کد خبر: ۸۱۵۰۰
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

تلنگري براي خاطرات شرمندگي

فضای شهرمان( كرمان) چند روزی است به واسطه‌ شمیم عطر حضور "میهمانی بهشتی" دیدنی شده است. امروز مهمونی بود‌، یه مهمونی به یاد ماندنی، مهمونشم یه مهمون بزرگ بود‌ که روزهای جنگ‌،مردانگی کرده بود و امروز‌، بی‌نام و نشون اومده بود تا به بچه‌های اون روز که الان دیگه واسه خودشون کسی شده بودن، سر بزنه. آمده بود تا ببینه بچه‌هایی که اون روز بعضياشون حتی نبودن تا تصویر رشادت‌هاش رو ببینن اکنون چه کردن. آمده بود تا ببینه اونایی که اون روز کوچیک بودن و نمی‌تونستن شجاعتش را درک کنن، امروز کجا هستن. آمده بود تا به پدر و مادرایی سر بزنه که عشقشونو به خدا سپرده بودن و امروز دل‌تنگش بودن. آمده بود تا ببینه توی سایه‌‌ این آرامشی که ایجاد کرده چه کرده‌ایم و چه می‌خواهیم بکنیم. امروز ‌کبوتر سفیدی بر آسمان شهرمان به پرواز در آمد که یه عالمه دل رو ‌به سوی غیورمردیِ مردان خدا روانه کرد. اینجا‌، دیار کریمان‌، امروز غلغله بود‌، شاهد پرواز احساس‌ تا ناکجا بودیم. کبوترِ سفید من‌، امروز تمام مردم شهر آمده بودن تا بگن مدتی است، منتظر تو هستن، آمده بودن تا بگن دلشان برای اون روزا و خاطرات رشادت‌هات تنگ شده‌، آمده بودن تا بگن نامت‌، راهت و یادت همیشه توی سینه شون جاریه. کبوتر قشنگ من‌، کاش امروز تمام نمی‌شد‌، کاش همیشه‌‌ همیشه بودی و مثل امروز باهام حرف می‌زدی. اما نه، تو همیشه هستی‌، همه جا هستی‌، هستی تا بگی من می‌بینمتون‌‌، بگی ‌بیایین با خدا باشین که هرچی داریم از خداست. مهمونی امروز تلنگری بود تا یادمون بمونه‌ یه عده‌ای رفتن تا آینده بمونه‌، یه عده‌ای از زن و بچه و زندگیشون گذشتن تا زندگیِ امروزِ من و تو رقم بخوره‌، یه عده‌ای رفتن تا آینده بمونه‌، پس بیا کاری کنیم تا هیچ وقت شرمنده شون نشیم. مريم بهادري، خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)- منطقه كوير-.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین