همه سر خط شید!
سریال «نقطه سرخط» یکی از سریال های طنز در شبکه سه سیماست که همزمان با سریال طنز دیگری از این شبکه پخش می شود. داستان این سریال نیز همچون کارهای پیشین سعید آقاخانی در مقام کارگردان،در محدوده آپارتمان و زندگی یک خانواده می گذرد.پرداختن به این نوع داستان ها شاید از سویی یک امتیاز به حساب آید و از سوی دیگر یک مشکل اساسی محسوب شود.مشکل اصلی به روند شکل گیری ماجرای این نوع کارها برمی گردد که حالا چندان هم با روحیه مخاطب سازگار نیست؛به این معنی که ساخت و پرداخت این گونه کارها در درجه اول باید از نگاه مخاطب کار متفاوتی جلوه کند. با توجه به این که در طول سالهای اخیر- به ویژه کارهای نوروزی- بیننده دائم با چنین آثاری مواجه بوده است،باید چاره ای اندیشید تا اثر به دام تکرار نیفتد. سریال «نقطه سر خط» با دارا بودن برخی نکات محکم و اساسی حالا در صدد بوده است تا این تفاوت را تا اندکی به اثبات برساند.

قصه این سریال درباره کارمندی به نام صمد است که در پی به دست آوردن یک وام مشکلات بسیاری را به جان می خرد. ماجراها در این سریال در واقع بر اساس همین اخذ وام به جلو رانده می شود که به نظر می رسد در ابتدای راه چندان هم جذابیت نداشته باشد. در این اثر با وجود دو نویسنده و رد و بدل شدن داستان هایی که توسط هر دو به نگاش درآمده است،تلاش شده تا این کار حداقل مسیر تازه ای را پیش روی خود قرار دهد. شایان ذکر است که نکته قوت در این مجموعه را می توان بیش از همه به تفاوت نوشته نویسندگان نست داد و نه نوع کارگردانی که شاید تفاوت چندانی با کارهای قبلی این کارگردان نداشته است. کارگردان در مجموعه کارهایش تلاش داشته است تا به نوعی به بطن اجتماع نزدیک شود و برای رسیدن به این هدف،گونه طنز را برای خود برگزیده است. طنز روشی است که می تواند به این هدف مهم یاری برساند تا هنرمند به نتیجه ای اساسی دست یابد. اگر در بررسی این سریال اندکی از تفاوت نام برده می شود،به این دلیل است که نوع پرداخت این کار وابسته به طنزی است که در متن فیلمنامه به کار گرفته شده است و در غیر این صورت تمام ماجراها همچون کارهای پیشین،خود را به نمایش می گذاشت.
شاید بتوان این طور تعبیر کرد که قسمت های اولیه سریال آن طور که بتواند از طریق قصه مخاطب را به خود جلب نماید،چندان موفق عمل نکرده بود. این نکته البته در قسمت های بعدی تا حد قابل قبولی از شکل ابتدایی خود فاصله گرفت و جزییات بیشتری را به نمایش گذاشت. به نظر می رسد اگر یک سریال توانایی برقرای ارتباط صحیح با مخاطب را در همان قسمت های اولیه نداشته باشد،نوعی دلزدگی و واپس زدگی برای وی ایجاد شود.این مورد مهم را می توان در نوع معرفی اشخاص در طول داستان در نظر گرفت که حالا چگونه رنگ و لعاب تازه ای به خود گرفته اند. کند بودن ریتم این سریال در ابتدای راه موجب شده بود تا اندکی رو به نزول برود و با ریزش مخاطب مواجه شود اما با گذشت چند قسمت به هر حال بیننده با نکات جزئی تری از رفتارهای شخصیت ها روبرو شد. نویسندگان این سریال سعی کرده اند تا وجه دیگری از بروز رفتارهای افراد در شرایط مختلف را به بیننده نمایش دهند که شکل جدیدی برای او داشته باشد. متفاوت بودن شکل گیری این شخصیت ها ناخودآگاه موجب می شود تا نوع ایفای نقش بازیگران نیز متفاوت به نظر آید و بخش دیگری از استعداد و توانایی های خود را بروز دهند. این اتفاق در این سریال رخ داده است و آن گونه که به نظر می رسد تا حدی قائل به تفاوت بوده اند. حمید لولایی با فاصله گرفتن از بازی های قبلی خود و همچنین چهره پردازی متفاوتی که دارد حالا کمی به یک نقش جدید بدل شده است که برای مخاطب نیز تازگی دارد. شاید کنترل کردن نقش بازیگران مهمترین نکته ای بوده که در این سریال به کار گرفته شده است تا ایفای نقش بازیگران هم مشابه نقش های گذشته آنان نباشد.

موضوع مشکل اقتصادی و مالی که هم اکنون در جامعه ما بسشتر از هر نکته دیگری خود را نشان می دهد حالا در این سریال به کارگرفته شده است؛موضوعی که شاید دغدغه اصلی کارگردان این مجموعه نیز باشد. اینطور به نظر می رسد سعید آقاخانی در این سریال تلاش کره است تا بر خلاف کارهای پیشین خود،تصویر تازه ای از موقعیت های یک طنز ارائه دهد در حالی که باز هم به نتیجه ای کامل دست نیافته است؛این نکته مهم خود را حالا در انتخاب بازیگران به خوبی نشان داده است. انتخاب مناسب بازیگران مهمترین نکته ای است که در نوع کارهای طنز به خوبی نمایان می شود؛در این کار تلاش شده تا بازیگران از روند بازی های قبلی خود فاصله بگیرند اما شاید کارگردان باید در نوع انتخاب بازیگران خود تجدید نظر کند تا از این پس از تکرار دوری کند.
فاطمه فریدن
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


