چرا از شاه سلطان حسین ها باید ترسید
رضا محمدی
روز یکشنبه هفته گذشته مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان دانشگاه علم و صنعت فرمودند:
اگر روزی در میان مسئولان کشور مسئولان بی جرئت و ضعیفی همچون" شاه سلطان حسین" پیدا شوند، حتی اگر در میان مردم نیز شجاعت و آمادگی وجود داشته باشد، کار مملکت و جمهوری اسلامی تمام است چرا که مسئولان ترسو و مقهور، ملتهای شجاع را نیز به ملتهای ضعیف تبدیل می کنند.
این اشاره از لحظ تاریخی و سیاسی دارای اهمیت بسیاری است. بیان این نکته از آن جهت مهم است که این بار رهبری به صراحت هشدار می دهد و این هشدار همراه با مصداق عینی است.شاه سلطان حسین یک واقعیت تاریخی در تاریخ ایران است که درحدود 3 قرن پیش حکومت مقتدر صفوی را تسلیم بیابان نشینان افغانی کرد!
سلطنت شاه سلطان حسین، انحطاطى را که از مدتها پیش مجال ظهور یافته بود به انقراض واقعى این خاندان مبدل ساخت. مجمع التواریخ در توصیف عهد سلطنت شاه حسین می گوید: "شاه بى خبر از امور، و نزاع درباریان در کسب هر چه بیشتر ثروت که گه گاه مناقشاتى را هم به همراه داشت و پادشاه از آن بى اطلاع مىماند، موجب بروز اوضاع نابسامان داخلى در همه زمینهها شد. راهها امنیت خود را از دست داد و مأموران تأمین - راهدارها - خود به ضرورت، قافله غارت مىکردند. گه گاه نیز، براى آن که به دربار نشان دهند تا چه حد وظیفه شناس هستند و اغلب به منظور کسب پاداش و انعام، سر مردگان قبرستان را به عنون سر دزدان و راهزنان بر نیزه کرده به پیشکش همایونى مىفرستادند."
شاه سلطان حسین به راستی نماد یک حکمران ناتوان و بی عرضه است که میراث فرهنگی و اسلامی صفویان را به تاراج داد و تا مدتهای مدید ذلت و خواری بر ملت ایران تحمیل شد. عهد قاجار و پهلوی فرهنگ ایرانی و اسلامی ذبح شد و برای شکوفایی فرهنگ اسلامی تلاش های بسیاری صورت گرفت و با پیروزی انقلاب اسلامی این قطار بر ریل خود قرار گرفت و همچنان به پیش می رود.
با توجه به اینکه ملت ایران پس از چند قرن دوری از خواسته و دغدغه اصلی خود را به دست آورده است. حفظ این میراث حیاتی است. رهبر معظم انقلاب با توجه به این عبرت تاریخی یادآوری فرمودند که مردم در گزینش کارگزاران خود به این مسئله باید توجه داشته باشند و مبادا که مدیریت کلان کشور را در اختیار افراد ناتوان و ترسو قرار دهند.
شاه سلطان حسین از جهات بسیاری ناتوان و زبون بوده است. وی خود ناتوان از اداره مملکت بوده است و پیرامون خود را نیز از افراد و مدیران توانا تهی کرده بود و همه صاحبان تجربه و فکر را از نزد خود رانده بود و خواجگان مرید و مطیع را در کنار خود گمارده بود. او علاوه بر این ذاتا علاقه ای به حکومتداری و برخورد با مشکلات مردم نداشت و از قدرت تصمیم گیری و مدیریت کشور بی بهره بود. وی علاوه بر این صلاحیت های عمومی و شخصیتی لازم برای زعامت امور مسلمین را نداشت. شاه سلطان حسین فردی ضعیف النفس و دایم اخمر بود که توانایی دوری از شراب را نداشت و مفاسد اقتصادی و اخلاقی بسیاری را تاریخ از خود به یادگار گذاشته است.
با توجه به گذشته تاریخی این مرز و بوم مبادا که شاه سلطان حسین ها مدیریت کلان کشور را برعهده بگیرند و عبرت گرفتن از تاریخ امری عقلایی و بدیهی است.
از سوی دیگر باید سخن امیر مومنان علی(ع) را به خاطر سپرد که "الناس علی دین ملوکهم"
مدیران ضعیف و زبون مردم را ذلیل و ترسو بار می آورند و شجاعت و تهور را در مردم از بین می برند کما اینکه در تاریخ معاصر انقلاب اسلامی ایران می توان این امر را مشاهده کرد که هنگامی که رجایی بر کرسی مسئولیت نشست ساده زیستی افتخار بود و هنگامی که دنیا طلبان و مادی گرایان بر این کرسی نشستند رفاه طلبی و اسراف ضروری و طبیعی جلوه داده شد.
امروز با توجه به حجم فشارها و هجمه هایی که به این ملت صورت می گیرد مسئولان نظام باید شجاعانه ایستادگی کنند و درچارچوب اهداف این انقلاب گام بر دارند و فشارهای دشمنان هراس به دل راه ندهند و شجاعت و قدرت تصمیم گیری از ویژگی های حیاتی و ضروری مدیران کلان نظام است و سم راه انقلاب مدیرانی سلطان حسین گونه است. این یک شاخص است و مدیران باید این خصیصه را در خود بارور سازند و افراد ضعیف النفس در آینده این کشور جای نخواهند داشت.
اگر روزی در میان مسئولان کشور مسئولان بی جرئت و ضعیفی همچون" شاه سلطان حسین" پیدا شوند، حتی اگر در میان مردم نیز شجاعت و آمادگی وجود داشته باشد، کار مملکت و جمهوری اسلامی تمام است چرا که مسئولان ترسو و مقهور، ملتهای شجاع را نیز به ملتهای ضعیف تبدیل می کنند.
این اشاره از لحظ تاریخی و سیاسی دارای اهمیت بسیاری است. بیان این نکته از آن جهت مهم است که این بار رهبری به صراحت هشدار می دهد و این هشدار همراه با مصداق عینی است.شاه سلطان حسین یک واقعیت تاریخی در تاریخ ایران است که درحدود 3 قرن پیش حکومت مقتدر صفوی را تسلیم بیابان نشینان افغانی کرد!
سلطنت شاه سلطان حسین، انحطاطى را که از مدتها پیش مجال ظهور یافته بود به انقراض واقعى این خاندان مبدل ساخت. مجمع التواریخ در توصیف عهد سلطنت شاه حسین می گوید: "شاه بى خبر از امور، و نزاع درباریان در کسب هر چه بیشتر ثروت که گه گاه مناقشاتى را هم به همراه داشت و پادشاه از آن بى اطلاع مىماند، موجب بروز اوضاع نابسامان داخلى در همه زمینهها شد. راهها امنیت خود را از دست داد و مأموران تأمین - راهدارها - خود به ضرورت، قافله غارت مىکردند. گه گاه نیز، براى آن که به دربار نشان دهند تا چه حد وظیفه شناس هستند و اغلب به منظور کسب پاداش و انعام، سر مردگان قبرستان را به عنون سر دزدان و راهزنان بر نیزه کرده به پیشکش همایونى مىفرستادند."
شاه سلطان حسین به راستی نماد یک حکمران ناتوان و بی عرضه است که میراث فرهنگی و اسلامی صفویان را به تاراج داد و تا مدتهای مدید ذلت و خواری بر ملت ایران تحمیل شد. عهد قاجار و پهلوی فرهنگ ایرانی و اسلامی ذبح شد و برای شکوفایی فرهنگ اسلامی تلاش های بسیاری صورت گرفت و با پیروزی انقلاب اسلامی این قطار بر ریل خود قرار گرفت و همچنان به پیش می رود.
با توجه به اینکه ملت ایران پس از چند قرن دوری از خواسته و دغدغه اصلی خود را به دست آورده است. حفظ این میراث حیاتی است. رهبر معظم انقلاب با توجه به این عبرت تاریخی یادآوری فرمودند که مردم در گزینش کارگزاران خود به این مسئله باید توجه داشته باشند و مبادا که مدیریت کلان کشور را در اختیار افراد ناتوان و ترسو قرار دهند.
شاه سلطان حسین از جهات بسیاری ناتوان و زبون بوده است. وی خود ناتوان از اداره مملکت بوده است و پیرامون خود را نیز از افراد و مدیران توانا تهی کرده بود و همه صاحبان تجربه و فکر را از نزد خود رانده بود و خواجگان مرید و مطیع را در کنار خود گمارده بود. او علاوه بر این ذاتا علاقه ای به حکومتداری و برخورد با مشکلات مردم نداشت و از قدرت تصمیم گیری و مدیریت کشور بی بهره بود. وی علاوه بر این صلاحیت های عمومی و شخصیتی لازم برای زعامت امور مسلمین را نداشت. شاه سلطان حسین فردی ضعیف النفس و دایم اخمر بود که توانایی دوری از شراب را نداشت و مفاسد اقتصادی و اخلاقی بسیاری را تاریخ از خود به یادگار گذاشته است.
با توجه به گذشته تاریخی این مرز و بوم مبادا که شاه سلطان حسین ها مدیریت کلان کشور را برعهده بگیرند و عبرت گرفتن از تاریخ امری عقلایی و بدیهی است.
از سوی دیگر باید سخن امیر مومنان علی(ع) را به خاطر سپرد که "الناس علی دین ملوکهم"
مدیران ضعیف و زبون مردم را ذلیل و ترسو بار می آورند و شجاعت و تهور را در مردم از بین می برند کما اینکه در تاریخ معاصر انقلاب اسلامی ایران می توان این امر را مشاهده کرد که هنگامی که رجایی بر کرسی مسئولیت نشست ساده زیستی افتخار بود و هنگامی که دنیا طلبان و مادی گرایان بر این کرسی نشستند رفاه طلبی و اسراف ضروری و طبیعی جلوه داده شد.
امروز با توجه به حجم فشارها و هجمه هایی که به این ملت صورت می گیرد مسئولان نظام باید شجاعانه ایستادگی کنند و درچارچوب اهداف این انقلاب گام بر دارند و فشارهای دشمنان هراس به دل راه ندهند و شجاعت و قدرت تصمیم گیری از ویژگی های حیاتی و ضروری مدیران کلان نظام است و سم راه انقلاب مدیرانی سلطان حسین گونه است. این یک شاخص است و مدیران باید این خصیصه را در خود بارور سازند و افراد ضعیف النفس در آینده این کشور جای نخواهند داشت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


