کد خبر: ۸۲۲۷۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

«آر. کیو ۸۸» به روزترین و طنزترین کتاب نمایشگاه است

رضا شکیبایی
در میان این همه رسانه، از مکتوب و کاغذی تا سایبری و مجازی، فطری ترین رسانه، هنوز هم «کتاب» است. در ذات «یار مهربان» چیزی هست که حتما در ذات سایر رسانه ها نیست. واقعا نمی دانم آیا باید نظر کسانی را که ذات رسانه هایی نظیر اینترنت و فیس بوک و توئیتر و البته سینما و تلویزیون و ویدئو را شیطانی می خوانند، قبول کنم یا نه، اما به یقین در قیاس با همه این رسانه ها، رسانه کتاب، ذات زلال تری دارد. شاید همین زلالی سبب شد که خداوند، معجزه آخرین رسول خود را در قامت یک کتاب عرضه کند. «قرآن» کتاب آسمانی/ زمینی ما مسلمین، الی الابد باعث فخر رسانه کتاب بر سایر رسانه هاست. از اینها گذشته، همین که می توانیم کتاب را دست بگیریم، گویی طفل نوزادی را در آغوش گرفته ایم. چنین خاطره خوشی را الحق رسانه ای مثل سایت و وبلاگ ندارد. درباره فخر کتاب بر دیگر رسانه ها به همین کوتاه بسنده می کنم و برای دست اندرکاران نمایشگاه کتاب در آوردگاه بیست و پنجمین بهار کتاب و کتاب خوانی آرزوی توفیق مسئلت دارم.

هم دیر به دیر می نویسم و هم سخت، اما انتشار «آر. کیو ۸۸» آنقدر پدیده مبارکی است که نگارش چند نکته ای درباره آخرین کتاب حسین قدیانی برایم لازم و ضروری است.

اول: مدت ها بود که در دفاع از انقلاب اسلامی، طنز سیاسی در قد و قواره کتاب نداشتیم. طنز سیاسی البته داشتیم اما یا کنایه به انقلاب اسلامی، و یا دفاع از فلان حزب و بهمان جناح. «آر. کیو ۸۸» دفاع از انقلاب اسلامی در مقطع خشک و جدی پیش و پس از فتنه ۸۸ است، منتهی با زبان شیرین طنز، توسط طنازی که همچون دیگر افسران جوان جنگ نرم، نه داعیه ای دارد و نه سهمی از تبلیغ رسانه های نظام به ویژه صدا و سیما. کار این غربت به جایی رسیده که امثال حسین، گاهی بی آنکه خود بخواهند، خویش را اپوزیسیون جمهوری اسلامی می بینند؛ یاللعجب که سرباز انقلاب اسلامی اند!




دوم: متاسفانه یا خوشبختانه سردبیر روزنامه وطن امروزم و همکار و دوست حسین. از این می ترسم طناز خواندنش حمل بر ناز کردنش شود، اما لحظه ای آرام باشید و لطف کنید و به روزگار پر دردسر فتنه ۸۸ برگردید. ناز طنازانه کدام قلم، سیلی بر صورت سران فتنه می زد؟ جز حسین، کدامین طنزپرداز، دل مان را چون او حرفه ای و تر و تمیز خنک می کرد؟ مگر جز این است که هنوز هم برای تنبیه خواص بی بصیرت، اغلب عزیزان، مایه از «آتشفشان کلمات» و تعابیر و اصطلاحات بدیع حسین قدیانی می گذارند؟ نوشته های حسین از آن رو حتما «طنز» است که طنزپردازان پرمدعای دهه اول و دوم انقلاب، دست آخر نتوانستند نویسنده جوان ستون روزخند روزنامه وطن امروز را بایکوت کنند و گفتند و نوشتند که اگر چه حسین به مذاق شان نمی نویسد، لیکن قشنگ و همراه با نوش، نیش می زند. جادوگر کلمات، آن روزها و این روزها البته فقط طنز نمی نوشت و نمی نویسد. این سخن، نه از آن روح الله حسینیان به عنوان رئیس محترم مرکز اسناد و ناشر کتاب «آر. کیو ۸۸»، بلکه از آن احمد توکلی است که سایتش گاهی در نقد حسین، فحش و انتقاد را به هم می دوزد؛ «من هر وقت متن «چهارشنبه اتوبوسی…» را می خوانم، ناخواسته اشک می ریزم». حسین این توانایی را دارد که در یک شماره روزنامه، هم مخاطب را بخنداند و هم بگریاند، توامان روزخند و دل نوشت بنویسد و همان روز، در سایر روزنامه ها نیز مطلب داشته باشد! «پرسه در مه» ۳ کلمه بیشتر نیست، اما برای حسین قدیانی، همین ۳ کلمه کافی است تا در نقد خواص بی بصیرت، جبهه تشکیل ندهد، قلم برقصاند!

سوم: «آر. کیو ۸۸» در ردیف به روزترین کتب نمایشگاه، شاید به روزترین کتاب همایش اهل کتاب امسال باشد. این درست که طنزهای این مجموعه، معطوف به زمان فتنه ۸۸ است، اما از همان چند طنز اول کتاب، خواننده گمان می کند حسین قدیانی در نقد زمان حال و آینده، یعنی انتخابات ریاست جمهوری پیش رو طنز نوشته است. کافی است اسامی سوژه ها را عوض کنید تا موضوعات مشابه، قصه طنز زمان حال و مضارع شود. در همین رابطه، و به عنوان کسی که در جریان ویرایش اثر بودم، معتقدم «آر. کیو ۸۸» از طنزهای خوبی شروع شده، و به زیبایی و با دقت خاص، نویسنده محترم، مطالب متعدد خود را برای این کتاب ارنج کرده است. شاید ۱۰ طنز ابتدایی کتاب، شما را به جای آنکه وارد فضای فتنه ۸۸ کند، درگیر همین روزگار فعلی کند. این اثر از همین الان طنز روزهایی است که در آینده پیش رو شاهدش خواهیم بود! اینکه یکی برای حضور در انتخابات ناز کند و دیگری مته لای خشخاش بگذارد. برای صحت این ادعا که در بدو امر گل درشت به نظر می رسد، حتما کتاب را بخرید و بخوانید.

چهارم: حسین قدیانی در «آر. کیو ۸۸» به خوبی ثابت کرده، دفاع از انقلاب اسلامی، نه فقط دست و پای هنرمند را نمی بندد، بلکه کمک حال او در خلق اثر هنری است. اتفاقا زاویه گرفتن از انقلاب اسلامی، آفت هنرآفرینی اهل هنر متعهد است و می بینیم که هست! حسین، بارها و بارها من جمله با «نه ده» کتاب فاخر و نوستالژیکش، نشان داده که خط مقدم دفاع از انقلاب اسلامی، بهترین مکان برای خلق هنر است. «آر. کیو ۸۸» در وهله اول یک کتاب طنز است، بعد یک کتاب «طنز سیاسی». طنز صادقانه این کتاب، بر سیاست این کتاب، غلبه محسوسی دارد و نوشش بر نیشش.

پنجم: حسن «آر. کیو ۸۸» بر کتاب ۲ جلدی «قطعه ۲۶» یا حتی «نه ده»، حرف شنوی و انتقاد پذیری نویسنده محترم، در مرحله گردآوری و انتخاب نوشته هاست. همه اساتیدی که تا امروز کتاب را تورق کرده اند، به این خصوصیت ممتاز «آر. کیو ۸۸» در مقام قیاس با سایر آثار حسین، صحه گذارده اند. حسن حسین، به نقد پذیری، مشورت، سماجت، تمرین و ممارست، سوژه یابی و نگاه حرفه ای آمیخته با تعهد است. خره بازی و تخسی گری را نیز می توانید به همه این صفات اضافه کنید!

ششم: از یاد نبریم حسین قدیانی برای نوشتن مطالب ستون روزخند، وقت چندانی نداشت. همچنین برای ویرایش «آر. کیو ۸۸» وقت چندانی نگذاشت و غالبا به اصل نوشته ها، بی اعتنا به شرایط روز، وفادار ماند و ویرایش این اثر را همراه با ملاحظه کاری و عافیت جویی نکرد. گاهی از روی خیرخواهی، و در نظر گرفتن زمانه کنونی، به حسین می گفتم: «فلان نوشته را در کتاب نیاور». اما حسین، در دست چین طنزنوشته هایش، طنز و نگاه حرفه ای را به سیاست و دید کاسب کارانه ترجیح داد. یادش به خیر! همین چند روز پیش بود که به حسین گفتم: «چرا این نوشته را از کتاب حذف کردی؟!» که جواب داد: طنزش عجولانه نوشته شده، و قوی نبود. باز هم یادش به خیر! انگار دیروز بود که به حسین زنگ زدم و گفتم: «برای جوایز جشنواره فیلم فجر ۸۸ بیا و یک طنزی بنویس». حسین گفت: پشت موتورم و باتوم دستم است! نیم ساعت بعد زنگ زد و طنزش را برایم خواند. طنزی کوتاه شد، اما بی نظیر. گویا سر کوچه ای، لحظه ای به جای باتوم، قلم اختیار کرده بود و نوشته بود! آن طنز، سر از همه سایت ها درآورد. مثل اغلب طنزنوشته هایش. مثل «شیخنا! دیار باقی یا دیار فانی؟!» که محافظ کروبی زنگ زد و گفت: «خود شیخ هم از این طنز، روده بر شد!» مثل آن دیگر طنز شاهکارش که جناب کروبی در جمعی نوشته مورد نظر را کمی بیش از حد، جدی گرفته بود و به شماری از اصلاح طلبان گفته بود: «از نظر نویسنده، معلوم است که من در شمار سران فتنه نیستم و می توانم به نظام برگردم!»

هفتم: سال های سال است که حسین قدیانی را با نوشته هایش در «کیهان»، «رسالت»، «یاد ماندگار»، «همشهری عصر»، «یالثارات» و… حتی «ایران» می شناسم. حدود ۵ سال است حسین را از نزدیک می شناسم. حسین، نویسنده ای است که اصلا با کارش شوخی ندارد و گاهی نیمه شبی به من زنگ می زند که؛ آیا به نظر تو، اینجا «که» بگذارم، قشنگ تر است، یا «که» نباشد؟! البته فقط من نیستم. می دانم شبیه این تماس را با خیلی دیگر از افرادی که برخلاف من استادش محسوب می شوند، دارد. هم درباره کیفیت نوشته هایش، هم درباره کمیت آثارش، هم درباره انتخاب سوژه، هم درباره تیتر، و هم البته درباره یک «که» ناقابل!! همین سخت گیری ها سبب شده که فقط حسین قدیانی بتواند در وصف سفر رهبر انقلاب به قم، ناگهان «غدیر خم» را «غدیر قم» کند و عنوان بهترین تیتر سال را از آن خود کند. زیاد شده که ما در خواب گرم و نرم بودیم، اما حسین قدیانی به فکر خنده و گریه فردای ما بوده. من و البته خیلی های دیگر، به ویژه اهل فن، به دلایل متعدد و از زوایای مختلف، حق داریم حسین قدیانی را پدیده ای منحصر به فرد و بی مانند در عرصه روزنامه نگاری کشور قلمداد کنیم. کسی که در آن واحد، برای چند جا و در هر کجا، به شیوه ای مخصوص قلم می زند، در حالی که تازه از مرز ۳۰ سالگی عبور کرده است. سرقفلی این افتخار، مال حزب الله است، و حسین، داداش حسین بسیجی هاست.

هشتم: بی هیچ شک و تردیدی، «آر. کیو ۸۸» تا کنون به قول قشنگ خودش، کتاب ترین کتاب او تا این جای آثار اوست. در باب اسم کتاب، خیلی حسین با من و دیگران مشورت کرد. روزی گمانم به «دیدید گفتیم» رسید، روزی «کلا به شما که عرض می کنم» و هر روز به چیزی! کم و بیش در جریان اسامی کتب جدید نمایشگاه امسال هستم. انصافا «آر. کیو ۸۸» بیانگر ذهن خلاق نویسنده در تیترزنی و به دنباله آن انتخاب اسم کتاب است. حسین البته گستاخ و تخس هم هست. آنجا که بی هیچ واهمه ای برمی دارد و نام «ماشاء الله حزب الله» را برای کتاب دل نوشته هایش انتخاب می کند. به لطف خدا «آر. کیو ۸۸» از روز ۵ شنبه ۱۴ اردیبهشت ۹۱ در غرفه مرکز اسناد نمایشگاه کتاب خواهد بود و با کمی تاخیر، احتمال حضور «ماشاء الله حزب الله» نیز در نمایشگاه هست.

و نکته آخرین: حسین گاهی رجز می خواند که؛ در جوهر قلم من چیزی جز گوهر خون پدرم نیست. راست می گوید. این فقط حسین قدیانی است که قادر است بنویسد: «دیروز ۳۰۰ هزار شهید در یک جبهه جا شدند، امروز در این همه جبهه ۳۰۰ نماینده نمی گنجند».

سال های سال است که «هوندا ۱۲۵ جادویی بابااکبر» در قلم آقازاده اش روشن می شود! با همه این تفاصیل، اگر می خواهید به «آقازاده ها» بخندید، «آر. کیو ۸۸» مناسب ترین نسخه موجود است. حسین قدیانی در وهله اول، برای من یک «فرزند شهید» است. فرزند شهیدی هنرمند که ایام نمایشگاه کتاب، سالگرد شهادت پدرش است. پارسال به او گفتم: «بیا پنج شنبه برویم نمایشگاه. بهترین روز نمایشگاه است». گفت: قول دادم مامان بزرگم رو ببرم بهشت زهرا.

این سطور را کامل می کنم با نثار فاتحه ای برای بابااکبر شهید. بسم الله الرحمن الرحیم…

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
سهیلا *
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۴
0
1
بولتن عزیز از اطلاع رسانی شما در مورد کتابی که از قبل از وجودش مطلع بودم ممنونم وجای تقدیر و تشکر داره . اما به نظرم بی انصافی ست فقط این کتاب معرفی شود . پیشنهاد میکنم اسم کتبی که در جریان فتنه به این طرف توسط برادران ولایی نگارش شده به همراه اسم نویسندگانش رو لیست کنید و در معرض دید عموم بزارید .

*** چون بعضی از کتب و نویسندگانش مظلوم واقع شدند ***

متشکرم
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین