فضای صدای امریکا پر از توطئه چینی است
کار کردن در فضای پر از توطئه چینی، باند بازی و تخریب و نبود امنیت شغلی در این رسانه، به مراتب سختتر از تحمل سالها زندان در جمهوری اسلامی است و این واقعیتی است که اگر چه، جز در خفا شنیده نمیشود اما همچون درد مشترکی است که امروز در بین قریب به اتفاق شاغلین بخش فارسی تلویزیون صدای امریکا احساس میشود.
میزان انتقادات از صدای آمریکا به شدت افزایش یافته است. کیفیت پایین
برنامه ها و محتوای اندک آنها سبب کاهش مخاطب شبکه گشته است. مدیران
بالادستی VOA می کوشند با عزل و نصب ها و اخراج های متعدد چاره ای
بیابند بر گره کور صدای امریکا.
پس اخراج جمشید چالنگی از مجریان صدای امریکا، بسیاری از منتقدان شبکه دوباره فرصتی یافته اند تا دست به قلم شوند، بگویند و بنالند و افشا کنند.
به گزارش رسانه ایران، در همین زمینه، «بیژن صف سری» روزنامه نگار خارج نشین در وب سایت شخصی اش در مورد وضعیت کارمندان صدای امریکا می نویسد: «در حالی که با توجه به اخراجهای ناموجه خاصه در یک سال اخیر، با کوچکترین اعتراض نسبت به وضعیت غیر حرفهای موجود در صدای آمریکا، با سیل اتهامات بیاساس از سوی مدیران بالادست مواجه میشوند و عاقبتی چون احمدرضا بهارلو و یا آخرین اخراجی این رسانه جمشید چالنگی خواهند داشت که با سابقهای درخشان در ارایه برنامههای موفق و پربیننده تنها به دلیل رعایت اصول حرفهای اطلاع رسانی اخراج میگردند.»
وی ابراز می دارد: «بی شک با توجه به تغیرات پیاپی مدیریت صدای امریکا در چند سال گذشته و افشاگریهایی که تا کنون از پشت پرده ی این رسانه منتشر گردیده، تجسم فضای کاری در این تلویزیون فارسی زبان ایالات متحده آمریکا قابل تصور است؛ خاصه وقتی پای در دل یکی از فعالان سیاسی
شاغل در این رسانه نشسته باشید و از زبان او که از بیم زندانهای
جمهوری اسلامی، ناگزیر به ترک وطن شده و به ینگه دنیا آمده و هنوز یک سال
از کار کردن در صدای آمریکا نگذشته با بغضی در گلو از غم غربت میگوید،
کار کردن در فضای پر از توطئه چینی، باند بازی و تخریب و نبود امنیت شغلی
در این رسانه، به مراتب سختتر از تحمل سالها زندان در جمهوری اسلامی است
و این واقعیتی است که اگر چه، جز در خفا شنیده نمیشود اما همچون درد
مشترکی است که امروز در بین قریب به اتفاق شاغلین بخش فارسی تلویزیون
صدای امریکا احساس میشود تا بدانجا که در پس چهره ی نگران هریک از
این غربت نشینان قلم بهدست مهاجر و پناهنده این پرسش تاریخی نمایان است
که به راستی چه باید کرد؟»
صف سری در ادامه یادداشت خود می آورد: «به باور این قلم بیتردید کوس رسوایی صدای امریکا نیز به گوش سازمانهای متولی و ناظر بر این رسانه رسیده است خاصه که هزینه ی اداره ی آن از مالیات دهندگان این
کشور تامین میگردد و شاید ترس از جوابگویی به همین تامین کنندگان
هزینه ی سرسام آور این رسانه است که طی دو سال گذشته مدام شاهد تغییر
مدیریت در صدای امریکا بودهایم اما با این همه هیچ یک قادر به بازگشت آب
رفته از جوی به مسیل گذشته نبودند.»
این روزنامه نگار خارج نشین اشاره می کند که شاید هم همه ی این تغییرات برای حفظ ظاهر بوده چرا که با گماردن مدیران نالایق و غیر متخصص در امر اطلاع رسانی عاقبت مخاطبین اصلی صدای آمریکا یعنی ملت ایران را بر این باور رساندند که باید این رسانه را در سبد تحریمهای رسانهای خود قرار دهند.
وی معتقد است که در چنین شرایطی است که باید از همه ی فعالین سیاسی و تحلیلگران اوضاع ایران که در برنامههای این تلویزیون حضور می یابند با صدای بلند پرسیده شود شما چرا صدای امریکا را همچون ملت ایران تحریم نمیکنید؟
صف سری در پایان مطلب خود می پرسد: «آیا عدم آزادی بیان محدود به چند کشور جهان سومی است؟»
به هر روی و فارغ از باندبازی هایی که تیم جمشید چالنگی در میان اپوزیسیون ایران دارد و همچنین فعالیت دیگر گروه ها، باید گفت که صدای امریکا اکنون بیش از هر زمانی دچار رکود شده است و اخراج مداوم کارمندان نیز تاثیری بر کیفیت این شبکه نگذاشته است.
” بی شک با توجه به تغیرات پیاپی
مدیریت صدای امریکا در چند سال گذشته و افشاگریهایی که تا کنون از پشت
پرده ی این رسانه منتشر گردیده، تجسم فضای کاری در این تلویزیون فارسی
زبان ایالات متحده آمریکا قابل تصور است. "
پس اخراج جمشید چالنگی از مجریان صدای امریکا، بسیاری از منتقدان شبکه دوباره فرصتی یافته اند تا دست به قلم شوند، بگویند و بنالند و افشا کنند.
به گزارش رسانه ایران، در همین زمینه، «بیژن صف سری» روزنامه نگار خارج نشین در وب سایت شخصی اش در مورد وضعیت کارمندان صدای امریکا می نویسد: «در حالی که با توجه به اخراجهای ناموجه خاصه در یک سال اخیر، با کوچکترین اعتراض نسبت به وضعیت غیر حرفهای موجود در صدای آمریکا، با سیل اتهامات بیاساس از سوی مدیران بالادست مواجه میشوند و عاقبتی چون احمدرضا بهارلو و یا آخرین اخراجی این رسانه جمشید چالنگی خواهند داشت که با سابقهای درخشان در ارایه برنامههای موفق و پربیننده تنها به دلیل رعایت اصول حرفهای اطلاع رسانی اخراج میگردند.»
وی ابراز می دارد: «بی شک با توجه به تغیرات پیاپی مدیریت صدای امریکا در چند سال گذشته و افشاگریهایی که تا کنون از پشت پرده ی این رسانه منتشر گردیده، تجسم فضای کاری در این تلویزیون فارسی زبان ایالات متحده آمریکا قابل تصور است؛ خاصه وقتی پای در دل یکی از فعالان سیاسی
” به باور این قلم بیتردید کوس
رسوایی صدای امریکا نیز به گوش سازمانهای متولی و ناظر بر این رسانه رسیده
است خاصه که هزینه ی اداره ی آن از مالیات دهندگان این کشور تامین
میگردد. "
صف سری در ادامه یادداشت خود می آورد: «به باور این قلم بیتردید کوس رسوایی صدای امریکا نیز به گوش سازمانهای متولی و ناظر بر این رسانه رسیده است خاصه که هزینه ی اداره ی آن از مالیات دهندگان این
” وی معتقد است که در چنین شرایطی
است که باید از همه ی فعالین سیاسی و تحلیلگران اوضاع ایران که در
برنامههای این تلویزیون حضور می یابند با صدای بلند پرسیده شود شما چرا
صدای امریکا را همچون ملت ایران تحریم نمیکنید؟ "
این روزنامه نگار خارج نشین اشاره می کند که شاید هم همه ی این تغییرات برای حفظ ظاهر بوده چرا که با گماردن مدیران نالایق و غیر متخصص در امر اطلاع رسانی عاقبت مخاطبین اصلی صدای آمریکا یعنی ملت ایران را بر این باور رساندند که باید این رسانه را در سبد تحریمهای رسانهای خود قرار دهند.
وی معتقد است که در چنین شرایطی است که باید از همه ی فعالین سیاسی و تحلیلگران اوضاع ایران که در برنامههای این تلویزیون حضور می یابند با صدای بلند پرسیده شود شما چرا صدای امریکا را همچون ملت ایران تحریم نمیکنید؟
صف سری در پایان مطلب خود می پرسد: «آیا عدم آزادی بیان محدود به چند کشور جهان سومی است؟»
به هر روی و فارغ از باندبازی هایی که تیم جمشید چالنگی در میان اپوزیسیون ایران دارد و همچنین فعالیت دیگر گروه ها، باید گفت که صدای امریکا اکنون بیش از هر زمانی دچار رکود شده است و اخراج مداوم کارمندان نیز تاثیری بر کیفیت این شبکه نگذاشته است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


