براي 106 سالگي «روبرتو روسليني»
اين فيلمساز ماندگار تاريخ سينما از کودکي در سالن تاريکي که پدرش طراحي کرده بود ساعتها به تماشاي فيلمهاي کوتاه آماتوري مينشست. وي که سالهاي طلايي زندگي خود را تحت حکومت فاشيستي موسوليني گذراند، در 34 سالگي بهعنوان تدوينگر، دوبلور و فيلمنامهنويس پا به دنياي سينما گذاشت.
«روسليني» خيلي زود همهي رموز کار را آموخت و پس از نوشتن فيلمنامهي «پيش درآمدي براي پس از نيمروز فاون»، ساخت اولين فيلم خود را آغاز كرد. وي که از همان ابتدا خود را بهعنوان يک فيلمنامهنويس و فيلمساز موفق نشان داده بود، در سال 1945 با همکاري فدريکو فليني فيلمنامهي «رم، شهر بيدفاع» و «پاييزا» را نوشت و در همين سالها هم اين دو فيلم مشهور را جلوي دوربين برد.
وي در جواني سه فيلم با نگاه فاشيستي را کارگرداني كرد که در آينده به هنگام نوشتن کارنامه خود براي نشريه "کايهدو سينما" از اضافه كردن آنها به كارنامهي خود امتناع كرد. روسليني طي سالهاي 1945 تا 1949 علاوهبر کارگرداني سينما، حضور در تئاتر را نيز تجربه کرد و به کارگرداني چند نمايش پرداخت.
از ديگر فيلمهاي اين دوره ميتوان به «از خوديها» در سال 1946 و «آلمان، سال صفر» در سال 1947 اشاره كرد. بسياري از کارشناسان و منتقدان دههي 50 و 60 سينماي اروپا، روسليني را از بزرگترين کارگردانان تاريخ سينماي ايتاليا ميدانند و او را عامل موفقيت و تولد دوبارهي سينماي ايتاليا در دوره پس از جنگ معرفي ميکنند.
روسليني در کنار فيلمسازان بزرگي چون «ويسکونتي»، «فليني» و «دسيکا» از بزرگترين کارگردانان سينماي ايتاليا و آغازگر "موج نو" اين سينما به شمار ميرود. روسليني با «اينگريد برگمن» فيلم «استرامبولي، سرزمين خدا» را ساخت. اين فيلم داستان «کارين» زني فراري از ليتواني است که همسر ماهيگير ايتاليايي بينوايي ميشود تا از زنداني شدن در يک اردوگاه بگريزد، اما خود را در تلهي استرامبولي يک جزيرهي دورافتاده آتشفشاني مييابد.
روسليني و برگمن تا سال 1956 با هم بودند و در اين دوره با هم پنج فيلم ساختند. روسليني در سال 1959 پس از جدايي از برگمن يکي از پيچيدهترين و زيباترين کارهاي سينمايي خويش را به نام «ژنرال دلاروره» با بازيگري هنرپيشه بزرگ ايتاليايي ويتوريو دسيکا به پرده درآورد. اين فيلم برندهي جوايز متعددي از جمله جايزهي شير طلاي ونيز 1959، جايزه بهترين فيلم از دويد دوناتلو از انجمن روزنامهنويسان سينمايي ايتاليا در سال 1960 شد. داستان فينم پژوهشي است در دگرگوني شخصيت و پيچيدگيهاي رواني و اخلاقي.
در سال 1963 روسليني اعلام كرد که از سينما کنار خواهد رفت و تنها به کارهاي تلويزيوني خواهد پرداخت تا آموزش فرهنگي گسترش دهد. و اين چنين بود که در اين چرخه او چندين فيلم زندگينامهاي و فيلم کوتاه «گواه وند » را براي تلويزيون ساخت.
از جملهي اين فيلمها بايد از «فرمان روايي لويي چهاردهم» در سال 1966، «سوکراتيس» (سقراط) در سال 1971، «آگوستين هيپو» و «بليز پاسکال» هر دو در سال 1972، «دکارت» در سال 1974، «کنسرت براي ميکل آنژ» در سال 1977 نام برد.
در سالهاي پاياني روسليني دو فيلم «سال يکم» و «مسيحا» را نيز ساخت. در «سال يکم» (1974) روسليني زندگينامهي «آلچيد دو گاسپري» را به تصوير كشيد. «روسليني» طي چند دهه فعاليت سينمايي موفق به كسب عناوين و جوايز معتبري شد كه از مهمترين آنها ميتوان به جايزه بزرگ جشنواره كن در سال 1946، جايزهي بزرگ جشنوارهي لوكارنو در سال 1948 و شير طلاي ونيز در سال 1959 اشاره كرد. «روبرتو روسليني» روز سوم ژوئن 1977 در سن 71 سالگي در شهر رم دارفاني را وداع گفت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


