سلاح استدلال، گلولۀ افتراء!
به گزارش سرويس فضاي مجازي بولتن نيوز، وبلاگ "مسطورات" در آخرين پست خود نوشت:
اخیرا و در میان فضای تبلیغات انتخاباتی مجلس نهم بین حجت الاسلام علیرضا پناهیان و دکتر علی مطهری ـ نماینده مجلس هشتم ـ مناظرۀ مکتوبی صورت گرفت که مبدأ آغازین این مناظره انتقادهای شفاهی حجت الاسلام پناهیان از برخی نظرات و برداشت های آقای مطهری دربارۀ اندیشۀ متعالی ولایت فقیه بود. در کل گشایش چنین فضایی برای نقد و سنجش نظریات و برداشت های مختلف، پیرامون اصولی ترین معتقدات اسلامی و انقلابی امری میمون و مبارک است، که به نوعی همان مطالبۀ رهبر فرزانه انقلاب اسلامی برای ایجاد بستری مناسب جهت آزاد اندیشی و بیان نظرات و نقد اندیشه های متفاوت است. البته نکته ای که نباید از آن غافل شد این است که ما هنوز با آنچه که از یک مناظرۀ مکتوب یا شفاهی محترمانه و مستدل و به دور از احساسات مقطعی انتظار داریم، فاصله داریم و تا رسیدن به رشد و کمال در این زمینه راه های زیادی را باید در بسترهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور طی کنیم و متأسفانه آفاتی مانند قضاوت های ناعادلانه و غیر منصفانه دربارۀ شخص مناظره کننده و یا ادبیات توهین آمیز و یا تحقیر کننده، نظام و انسجام مناظرات و انتقادهای ما را سست کرده است.
من در این یادداشت در صدد قضاوت پیرامون این مناظره و بررسی موضوعاتی که مورد بحث و نظر و انتقاد قرار گرفته است، نیستم که این موضوع مجال دیگری را می طلبد. حقیقت این است که وقتی پاسخ های اول و دوم جناب مطهری به حجت الاسلام پناهیان را مطالعه کردم، دیدم اگر به اندازۀ یک پست وبلاگ در دفاع از مستعمین مباحث حجت الاسلام پناهیان و خود ایشان یادداشتی ننویسم ،کمترین حقی که ـ به قول خودمان ـ حاج علیرضا بر گردن من به خاطر بهرمنده ای 15 ساله ام از مباحث اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی و سیاسی شان دارند، ادا نخواهد شد.
در پاسخ مکتوب اول جناب مطهری این چنین آمده است:
«افسوس که برخی جوانان پاک و انقلابی می پندارند امثال آقای پناهیان درک عمیقی از معارف اسلامی داشته و به جای خواندن کتب شهید مطهری معلومات خود را از منابر این چنینی می گیرند.»
در نامه یا پاسخ دوم به جواب های حجت الاسلام پناهیان هم روح بی انصافی و قضاوت ناحق، این گونه در این کلمات تکرار شده است:
«مکاتبۀ با جنابعالی دو مسألۀ مرا حل کرد. اول آن که چه می شود
که از میان برخی مذهبی ها با احساسات پاک دینی یک دفعه افرادی هتاک بیرون می آیند.
از پاسخ های جنابعالی و نحوۀ برخوردتان برایم روشن گردید که این گونه سخنان شعاری،
تحریف آمیز، یک طرفه و بعضاً متهافت است که چنین افرادی را به جامعه تحویل می دهد.
مشکل دومی که برای من حل شد این بود که چرا بیشترین پرسشی که از
من می شود این است که اگر پدرتان زنده بود با او چه می کردند؟ حال، نگرانی آنان را
به خوبی درک می کنم. اگر شهید مطهری زنده بود و به دفاع از حقوق مردم بر می خاست
آیا قویا محتمل نبود که افرادی چون شما با چند تحریف جانانه نظير آنچه درباره
تعبیر من راجع به آیت الله منتظری کردید، جوانان انقلابی پاک و شیعه ای را که در
تنور جنابعالی پخته شده اند به سوی استاد روانه می کردید؟»
در رابطه با این چند جملۀ احساسی و تند و تیز فرزند محترم شهید عزیز استاد مطهری، من هم فقط این چند جمله را خطاب به ایشان عرض می کنم، البته اگر در پایان مرا نیز در شمار جوانان پخته شده در تنور حجت الاسلام پناهیان نبینند:
1.این که شما بی پروا طیف وسیع مخاطبان جوان، پاک و انقلابی حجت الاسلام پناهیان را متهم به پندار غلط درباره ایشان می نمایید، حتما جوابی جهت حکم یک جانبه و بی حساب تان درباره این جماعت کثیر در پیش خدا دارید که من به آن متعرض نمی شوم. اشکال من به این مغالطه شماست که چون شما فرزند استاد مطهری هستید و حجت الاسلام پناهیان هم برداشت های شما از ولایت فقیه را نقد کرده است و با شما در این نظرات بی ضابطه همراه نیست، پس حتما درک عمیقی از معارف اسلامی ندارد و مخاطبان او هم که لاجرم با او هم نظرند، دلیلش این است که کتب شهید مطهری را مانند سخنران شان نمی خوانند!! بدانید منافاتی بین این نیست که مخاطبان منبر های حجت الاسلام پناهیان، هم کتب شهید مطهری را مطالعه کنند و هم از مباحث روحانیون خوش فکر و خوش بیانی مانند ایشان استفاده کنند. این امر یک قضیه منطقی «مانعة الخلو» نیست که جوانان پاک و انقلابی یا مخاطب منابر این چنینی هستند و کتب شهید مطهری را نمی خوانند و یا کتب استاد مطهری را می خوانند و معلومات خویش را از منابر این چنینی نمی گیرند! جناب دکتر مطهری امثال حقیر سال هاست که هم با کتب استاد مطهری مأنوسیم و هم از مباحث پر مغز معارفی و اعتقادی حاج آقای پناهیان که با بیانی شیوا و نو مطرح می شود استفاده می کنیم. در اینجا جا دارد اعتراف کنم که مباحث عالی و روش زیبای ایشان در انتقال معارف دینی، یکی از عللی بود که شور و شعور لازم برای انتخاب مسیر طلبگی را در ذهن و دلم نهاد و این اتفاق برای تعداد قابل توجهی از جوانان دیگر که بخشی از معلومات و معارف دینی خویش را در سال های دهه 70 و 80 از سخنران فاضل هیأت محبین اهل بیت علیهم السلام در قم می گرفتند، تکرار شد و این روند هنوز در حال رخ دادن است. محفل نورانی و با سابقه ای که در آن معارف اسلامی و شیعی همراه با گوهر اشک بر مصائب اهل بیت علیهم السلام در جان های مشتاقان می نشیند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



من فقط میخوام بگم نمیدونم چرا هرچی به نفع دشمنه از دهن این آقا در میاد
در ضمن خدا استاد مطهری و تمام شهدای عزیز ما رو بیامرزه
من هم عاشق کتابهای استاد مطهریم هم عاشق آقای پناهیان
این آقا میخواد یجور نشون بده که منم که حرفای استاد مطهری رو فهمیدم..؟؟!!
زهی خیال باطل...
اگه اینطوری بود وضعیطش این نبود
یا علی مدد