در ماهنامه مدیریت ارتباطات
نظرسنجی و تحلیل مخاطبشناسی مجموعه «کلاهقرمزی 91»
ماهنامه مدیریت ارتباطات در شماره اردیبهشتماه خود با انتشار دو تحلیل جامع، به بررسی و نقد مجموعه «کلاهقرمزی 91» از منظر رسانه و مخاطب به قلم سعید نوری آزاد و نگین حسینی پرداخت.
نخستین تحلیل مربوط به مخاطبشناسی این مجموعه است که سعید نوری آزاد -پژوهشگر حوزه ارتباطات، فناوری اطلاعات و رسانه- با انجام یک نظرسنجی در یکی از پرمخاطبترین شبکههای اجتماعی این کار را انجام داده است که مشروح نتایج بهدست آمده در این نظرسنجی در شماره 24 ماهنامه مدیریت ارتباطات به چاپ رسیده است.
در این نظرسنجی دو هزار نفر که مخاطبان شبکههای اجتماعی در ساعات مختلف شبانهروز بودهاند، حضور داشتهاند. جمعیت آماری مورد بررسی در کل شامل 49 درصد زن و 51 درصد مرد بوده که از این میان 19 درصد زنان و 20 درصد مردان بین 18 تا 24 سال و 23درصد زنان و 24 درصد مردان بین 25 تا 34 سال سن داشتند.
48 درصد پاسخگویان به این نظرسنجی در سطح کارشناسی، 27 درصد کارشناسی ارشد، 11 درصد دکترا، 6 درصد کاردانی، 6 درصد دیپلم و مابقی که حدود 2 درصد هستند در سایر ردههای علمی (مانند تحصیلات حوزوی) قرار داشتند که خود بیانگر این موضوع بوده که میانگین تحصیلی کاربران شبکه اجتماعی از کارشناسی بالاتر است.
«آیا در زمینه هنرهای نمایشی تخصص یا فعالیت حرفهای دارید یا خیر؟»، پرسشی بوده که برای شرکتکنندگان در نظرسنجی طرح شد و نتیجه آن عدم فعالیت حرفهای اکثر پاسخگویان بوده ادست.
«مجموعه کلاهقرمزی ۹۱ را بهطور مستمر دنبال کردهاید؟» و «چه عاملی را باعث تداوم محبوبیت این برنامه در چندین سال گذشته (حدود ۱۵ سال) میدانید؟» دو پرسش دیگری بود که در این نظرسنجی مطرح شد و مشروح پاسخهای آن به صورت نموداری در ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است.
عروسکهای کلاهقرمزی و ببعی؛ محبوبترین
در بخش بعد نیز علاقهمندی مخاطبان به هر یک از کاراکترها مورد ارزیابی قرار گرفت که بر اساس بیشینه انتخاب و به ترتیب محبوبیت، شخصیتها اینگونه ارزیابی شدند: کلاهقرمزی، ببعی، مجری، فامیل دور و....
در بخش دیگری از این نظرسنجی، شرکتکنندگان به این پرسش پاسخ دادند که دلیل موفقیت این مجموعه چه بوده است، که از جدول نتایج منتشر شده، شخصیتسازی مناسب با 38 درصدرأی، اصلیترین دلیل عنوان شده است.
جوانان مخاطب اصلی کلاهقرمزی
سؤال دیگر این بود که «در خانواده شما چه گروههای سنی مخاطب این برنامه بودهاند و چه میزان؟» که نتایج نشان میدهد بیشترین گروه مخاطب در خانوادهها جوانان بودهاند و بعد کودکان و نوجوانان.
در بخش بعد از مخاطبان خواسته شد به این پرسش پاسخ دهند که «از کدام بخش این مجموعه لذت بردید و به چه میزان؟» که شرکتکنندگان به پارامترهایی از قبیل صدای عروسکها، دیالوگگویی مجری با عروسکها، اجرای موسیقی گروهی، اجرای تئاتر عروسکی، صحبتهای مجری با بینندگان و حضور میهمان آرای متفاوتی دادند.
با توجه به اینکه این مجموعه جدای از نمایشهای عروسکی دارای میانبرنامههای دیگری بود، سؤالی طرح شد تا ارزشگذاری کیفی این دو بخش از هم تفکیک شود و همپوشانی احتمالی آنها مورد سنجش قرار گیرد. بر همین اساس این سؤال مطرح شد که «با توجه به مخاطبان برنامه آیا از میانبرنامههای این مجموعه رضایت داشتید؟» که نتایج حاصل شده نشان داد میزان رضایت از میانبرنامهها پایینتر از حد متوسط بود.
در پایان نیز این پرسش مطرح شد که «این برنامه را از چه طریق مشاهده میکردید؟» که درصد پاسخها در بین گزینههای تلویزیون معمولی ایران، اینترنت خارج ایران، ماهواره داخل ایران، اینترنت داخل ایران و ماهواره خارج ایران جالب توجه است.
در ادامه این پژوهش نیز تأخیر و ناهماهنگی در زمان شروع مجموعه و پیشبینیهای انجام شده در زمان ساخت آن، که از روی محتوا و صحبتهای مجری قابل کشف بود، انتخاب و کارگردانی ناهماهنگ میانبرنامهها که نشان از عدم مطالعه جامعه مخاطب مجموعه است، وجود سردرگمی و ناهماهنگی بین عروسکگردانان و صداپیشگان و... از نقاط ضعف این مجموعه عنوان شده است.
بزرگسالان مخاطب مجری هستند
اما در تحلیل دیگری که از منظر مخاطبشناسی و ضرورتهای برنامهسازی توسط نگین حسینی، کارشناس ارتباطات نوشته شده است، نوسان در گروههای سنی مخاطبان به عنوان یکی از ویژگیهای مجموعه «کلاهقرمزی 91» عنوان شده است.
وی در تحلیل خود آورده است: «به نظر میرسد این برنامه فقط به گروه کودک و نوجوان تعلق ندارد و طیف بزرگی از مخاطبان را در سنین مختلف در بر میگیرد. شاید این نقطه قوت مجموعه کلاهقرمزی، از نگاهی دیگر، نقطه ضعف آن نیز باشد. چگونه برنامهای میتواند برای کودکان و نوجوانان ساخته شود اما بزرگسالان را هم جذب کند؟ نمونههای این مورد در محصولات انیمیشن یا کارتونهای هالیوودی زیاد است: داستان اسباببازیها، ماشینها، آپ، در جستوجوی نمو و موارد دیگر همگی برای کودکان و نوجوانان ساخته شدهاند اما گیراییشان به اندازهای بوده که بزرگسالان را هم به تماشا نشاندهاند. با اینهمه شاید مجموعه ایرانی کلاهقرمزی با محصولات مشابه خارجی این تفاوت را داشته باشد که گروه سنی مخاطب آن در طول هر بخش از برنامه در نوسان است. به عبارت دیگر، مجری برنامه با لحنی آرام و مشخصاً با خطاب قرار دادن «بچهها» سخن میگوید اما در موارد زیادی، محتوایی که ارائه میشود، چه از لحاظ گفتاری و چه از لحاظ تجربه یا آگاهی لازم برای فهم مطلب مورد نمایش، مخصوص بزرگسالان است».
وی با مثالی این گفته را اثبات میکند: «مجری اعلام میکند که بچهها قرار است نمایشی اجرا کنند. نام نمایش –اگر درست شنیده باشم- «هتل رو» است که یادآور نمایش «اُتللو» است و محتوایش نیز بر اساس همان نمایشنامه ارائه میشود. مخاطب کودک باید شاهد نمایشی باشد که نمیداند چرا نام شخصیت زن نمایش «دزد مینا» (همان دزدمونا) است یا نمیداند در ماجرای اتللو، دستمالی که به همسرش هدیه داده و توطئه برای به هم زدن میانه این دو نفر چیست. برخی از شوخیهایی که در طول مجموعه ارائه میشود، ارتباط زیادی با تجربهها و حال و هوای کودکی و نوجوانی ندارد: پسرخاله با همان مرام و معرفت همیشگی، از کمک به پیرزنی سخن میگوید که همراه او برای خرید به بازار میرود اما پسرخاله رفتارهایی را از پیرزن گزارش میکند که حاکی از علاقهمندی او به یکی از فروشندگان است. به نظر میرسد نویسندگان متن برنامه در مواردی از این دست، بیشتر سعی بر جلب تماشاگران بزرگسال دارند و دغدغه زیادی به خرج نمیدهند که آیا اساساً چنین محتوایی مناسب گروه سنی کودک و نوجوان است یا بچهها در این سنین توانایی پیبردن به نمادها و اسرار عاشقانه بزرگسالان را –به شکلی که پسرخاله تعریف میکند- دارند یا نه».
برنامهسازی بدون تحقیق
وی در تحلیل خود با بیان اینکه «تجربه موفقترین برنامههای خاص کودک و نوجوان در نمونههای خارجی نشان میدهد که اساس برنامهسازی برای این گروه سنی، بر محور تحقیق استوار است»، چند پرسش را مطرح میکند که نشان از عدم تحقیق برنامهسازان این مجموعه برای مخاطبشناسی هدفمند دارد: «هنوز کسی نمیداند تمایل گروههای مختلف سنی به هر عروسک چقدر است؟؛ پسرعمهزا عروسک محبوب بزرگسالان است اما آیا کودکان توانستهاند با شخصیت تهاجمی او ارتباط برقرار کنند؟، آیا صدای گوشخراش و لحن تند «جیگر» سبب ترس کودکان نمیشود؟، آیا توصیههای آقای مجری تأثیر عملی روی رفتار کودکان دارد؟ و دهها سؤال بیپاسخ دیگر».
نگین حسینی در تحلیل خود از این برنامه مینویسد: «مجموعه کلاهقرمزی نیازمند یک گروه تحقیقی است که فراتر از پرسشها و پاسخهای کلیشهای و از پیش مشخص، دستکم میزان تأثیر و جذابیت عروسکها را در گروههای مختلف سنی بررسی کند و پیش از معرفی عروسکهای جدید، از میزان نفوذ آنها در میان مخاطبان و بهویژه کودکان و نوجوانان مطمئن شود. این کمترین نیاز تحقیقاتی این مجموعه است که به برقراری ارتباط بیشتر کودکان با عروسکها کمک زیادی خواهد کرد».
نویسنده خبر: ماهنامه مدیریت ارتباطات
در این نظرسنجی دو هزار نفر که مخاطبان شبکههای اجتماعی در ساعات مختلف شبانهروز بودهاند، حضور داشتهاند. جمعیت آماری مورد بررسی در کل شامل 49 درصد زن و 51 درصد مرد بوده که از این میان 19 درصد زنان و 20 درصد مردان بین 18 تا 24 سال و 23درصد زنان و 24 درصد مردان بین 25 تا 34 سال سن داشتند.
48 درصد پاسخگویان به این نظرسنجی در سطح کارشناسی، 27 درصد کارشناسی ارشد، 11 درصد دکترا، 6 درصد کاردانی، 6 درصد دیپلم و مابقی که حدود 2 درصد هستند در سایر ردههای علمی (مانند تحصیلات حوزوی) قرار داشتند که خود بیانگر این موضوع بوده که میانگین تحصیلی کاربران شبکه اجتماعی از کارشناسی بالاتر است.
«آیا در زمینه هنرهای نمایشی تخصص یا فعالیت حرفهای دارید یا خیر؟»، پرسشی بوده که برای شرکتکنندگان در نظرسنجی طرح شد و نتیجه آن عدم فعالیت حرفهای اکثر پاسخگویان بوده ادست.
«مجموعه کلاهقرمزی ۹۱ را بهطور مستمر دنبال کردهاید؟» و «چه عاملی را باعث تداوم محبوبیت این برنامه در چندین سال گذشته (حدود ۱۵ سال) میدانید؟» دو پرسش دیگری بود که در این نظرسنجی مطرح شد و مشروح پاسخهای آن به صورت نموداری در ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است.
عروسکهای کلاهقرمزی و ببعی؛ محبوبترین
در بخش بعد نیز علاقهمندی مخاطبان به هر یک از کاراکترها مورد ارزیابی قرار گرفت که بر اساس بیشینه انتخاب و به ترتیب محبوبیت، شخصیتها اینگونه ارزیابی شدند: کلاهقرمزی، ببعی، مجری، فامیل دور و....
در بخش دیگری از این نظرسنجی، شرکتکنندگان به این پرسش پاسخ دادند که دلیل موفقیت این مجموعه چه بوده است، که از جدول نتایج منتشر شده، شخصیتسازی مناسب با 38 درصدرأی، اصلیترین دلیل عنوان شده است.
جوانان مخاطب اصلی کلاهقرمزی
سؤال دیگر این بود که «در خانواده شما چه گروههای سنی مخاطب این برنامه بودهاند و چه میزان؟» که نتایج نشان میدهد بیشترین گروه مخاطب در خانوادهها جوانان بودهاند و بعد کودکان و نوجوانان.
در بخش بعد از مخاطبان خواسته شد به این پرسش پاسخ دهند که «از کدام بخش این مجموعه لذت بردید و به چه میزان؟» که شرکتکنندگان به پارامترهایی از قبیل صدای عروسکها، دیالوگگویی مجری با عروسکها، اجرای موسیقی گروهی، اجرای تئاتر عروسکی، صحبتهای مجری با بینندگان و حضور میهمان آرای متفاوتی دادند.
با توجه به اینکه این مجموعه جدای از نمایشهای عروسکی دارای میانبرنامههای دیگری بود، سؤالی طرح شد تا ارزشگذاری کیفی این دو بخش از هم تفکیک شود و همپوشانی احتمالی آنها مورد سنجش قرار گیرد. بر همین اساس این سؤال مطرح شد که «با توجه به مخاطبان برنامه آیا از میانبرنامههای این مجموعه رضایت داشتید؟» که نتایج حاصل شده نشان داد میزان رضایت از میانبرنامهها پایینتر از حد متوسط بود.
در پایان نیز این پرسش مطرح شد که «این برنامه را از چه طریق مشاهده میکردید؟» که درصد پاسخها در بین گزینههای تلویزیون معمولی ایران، اینترنت خارج ایران، ماهواره داخل ایران، اینترنت داخل ایران و ماهواره خارج ایران جالب توجه است.
در ادامه این پژوهش نیز تأخیر و ناهماهنگی در زمان شروع مجموعه و پیشبینیهای انجام شده در زمان ساخت آن، که از روی محتوا و صحبتهای مجری قابل کشف بود، انتخاب و کارگردانی ناهماهنگ میانبرنامهها که نشان از عدم مطالعه جامعه مخاطب مجموعه است، وجود سردرگمی و ناهماهنگی بین عروسکگردانان و صداپیشگان و... از نقاط ضعف این مجموعه عنوان شده است.
بزرگسالان مخاطب مجری هستند
اما در تحلیل دیگری که از منظر مخاطبشناسی و ضرورتهای برنامهسازی توسط نگین حسینی، کارشناس ارتباطات نوشته شده است، نوسان در گروههای سنی مخاطبان به عنوان یکی از ویژگیهای مجموعه «کلاهقرمزی 91» عنوان شده است.
وی در تحلیل خود آورده است: «به نظر میرسد این برنامه فقط به گروه کودک و نوجوان تعلق ندارد و طیف بزرگی از مخاطبان را در سنین مختلف در بر میگیرد. شاید این نقطه قوت مجموعه کلاهقرمزی، از نگاهی دیگر، نقطه ضعف آن نیز باشد. چگونه برنامهای میتواند برای کودکان و نوجوانان ساخته شود اما بزرگسالان را هم جذب کند؟ نمونههای این مورد در محصولات انیمیشن یا کارتونهای هالیوودی زیاد است: داستان اسباببازیها، ماشینها، آپ، در جستوجوی نمو و موارد دیگر همگی برای کودکان و نوجوانان ساخته شدهاند اما گیراییشان به اندازهای بوده که بزرگسالان را هم به تماشا نشاندهاند. با اینهمه شاید مجموعه ایرانی کلاهقرمزی با محصولات مشابه خارجی این تفاوت را داشته باشد که گروه سنی مخاطب آن در طول هر بخش از برنامه در نوسان است. به عبارت دیگر، مجری برنامه با لحنی آرام و مشخصاً با خطاب قرار دادن «بچهها» سخن میگوید اما در موارد زیادی، محتوایی که ارائه میشود، چه از لحاظ گفتاری و چه از لحاظ تجربه یا آگاهی لازم برای فهم مطلب مورد نمایش، مخصوص بزرگسالان است».
وی با مثالی این گفته را اثبات میکند: «مجری اعلام میکند که بچهها قرار است نمایشی اجرا کنند. نام نمایش –اگر درست شنیده باشم- «هتل رو» است که یادآور نمایش «اُتللو» است و محتوایش نیز بر اساس همان نمایشنامه ارائه میشود. مخاطب کودک باید شاهد نمایشی باشد که نمیداند چرا نام شخصیت زن نمایش «دزد مینا» (همان دزدمونا) است یا نمیداند در ماجرای اتللو، دستمالی که به همسرش هدیه داده و توطئه برای به هم زدن میانه این دو نفر چیست. برخی از شوخیهایی که در طول مجموعه ارائه میشود، ارتباط زیادی با تجربهها و حال و هوای کودکی و نوجوانی ندارد: پسرخاله با همان مرام و معرفت همیشگی، از کمک به پیرزنی سخن میگوید که همراه او برای خرید به بازار میرود اما پسرخاله رفتارهایی را از پیرزن گزارش میکند که حاکی از علاقهمندی او به یکی از فروشندگان است. به نظر میرسد نویسندگان متن برنامه در مواردی از این دست، بیشتر سعی بر جلب تماشاگران بزرگسال دارند و دغدغه زیادی به خرج نمیدهند که آیا اساساً چنین محتوایی مناسب گروه سنی کودک و نوجوان است یا بچهها در این سنین توانایی پیبردن به نمادها و اسرار عاشقانه بزرگسالان را –به شکلی که پسرخاله تعریف میکند- دارند یا نه».
برنامهسازی بدون تحقیق
وی در تحلیل خود با بیان اینکه «تجربه موفقترین برنامههای خاص کودک و نوجوان در نمونههای خارجی نشان میدهد که اساس برنامهسازی برای این گروه سنی، بر محور تحقیق استوار است»، چند پرسش را مطرح میکند که نشان از عدم تحقیق برنامهسازان این مجموعه برای مخاطبشناسی هدفمند دارد: «هنوز کسی نمیداند تمایل گروههای مختلف سنی به هر عروسک چقدر است؟؛ پسرعمهزا عروسک محبوب بزرگسالان است اما آیا کودکان توانستهاند با شخصیت تهاجمی او ارتباط برقرار کنند؟، آیا صدای گوشخراش و لحن تند «جیگر» سبب ترس کودکان نمیشود؟، آیا توصیههای آقای مجری تأثیر عملی روی رفتار کودکان دارد؟ و دهها سؤال بیپاسخ دیگر».
نگین حسینی در تحلیل خود از این برنامه مینویسد: «مجموعه کلاهقرمزی نیازمند یک گروه تحقیقی است که فراتر از پرسشها و پاسخهای کلیشهای و از پیش مشخص، دستکم میزان تأثیر و جذابیت عروسکها را در گروههای مختلف سنی بررسی کند و پیش از معرفی عروسکهای جدید، از میزان نفوذ آنها در میان مخاطبان و بهویژه کودکان و نوجوانان مطمئن شود. این کمترین نیاز تحقیقاتی این مجموعه است که به برقراری ارتباط بیشتر کودکان با عروسکها کمک زیادی خواهد کرد».
نویسنده خبر: ماهنامه مدیریت ارتباطات
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


