گفتوگو با سید علیرضا مرندی درباره مجلس هفتم، هشتم و نهم
برخي براي مجلس دهم هم برنامه دارند!
مشكل مجلس این است که همه ما نمایندگان میخواهیم اظهارنظر کنیم در حالیکه لازم نیست که حتما حرفی بزنیم چراکه شاید کسی نظر پختهتری دارد لازم نیست من در هر مطلبی اظهارنظر کنم. گاهی وقتها شاهدیم بهخاطر یک موضوع کوچک، بارها تذكر و اخطار قانون اساسی داده میشود و وقت مجلس به این صحبتها میگذرد که چیزی از آن درنمیآید...
بولتن نيوز: دکتر سید علیرضا مرندی از شخصیتهایی است که در برهههای مختلف انقلاب در
متن و حاشیه دنیای سیاست حضور داشته و از این رهگذر کوله باری از تجربه را
بر دوش دارد. آنطور که خودش گفت؛ قصد شرکت در انتخابات نهمین دوره مجلس
شورای اسلامی را نداشته و فقط به اصرار آقايان علی لاریجانی، حداد عادل،
ابوترابی فرد، و حسین فدایی در انتخابات ثبتنام کرده است. نامزد منتخب
جبهه متحد اصولگرایان که در بعضی لیستهای فرعی نیز قرار گرفت، بهدلیل
تجربهای که در مجلس هشتم پیدا کرده؛ درباره حضور نمایندگان مجلس در صحن و
موافقتها و مخالفتهایی که در صحن علنی میشود نکات جالبی را بر زبان
آورده است. در این گفتوگو از او درباره آرایش سیاسی مجلس نهم پرسیدم که با
پاسخهای کاملا صریح و شفافی روبهرو شدیم. آنچه در ادامه میخوانید
خلاصهای از این گفتوگوست:
گفتوگو را از آرایش مجلس آینده شروع میکنم. بهنظر شما مجلس نهم چه شکلی به خود خواهد گرفت؟
بهصورت دقیق لیست رأیآوردهها را ارزیابی نکردم که بتوانم درباره این موضوع اظهارنظر کنم اما همیشه امیدم این است که هر کسی انتخاب میشود تمام همت خود را براي رضای خدا به كار برد و از آن برای خدمت به مردم و نظام استفاده کند. باید یادمان باشد که خدمتگزار این مردم هستیم و دائما 75 میلیون هموطن خود را در نظر داشته باشیم؛ نه فقط كساني که به ما رأی دادهاند.
نماینده اگر بخواهد فقط به حوزه انتخابیه خود بپردازد [حتی به قصد خیر]، تا قولهایی که داده را اجرایی کند؛ نگاه درستی را در دستور کار خود قرار نداده، چراکه مجلس جایگاه نگاه کلان و ملی است.
متأسفانه در حال حاضر مردم انتظار دارند، نماینده کار اجرایی انجام بدهد. البته همین که نمایندهای هم پیگیر مشکلات مردم حوزه انتخابیهاش میشود از روی قصد خیر است ولی به صراحت بگویم، حیف است که در اینجا باید یک نماینده دنبال کاری باشد تا آن کار به سرانجام برسد. این اتفاق، نقص بزرگی است.
این نقیصه که فرمودید به سیستم تعاملات نماینده و مردم بر میگردد که متأسفانه رویهای غلط به خود گرفته است.
بله. سیستم باید طوری تنظيم شود که بدون حضور نمایندگان کارهای اداری و اجرایی هر حوزه انتخابیه روال عادی را طی کند. یعنی اگر کسی رابطه هم ندارد، کارش رها نشود. این بايد اراده ملی باشد و خود ما نمایندهها باید وسیلهای برای رسيدن به اين نقطه باشیم. نماینده بهجای اینکه دست چهار نفر را بگیرد، باید دست هفتاد و پنج میلیون نفر را بگیرد. من قدرشناس كساني هستم که دلسوز مردم خودشان هستند، ولی بهنظرم این دلسوزی ناقص است. دلسوزی کامل زمانی است که شما همة جامعه را ببینید.
شما بهعنوان یکی از صاحبنظران اصولگرا، مدیریت مجلس هشتم را بیشتر ترجیح دادید یا مدیریتی که در مجلس هفتم بود؟
مدیریت مجلس اصولا کار مشکلی است. تا قبل از لمس کردن فضای مجلس، فکر نمیکردم مدیریت مجلس اینقدر سخت باشد. وقتی در وزارتخانهای هستید، بالأخره شما چون رییس هستید، دستور میدهید و بقیه اجرا میکنند؛ اما در مجلس همه برابر هستند؛ یعنی اگر شما آن بالا نشستید، باید ببنید که نمایندگان دیگر چه میگویند.
مشكل مجلس این است که همه ما نمایندگان میخواهیم اظهارنظر کنیم در حالیکه لازم نیست که حتما حرفی بزنیم چراکه شاید کسی نظر پختهتری دارد لازم نیست من در هر مطلبی اظهارنظر کنم. گاهی وقتها شاهدیم بهخاطر یک موضوع کوچک، بارها تذكر و اخطار قانون اساسی داده میشود و وقت مجلس به این صحبتها میگذرد که چیزی از آن درنمیآید. قطعا مدیریت چنین جایی بسیار مشکل است. در حالیکه بهنظر من، مدیریت مجلس با کمک خود نمایندگان باید صرف کارهای کلان قانونگذاری و به خصوص نظارتی بشود که بهشدت در مجلس ضعیف است. واقعا لازم نیست که یک نماینده برای هر طرح و لایحهای که میآید پیشنهاد بدهد. هر نماینده ببیند در این 4 سال، چند پیشنهاد داده و چند تا از آنها رأی آورده است. وقتی 99 درصد پیشنهادات رأی نیاورده، باید در نظر گرفت که این پیشنهاد چقدر وقت گرفته است. پیشنهادی که نماینده میدهد، موافق و مخالف صحبت میکنند. بعد کمیسیون و دولت صحبت میکنند. در اين ميان ممکن است چهار تذکر هم نمایندگان دیگر بدهند... اینها همه از وقت ارزشمند مجلس است. وقتی که میدانیم نتیجه این پیشنهادات چیست، چرا این کار را میکنیم؛ آیا برای این نیست که مطرح شویم؟ اینگونه است که میگوییم یک نماینده نیاز به تقوا دارد.
نماینده باید به سطحی از تقوا برسد که حتی اگر دیگری به او حرفی زد که تعریض بود، از آن بگذرد. اگر ما اینها را رعایت کنیم مدیریت مجلس آسانتر میشود. مدیری موفق خواهد بود که بتواند این حاشیهها را به حداقل برساند و نگذارد تقابلهای گروهی و مداخلات فردی زیاد شود.
بهنظر من قدرت مدیریتی خوبی داشت. مشکل است که آنجا بنشیند و به آسانی اینطور مدیریت کند. تسلط داشته باشد و کاری کند که به دیگران برنخورد. من نمیخواهم قضاوت کنم که درست میگویند یا نه؛ اما نقطه ضعفی که به آقای لاریجانی وارد میکنند این است که موضعگیری ایشان در فتنه 88 دیر بود یا کم بود.
مقام معظم رهبری بارها فرمودهاند که به معایب کوچک افراد و به مسائلی که اختلافانگیز است نپردازید. ولی متأسفانه وقتی وارد جنگ سیاسی میشویم، توصیه رهبری از ذهنمان میرود. نمیدانید در این مواقع چطور رگها ورم میکند و پشت تریبون حرف میزنند. اینها از روی تقوا نیست. کسی را که ذرهای از مواضع نظام بهخاطر مسائل شخصی یا حتی با این توجیه که ناآگاه بودم عقب نشسته باشد، اصلا تأیید نمیکنم اما اینکه عیبهای خودمان را رها کنیم و به اشکالات دیگران بپردازیم کاملا اشتباه است.
با این تفاسیر کدام یک از آقایان حدادعادل و علی لاریجانی را برای مدیریت مجلس مناسبتر میدانید؟
هرکدام را بهدلیلی رؤسای بزرگ مجلس میبینم.
شاخصه آقای لاریجانی قاطعیت ایشان است؟
بله. ایشان در مدیریت قاطعانهتر رفتار میکنند.
آقای حداد چطور؟
آقای حداد آدم منصفی است که جوانب را در مدیریت بیشتر رعایت میکند. عیبی که به آقای حداد میگیرند ممکن است این باشد كه قاطعیت آقای لاریجانی را ندارد. ولی هرکدام از اینها اگر رییس شوند، مدیران خوبی هستند و باید خوشحال بود.
شما تصمیم گرفته اید، بین این دو کدام یک را انتخاب کنید؟
خدا میداند، این را واقعا باید عرض کنم که از همین الان تا روز انتخابات هیأت رییسه، باید بیشتر فکر کنم تا تصمیم بگیرم.
در مجلس، درباره هیأت رییسه مجلس نهم چه صحبتهایی مطرح است؟
برای مجلس نهم که هیچ؛ بعضیها روی هیأت رییسه مجلس دهم هم دارند فکر میکنند و نقشه میکشند.
شایعات هم بیداد میکند. عدهای از نمایندگان منتخب به جبهه میروند، بعدا شایعه میکنند این برنامه آقای حداد است. یک جلسهای در باغ گیلاس گذاشتند، بعدا میگویند این جلسه انتخاباتی آقای لاریجانی بود. من قصد داشتم برای بازدید از مناطق عملیاتی به جبهه بروم، ولی توفیق نداشتم. بنابراین تعصبی روی هیچکدام ندارم اما هر دو را بهخاطر ویژگیهای خودشان قبول دارم. هر کدام هم که رییس بشوند، مطمئنم که به مردم خدمت میکنند.
به جز این دو نفر شایعاتی هم درباره ریاست آقایان ابوترابیفرد و آقاتهرانی به گوش میرسد. درباره این دو نفر نظرتان چیست؟
آقای ابوترابی تجربه مدیریت مجلس را دارند و مدیریت ایشان هم بد نبوده است.
آقای آقاتهرانی چطور؟
مدیریت آقای آقاتهرانی را هنوز ندیدم. بالأخره در مدیریت فقط صفات خوب اخلاقی کافی نیست. ایشان معلم اخلاق و روحانی خیلی ارزشمندی است، اما شخصا مدیریتشان را در جایی تجربه نکردم. انتخاب من بین آقای حداد و آقای لاریجانی است.
در مورد مدیریت مرکز پژوهشها نظر شما چیست. بهنظر شما آیا آقای توکلی تغییر خواهند کرد؟
درباره هرکسی که کار میکند حرف و حديث زياد است. کسی که کاری نمیکند حرف و حدیث هم ندارد. اگر از معلمی به مدیریت مدرسه ارتقا پیدا کنید، سطح توقع از شما هم بیشتر ميشود. رییس مرکز پژوهشها بودن همینطور است. ولي آدم باید در مجموع محاسن و معایب را کنار هم بگذارد و آن وقت قضاوت کند. اگر کسی پیدا شد که محاسنش بیش از آقای دکتر توکلی بود و تجربه هم داشت، میتوان به او هم فکر کرد. ممکن است بعضی وقتها در مورد آقای توکلی این ذهنیت پیش بیاید که ایشان خشک و متعصب است، ولی در مجموع محاسن ایشان را بسیار زیاد میبینم و ترجیح میدهم که كار ایشان ادامه پیدا کند.
برخی شایعات هست که عدهای آقای میرکاظمی را برای ریاست مرکز پژوهشهای مجلس پیشنهاد میدهند. نظر شما در اینباره چیست؟
ممکن است من وزیر خوبی باشم ولی نماینده خوبی از کار در نیایم. ممکن است رییس یک دولت باشم ولی رییس مجلس خوبی نشوم. چون رییس مجلس شدن سعه صدر و شيوه مدیریتی خاصی میخواهد. شما وقتی در دولت وزیر هستید، دستور میدهید و بقیه، آن را اجرا میکنند. مدیریت در مجلس اینطور نیست، 290 نفر مدعی آن پایین نشستند.
آقای میرکاظمی انسان بسیار شریف و خوبی است، اما اگر کاندید باشند و من بخواهم به او رأی دهم باید تحقیق بیشتری کنم و ببینم که در کارهای مشابه چگونه بودهاند. رياست مرکز پژوهشها باید در اختیار فردی مطلع و منصف باشد که نظرات خود را به كارشناسان تحميل نكند. در کل باید گفت، وقتی كسي در شغلی خودش را نشان داده دلیلی ندارد که ما براي آن شغل فرد ديگري را بگذاریم.
توصیه شما به نمایندگان تازه وارد برای انتخاب بهتر اعضای هیأت رییسه مجلس چیست؟
در درجه اول رعایت تقوا در رأی دادن است که تعهد به نظام و انصاف را در نظر بگیرند. حتما زياد مشورت کنند اما مشورتشان طوری باشد که طبق نظر گروهها رأی ندهند. آن یک فاکتور است که به گروه خودش اعتقاد دارد، میشناسد و با آن بیشتر مشورت میکند. اگر کسی به این نتیجه رسید که یک نفر ویژگی مؤثرتری دارد ولی گروهش آن فرد را توصیه نکرد جواب خدا و مردم را باید خودش بدهد.
در انتخاب هیأت رییسه وضعیت مستقلها را چگونه ارزيابی میکنید؟
بهنظر من، آنهایی که مستقل هستند مشکل کمتری برای انتخاب دارند. نگراني من در مورد آن کسانی است که گروه گرا هستند و در مسائل گروهی ممکن است بعضی از مشکلات را نبیند. حتما بايد مشورتهای بسياري کند.
* نشريه پنجره
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



http://ostannews.com/showpage.aspx?id=9076&title=
با خواندن اين متن خدا را شكر مي كنم كه به مرندي راي ندادم و متاسفم براي جبهه پايداري كه او را در ليست خود قرار داد ، مي بينيد كه به ارامي دارد چهره خود را رو مي كند .جملاتي از او كه در ان مي توان به باطن و عملكرد سياسي وي پي برد اينها هستند:
ممکن است بعضی وقتها در مورد آقای توکلی این ذهنیت پیش بیاید که ایشان خشک و متعصب است، ولی در مجموع محاسن ایشان را بسیار زیاد میبینم و ترجیح میدهم که كار ایشان ادامه پیدا کند.
و بنده در جواب مي گويم ايشان (توكلي)به درد لاي جرز هم نمي خورد .از قديم گفتند ادب از كه آموختي از بي ادبان ، اما دشمني ها و بي ادبي هاي توكلي كه در لفافه اي از بعضي واقعيات و دلايل موجه پنهان شده ، انچنان رسوا ، است (بخصوص در دشمني با هر چيز مثبتي كه از طرف دولت صادر شود !!چيز= لايحه -طرح -نظر -حتي يك كلمه ناقابل از طرف ريس جمهور!!) كه ديگر بي ادبي نمانده كه او انجام نداده باشد و ما ان را نديده باشيم
مدیریت آقای آقاتهرانی را هنوز ندیدم. بالأخره در مدیریت فقط صفات خوب اخلاقی کافی نیست. ایشان معلم اخلاق و روحانی خیلی ارزشمندی است، اما شخصا مدیریتشان را در جایی تجربه نکردم. انتخاب من بین آقای حداد و آقای لاریجانی است.
مگر مشكل اصلي پايداري با جبهه متحد و گفتمان ان جبهه و شخص لاريجاني به عنوان كسي نبود كه مي گفت معلوم نيست تئوري ساكتين فتنه از كدام كره نازل شده !!!
ارام ارام رنگ مي بازند ،شعارها و ادعاها ، خدا به دادما و اين مجلس برسد !
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم و العن عدوهم بعدد ما احاط به علمك