"دختران خواننده" در خیابانهای تهران!
دختری تقریبا 14ـ 15 ساله با پوشش شلوار جین و با یک بلیز کوتاه زنانه در حال نغمهسرایی و هنرنمایی با استفاده از یک آمپیلیفایر قابل حمل بود و البته این دختر خانم هنرمند آورازهخوان را(!) یک دختر دیگر که کمی کم سن و سالتر به نظر میرسید، مشایعت میکرد که این دختر مشایعتکننده زحمت نواختن "تنبک" به طرز هنرمندانهای را میکشید!
جهان: چند روز پیش و در هوای مطبوع بهاری در حوالی چهارراه ولی عصر
تهران، قدمزنان در حال رفتن به محل کار خود بودم و البته غرق در افکار و
مشغلههای ذهنی خود که یکدفعه صدای خاص و نامفهومی از قسمت شمالی خیابان
توجهم را به خود جلب کرد.
مثل این بود که در مسیر حرکت خود در منتهیالیه شمالی خیابان ولی عصر در حال نزدیک شدن به منبع تولید این صدا هستم.
با کمی توجه بیشتر، این صدا واضحتر شد و حالا به راحتی میتوانستم صدای آوازمانند زنانهای را تشخیص دهم؛ زیاد به این صدای زنانه و البته پرطنین توجه نکردم و مسیرم در امتداد شمالی خیابان ولی عصر را در پیش گرفتم با این ذهنیت که احتمالا یکی از ماشینهای شخصی عبوری از این محدوده، صدای ضبط ماشین خود را بلند کرده است.
اما در همین گیر و دار و وقتی چند قدمی در این مسیر بالاتر آمدم در کمال ناباوری با صحنه عجیبی مواجه شدم؛ دختری تقریبا 14ـ 15 ساله با پوشش شلوار جین و با یک بلیز کوتاه زنانه در حال نغمهسرایی و هنرنمایی با استفاده از یک آمپیلیفایر قابل حمل بود و البته این دختر خانم هنرمند آورازهخوان را(!) یک دختر دیگر که کمی کم سن و سالتر به نظر میرسید، مشایعت میکرد که این دختر مشایعتکننده زحمت نواختن "تنبک" به طرز هنرمندانهای را میکشید!
جالب اینکه مضمون شعری هم که این این دختر خواننده برای اجرا در ملأعام آن هم در شلوغی حوالی چهارراه ولی عصر انتخاب کرده بود بسیار هم عاشقانه بود و چه زیبا از چشم و ابروی یار میگفت و درد عشقی که کشیده است!
اما در این میان، واکنش مردمی که در حال تردد از این محدوده بودند و با صحنه اجرای این موسیقی زنده(!) توسط این دختران آوازهخوان مواجه میشدند نیز جالب بود، اکثریت این جمعیت برای دقایقی بیخیال مقصد موردنظر خود شده و محو در اجرای این هنرمندان!
براستی مسئول و متولی بروز چنین رفتارهایی در سطح شهر آن هم در ملأعام و با توصیف آنچه ذکر آن رفت، کیست؟ چه نهادی و مرجعی مسئولیت برخورد با چنین مواردی را بر عهده دارد؟ چرا باید فضای شهر به سمتوسویی برود که عدهای تا این حد و اندازه به خود اجازه بروز و ظهور رفتارهای ساختارشکن و هنجارشکن دهند؟
پیش از این رفتارهای چند کودک و نوجوان که در مراکز عمومی، اتوبوس و مترو اقدام به خوانندگی میکردند را شاهد بودیم که البته ظاهرشان بیشتر به متکدیان شبیه بوده است اما حالا باید نظارهگر خوانندگی دخترکانی بزککرده و محرک در خیابانهای تهران باشیم آن هم در کمال آسودگی خاطر این مخدرات هنرمند!
مثل این بود که در مسیر حرکت خود در منتهیالیه شمالی خیابان ولی عصر در حال نزدیک شدن به منبع تولید این صدا هستم.
با کمی توجه بیشتر، این صدا واضحتر شد و حالا به راحتی میتوانستم صدای آوازمانند زنانهای را تشخیص دهم؛ زیاد به این صدای زنانه و البته پرطنین توجه نکردم و مسیرم در امتداد شمالی خیابان ولی عصر را در پیش گرفتم با این ذهنیت که احتمالا یکی از ماشینهای شخصی عبوری از این محدوده، صدای ضبط ماشین خود را بلند کرده است.
اما در همین گیر و دار و وقتی چند قدمی در این مسیر بالاتر آمدم در کمال ناباوری با صحنه عجیبی مواجه شدم؛ دختری تقریبا 14ـ 15 ساله با پوشش شلوار جین و با یک بلیز کوتاه زنانه در حال نغمهسرایی و هنرنمایی با استفاده از یک آمپیلیفایر قابل حمل بود و البته این دختر خانم هنرمند آورازهخوان را(!) یک دختر دیگر که کمی کم سن و سالتر به نظر میرسید، مشایعت میکرد که این دختر مشایعتکننده زحمت نواختن "تنبک" به طرز هنرمندانهای را میکشید!
جالب اینکه مضمون شعری هم که این این دختر خواننده برای اجرا در ملأعام آن هم در شلوغی حوالی چهارراه ولی عصر انتخاب کرده بود بسیار هم عاشقانه بود و چه زیبا از چشم و ابروی یار میگفت و درد عشقی که کشیده است!
اما در این میان، واکنش مردمی که در حال تردد از این محدوده بودند و با صحنه اجرای این موسیقی زنده(!) توسط این دختران آوازهخوان مواجه میشدند نیز جالب بود، اکثریت این جمعیت برای دقایقی بیخیال مقصد موردنظر خود شده و محو در اجرای این هنرمندان!
براستی مسئول و متولی بروز چنین رفتارهایی در سطح شهر آن هم در ملأعام و با توصیف آنچه ذکر آن رفت، کیست؟ چه نهادی و مرجعی مسئولیت برخورد با چنین مواردی را بر عهده دارد؟ چرا باید فضای شهر به سمتوسویی برود که عدهای تا این حد و اندازه به خود اجازه بروز و ظهور رفتارهای ساختارشکن و هنجارشکن دهند؟
پیش از این رفتارهای چند کودک و نوجوان که در مراکز عمومی، اتوبوس و مترو اقدام به خوانندگی میکردند را شاهد بودیم که البته ظاهرشان بیشتر به متکدیان شبیه بوده است اما حالا باید نظارهگر خوانندگی دخترکانی بزککرده و محرک در خیابانهای تهران باشیم آن هم در کمال آسودگی خاطر این مخدرات هنرمند!
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از توصیفات بی نظیرتون از سر و وضع این دخترک چنین برداشت میشود!!
پروردگارا در ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف تعجیل بفرما
اگه قراره همه سرشون رو بندازند و رد بشن پس کی امر به معروف ونهی از منکر کنه؟
یا جلوی این افرادرو بگیره.
حرف و درد و دل زیاد اما نگفتنش بهتر از گفتنش است .
مسئولین ما همواره خیلی همت کنند در لاک دفاعی فرو رفتن و دفاع کردن را بلد شده اند هرچند همین دفاع را هم بخوبی بلد نیستند در حالیکه بهترین دفاع در مقابل دشمن تهاجم و حمله است البته باید این حمله معنا و عمق داشته باشد با اخلاص و با اعتقاد .
وضعیت سینمای امروز ما و سریالهای مختلف تئاتر و هنرهای مختلف در جامعه امروز نشان می دهد بشدت از آموزه های دینی و اعتقادی انقلاب در حال فاصله گرفتن است و این نشان می دهد که باید استراتژی کار فرهنگی و مدیران این مجموعه ها باید عوض شوند . فرهنگ کشور نیاز به یک تحول و یک خانه تکانی بزرگ است.
اخه یکی نیست بگه که علت این واقعه چی بود؟چرا دو دختر جوان که شاید دو خواهر باشند این روشی هست برای امرار معاش و کسب درامد.شاید سرپرست خانواده خودشون باشند و از فقر به این کار رو اوردند هر چند که اصل کار مورد تایید نیست ولی به معضلات جامعه نباید نگاه سرسری انداخت
از جمله كار هاي اين دسته حضور با لباس هاي نا مناسب در قم و مزار شهدا و شهر ك هاي مانند شهيد محلاتي و .... ياد كرد.
فكر كنم اين جديدترين حركتشان باشه
مطمئن باش هيچكس از زندگي اينطوري لذت نميبره. چاره ديگري نداره.
آیا این شبیخون فرهنگی نیست؟
بعد از انقلاب نيز اين موضوع ادامه يافت و در آغاز دوره اصلاحات، آن شعار قديمي به "توهم توطئه" بدل شد.
ولي شواهد آنقدر آشكار و جلي است كه هرآنكه كمي قدرت انديشه داشته باشد به خوبي ميتواند مرتبط بودن خيلي چيزها با يكديگر را ببيند.
به عنوان مثال در مورد همين دختركان! كافيست يك تنبك و آمپليفاير را قيمت كنيم تا ببينيم دو دختر به اين سن، چگونه از توان خريد آنها بر آمدهاند؟ اصلا چگونه به مخيّلهشان خطور كرده كه به چنين شغلي روي بياورند، آن هم با آن صدايي كه يكي از كاربران در پيام خود ذكر نمود كه كت و كلفت هم هست و به درد خوانندگي نميخورد؟!! و بسياري شبهات ديگر كه از جملهي آنها ميتوان به ظهور همزمان نمونههاي مشابه ديگر در ساير نقاط اشاره نمود كه كاملا نشان ميدهد فكر واحدي پشت آن خوابيده است.
متاسفانه حكايت برخي افراد، حكايت سيگاريهايي است كه خوشحال ميشوند، يكي ميكشند. ناراحت ميشوند، يكي ميكشند. توي عروسي، يكي ميكشند، توي عزا يكي ميكشند و ...
http://www.webgardi2030.ir/files/fa/news/1391/2/10/13604_124.jpg