينه از خود
به جا گذاشت اما با اينكه در پايان ليگ ششم شد، هرگز نمايشهاي دلچسبي
ارائه نكرد. حالا ميپرسيم اگر پرسپوليس اين هفته به راهآهن نباخته بود و 3
امتياز را كسب ميكرد، جايگاه اين تيم در جدول كجا بود؟ بين رتبه ششم تا
هشتم؛ يعني همان نتيجهاي كه پارسال با دايي كسب كرد.
پرسپوليس – چه امروز و چه ديروز – هيچ
گاه به يك تيم ايدهآل و هماهنگ تبديل نشد. از نگاه من مهمترين دليل اين
اتفاق، نداشتن بازيكن در پستهاي كليدي بود. به عبارتي جنس اين تيم جور
نبود و نشد. تفاوت پرسپوليس با استقلال مدعي، همين چند نكته ظريف است. حالا
مصطفي دنيزلي اگر نماند مربي بعدي بايد تحليل كند كه پرسپوليس فعلي چه
نيازهايي دارد و براي ايجاد توازن در كدام پستها بايد بازيكن جذب شود؟
اتفاقي كه در دوران دايي و استيلي رخ
نداد. 2 فصل پيش دايي در سفر اروپايي بود و ليست مورد نظر او خريداري نشد.
پارسال هم به خاطر حواشي ابتداي فصل استيلي در نقل و انتقالات موفق عمل
نكرد. حالا اگر قياسي داشته باشيم بين پرسپوليس پارسال و امسال، تفاوتي به
وجود نيامده است.

يك بازيكن خوب مثل رحمان احمدي ميرود و
ميثاق معمارزاده با آمادگي كامل ميآيد. علي كريمي جذب ميشود و جواد
كاظميان و نصرتي به اين تيم اضافه ميشوند اما نياز پرسپوليس يك هافبك
دفاعي خوب و يك مهاجم گلزن بود و اين را بعد از ناكاميهاي علي دايي اهالي
فوتبال احساس كردند البته كه پرسپوليس يك مدافع بزرگ در قواره سيدجلال يا
هادي عقيلي هم لازم داشت تا اين سه چهار نفر در كنار همين بازيكنان امروزي
كه به ناتواني و ضعيف بودن متهم هستند، قرار بگيرند و به بازي پرسپوليس
ريتم و نظم بهتري بدهند.
در نهايت اينكه پرسپوليس امسال همان
پرسپوليس پارسال است با همان مشكلات و همان ضعفهاي سابق. اين ديدگاه شخصي
من است كه ميتواند درست باشد و ممكن است اساساً نادرست باشد؛ قضاوت با
شما.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


