کشف لحظه های واقعی
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر بولتن نیوز؛ سریال «حیرانی» از جمله سریال های در حال پخش از تلویزیون است که با فضایی متفاوت مقابل روی بیننده ظاهر شده است. بیان توضیح برای این تفاوت در چگونگی شکل گیری تصویر و جنبه های بصری خلاصه شده است. به نظر می رسد در این سریال بیش از آن که قصه و روایت مورد اهمیت باشد،جنبه ای تصویری مورد توجه کارگردان های این کار قرار گرفته است.می توان گفت سازندگان این سریال تلاش کرده اند تا نوع بیان لحن خود را تغییر دهند و شاید به تصویر تازه ای برای روایت خود دست پیدا کنند. با لحظه های خاصی که از لحاظ بصری در این سریال می بینیم،این نتیجه به دست می آید که مخاطب در نهایت با فضایی خاص روبرو شده است که بار معنایی را در درون خود حفظ کرده است. قصه سریال با ورود دو شخصیت پولاد (حمیدرضا پگاه) و مهربانو (مرم بوبانی) به وطن آغاز می شود که همین نکته رقم زننده حوادث بعدی خواهد شد.پولاد به همراه مادربزرگش مهربانو که تازه به وطن آمده اند،به دنبال تاریخچه ای از زمان گذشته هستند.مهربانو به سراغ میرقلی (فرخ نعمتی) کاردار سابق همسرش می آید تا تکلیف کارهای سالهای گذشته را بداند. او در این مسیر با اتفاقاتی روبرو می شود که چندان هم خوشایند نیست.

میرقلی
در حالی که باید به وظایف کاردار بودن خود عمل می کرد حالا حرف هایی را می شنود که
برایش قابل باور نیست. این نکته البته همان نکته مهمی است که به تدریج در سریال
مشخص می شود و تا کنون هم به طور کامل بروز نیافته است.در این میان میرقلی هم
فرزندانی دارد به نام های عاطفه و محمد (ستاره اسکندری- مهرداد صدیقیان) که گویا
از این ماجرا بی اطلاع هستند و همچنین دچار دلشوره هایی که هر لحظه آنان را همراهی
می کند. در کنار این اتفاقات شخص دیگری به نام ایرج وجود دارد که به هر حال از این
ماجرا و سوابق کارهای میرقلی آگاه است. ایرج در گذشته نامزد عاطفه دختر میرقلی
بوده است و حالا آنها با یکدیگر روابطی ندارند که همین مساله هم یکی از گره های
داستان است. ایرج حالا با علاقه ای که هنوزنسبت به عاطفه در خود می بیند،به دنیال
واکاوی ماجراست در حالی که عاطفه این مساله را نوعی دخالت و انتقام گیری از سوی وی
می پندارد.ایرج سعی می کند میرقلی را به فروش کارخانه وادار کند و میرقلی هم برای
برملا نشدن این مساله در اظطراب به سر می برد.میر قلی در این میان فوت می کند و
کسی که در آن لحظه بر سر بالین وی بوده پولاد است.

روایت فیلم چندان تازه نیست و تا حدی تکرای به نظر می رسد اما با طرز نگاهی که نویسندگان و کارگردان ها به این بخش داشته اند حالا می توانیم بگوییم که با سریالی متفاوت از لحاظ تصویری مواجه هستیم. این نکته مهم را نیز باید در نظر داشته باشیم که نگاه مخاطب هنوز به این شیوه از بیان تصویری عادت نکرده است. شاید مخاطبان هنوز این گونه از بیان روایت را نپسندند و نسبت به آن آگاهی کمتری داشته باشند.با بیان این مورد اما باید پذیرفت که مخاطب نیز باید به این نوع روایت عادت کند و این ش.یوه را نیز در ذهن خود نگاه دارد. تغییر در لحن و زوایه دید یکی از نکات مهمی است که علیمحمدی و بنکدار کارگردان های این سریال از آن بهره گرفته اند. نکته قابل ذکر دیگر نیز به وجود دو نویسنده در این سریال برمی گردد که قصه را با نگاه مشترک خود به نگارش درآورده اند.همکاری در نگارش در یک سریال می تواند نتیجه مهم تری را در بر داشته باشد و تنها از یک ذهن نشات نگرفته باشد.
قصه
البته با طرحی ساده آغاز شده است و حرف خاصی برای گفتن ندارد منتها آنچه که اثر را
به گونه دیگری نمایش می دهد،فضای سکوتی است که از سوی کارگردان ارائه شده است.این
روایت اگرچه در بطن خود چندان نو و جالب توجه به نظر نمی رسد اما به بیان تازه ای
در زمینه روایت و سریال سازی دست پیدا کرده است.

علیمحمدی و بنکدار در اینجا طبق الگوهایی که در ذهن خود داشتند حالا به یک شکل جدید در بیان تصویر دست پیدا کرده اند. به نظر می رسد آنها بیش از هر مولفه خاص دیگری به القا معانی از طریق تصویر تاکید کرده اند تا گاهی یک سکوت در دل تصویر بتواند بیانگر تمام حرف های نهفته در دل اثر باشد. این شیوه کاری آنها نشان می دهد که به دنبال خلق لحظه های متفاوتی در سریال خود هستند تا نوعی تنوع هم در کار سریال سازی به وجود آید. این دو به عنوان کارگردان در پرداخت لحظاتی که بار معنایی همراه با سکوت را به بینننده منتقل می کنند بسیار موفق بوده اند.شاید ساخت این سریال و نوع زاویه دیدی که برای بیان تصویری و روایت انتخاب شده است،این امکان را فراهم کند تا ازاین پس با روایت های متفاوت تری در آثار تلویزیونی روبرو باشیم.
فاطمه فریدن
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


