کد خبر: ۷۶۹۵۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

سخنان شنیدنی رضا شفیعی جم

«رضا شفيعي جم» در گفت ‍وگويي جذاب پس از سال ها سكوت خود را درباره «ساعت خوش» و ساير فعاليت هايش شكست.
آويني فيلم: «رضا شفيعي جم» در گفت ‍وگويي جذاب كه در پرونده «آرتيست هاي طنز آيتمي» ويژه نامه نوروزي همشهري جوان منتشر شده، بعد از سال ها صحبت هاي جالب توجهي عنوان كرده است.
بخشي از صحبت هاي شفيعي جم را در ادامه مي خوانيد:

- در مجموعه «ساعت خوش» لباس «درك» و لباس «هنري» داود اسدي خدابيامرز باراني هاي پدرم بود و براي آيتم هاي بعدي هم همان را وارونه مي كرديم و مي آمديم جلوي دوربين كه ديگر هم آنها را بهم ندادند! تهيه كننده يك منگنه بهش زد و برداشت جزو اموال آرشيو. كلي هم بابام از من شاكي شد كه آن باراني براي من ارزش داشت و دوستش داشتم...

- پس از «ساعت خوش» تا دو سه سال به دلايلي به هيچ كس اجازه كار ندادند، خود ما هم اين توقع را نداشتيم كه اينقدر بي جهت شلوغ شود. نمي دانم واقعا چه اتفاقي افتاد. مثلا يكسري خودشان را جاي ما جا مي زدند و مي رفتند كلاهبرداري مي كردند. هنوز شهرت جوان گرايي توي تلويزيون راه نيفتاده بود. قضيه تمام شدن برنامه تهيه كننده فقط گفت بريد خونه هاتون ديگه فعلا از كار خبري نيست از هر كسي هم سئوال مي كرديم دليلش را نمي گفت!

- بنده رضا شفيعي جم تاكنون هيچ صفحه اي در فيس بوك نداشته ام حتي ايميل هم ندارم. اين هايي كه به اسم من هست، من نيستم. بيشتر شيادي است.

- من قبل از بازيگري نقاش بودم آرامش را دوست داشتم...

- من خيلي بازيگري را دوست دارم اما از همان اول حس كردم شايد بهتر بود همان نقاشي را ادامه مي دادم. الان خيلي اوضاع بهتر شده ولي هنوز مردم اين همذات پنداري را با ما نمي كنند كه به عنوان بازيگر نياز به آزادي و حقوق شهروندي داريم.

- هنوز يكي از آرزوهايم اين است مثلا با همسرم كه بيرون مي رويم دوربين روي صورت مان نيندازند. با انگشت نشان مان ندهند، خلوت مان را به هم نزنند. حتي خريد هم نمي توانيم برويم. خب ناخودآگاه آدم به انزوا پناه مي برد. من بعد از «ساعت خوش» هر چقدر كه زندگي كردم، 30 درصدش را سر كار بودم، 60 درصدش را توي خانه و فقط 10 درصدش را بيرون بودم كه آن هم براي خريد مي آمدم.

- درباره تقليد صداي درك، تصادفا اين اتفاق افتاد چون من درك واقعي را نديده بودم. شانسي يك بار پنج دقيقه اش را ديدم و فكر مي كردم صداي پرويز بهرام روش هست. اصلا هم نمي خواستم صداي بهرام را دربياورم چون قشنگ مي توانم تقليدش كنم. ناخودآگاه پيش آمد و يك ذره عوضش كردم. مثل اين كه خود آقاي بهرام هم خيلي خوشش نيامده بود. بعدا من گفتم ما اينقدر اين صدا را دوست داريم كه ناخودآگاه به ذهن مان آمد اما كاراكتر جديدي از آن صدا درآمده بود.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین