کد خبر: ۷۵۴۱۸۶
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۴۰۰ - ۱۷:۴۰
پدر منطق فازی کیست؟
وقتی حتی در علوم و مهندسی که با آزمایشها و متدهای تجربی می توانیم صحتِ یک نظریه را بررسی کنیم تا این حد باورهای فلسفی در تفاوت رویکرد دانشمندان در مواجه با نظریات علمی مثلا در آمریکا و ژاپن موثر است، تفاوت رویکرد متداول در ژاپن و آمریکا در مورد موضوعات اقتصادی و اجتماعی می تواند فقط به تفاوت تاکتیک برای رسیدن به یک هدف مشترک یعنی سود بشتر مرتبط نباشد.
گوگل و تصویر پروفسور لطفی علی‌عسکرزاده (معروف به دکتر لطفی زاده)

گروه فرهنگی ـ دکتر احمد قادری*: امروز لگوی مخصوص گوگل مزین بود به تصویر پروفسور لطفی علی‌عسکرزاده معروف به دکتر لطفی زاده مبدع نظریه منطق فازی. این تغییر لگو به مناسبت سالگرد ارائه نظریه فازی توسط ایشان در سال ۱۹۶۴ در یک مقاله علمی بود که تا به حال بیش از صد و بیست و پنج هزار بار مورد استناد علمی پژوهشگران دنیا واقع شده.
به گزارش بولتن نیوز، انتشار این مقاله منجر به بحث‌های بسیار گسترده ای بین دانشمندان دنیا شد که مرور آن شاید بتواند تفاوت رویکرد در دو کشور آمریکا و ژاپن درباره روشهایی علمی و تاثیر تاریخ، فرهنگ، باورها و جهت‌گیری شناختی بر چنین تفاوتی را نشان بدهد.

وقتی که در سال ۱۹۶۵ نظریه دکتر لطفی زاده در مقاله «مجموعه‌های فازی» (قابل دسترس در لینک زیر) در ژورنال information and control، منتشر شد نه تنها بخش بزرگی از جامعه علمی آن زمان غرب آنرا نپذیرفت، بلکه با مخالفت شدید و حتی تمسخر بسیاری از دانشمندان غربی هم عصرش مواجه شد، بطوریکه مثلا پروفسور کالمن استاد برق دانشگاه برکلی و مبدع فیلترهای کالمن با تمسخر، نظریه ارایه شده لطفی زاده را افکار پوچ و واهی (wishful thinking) نامید و یا ریاضیدان و دانشمند علوم کامپیوتر ویلیام کاهن (معروف به پدر محاسبات ممیز شناور) واژه تمسخر آمیز کوکائین علم را برای نظریه فازی به کار برد!

تا اینکه چند سال بعد در نیمه دوم دهه هشتاد میلادی در حالیکه هنوز در آمریکا بین علمی بودن یا غیر علمی بودن سیستمهای فازی بحث بود و خیلی از دانشمندان غربی به نادرست بودن این نظریه اعتقاد راسخ داشتند ناگهان در ژاپن ده ها محصول به بازار آمد که از سیستمهای فازی استفاده میکرد از دوربینهای ساخت شرکت کنون گرفته که با استفاده از سیستم فازی لنز را به نحوی تنظیم میکرد که بهترین وضوح تصویر بدست می آمد تا ماشینهای لباسشویی ساخت هیتاچی که با استفاده از سیستم فازی مصرف برق/آب و پودر لباسشویی در آنها به مقدار زیادی کاهش می یافت.

حتی ناظران غربی شاهد بودند که ژاپنیها توانستند مصرف برق در قطارهای_سریع_السیر را با استفاده از این روش کاهش دهند. تازه بعد از این بود که شرکتهای آمریکایی مثل جنرال موتورز، بوئینگ، کرایسلر... با یک تاخیر چند ساله نسبت به ژاپنیها شروع به استفاده از سیستمهای فازی کردند.

یکی از مهمترین اشخاصی که نقش اساسی در بردن منطق فازی به ژاپن و معرفی آن به صنایع ژاپن داشت شخصی بود به نام پروفسور یاماکاوا.

دکتر یاماکاوا علاوه بر اینکه یکی از اولین کسانی در دنیا بود که چیپهای_فازی را ساخت، یک سیستم حفظ تعادل پاندول معکوس ساخت که با کنترل فازی کار میکرد و بعد با نمایش آن در شهرهای مختلف ژاپن باعث آشنایی مهندسین ژاپنی با قابلیتهای این سیستم شد.

گوگل و تصویر پروفسور لطفی علی‌عسکرزاده (معروف به دکتر لطفی زاده)

۱۷-۱۸ سال پیش، زمانی که من در دانشگاه صنعتی کیوشو در جنوب ژاپن، دوره دکترا را در رشته مهندسی برق میگذراندم این فرصت را داشتم که درس محاسبات نرم (کنترل فازی) را با دکتر یاماکاوا بگذرانم. در یکی از جلسات بنده سوالی که همیشه در ذهنم بود را از ایشان پرسیدم. سوال بنده از ایشان این بود:
چرا با وجود اینکه کنترل فازی اولین بار در آمریکا ارایه شد با مخالفت دانشمندان غربی مواجه شد ولی در ژاپن مورد استقبال قرار گرفت.

پاسخی که دکتر یاماکاوا داد برای من خیلی جالب بود. ایشان گفتند این تفاوت رویکرد بر میگردد به تفاوت نگاهی که در ژاپن و غرب به جهان وجود دارد و نوع فلسفه هایی که تفکرات ژاپنی و غربی بر اساس آن شکل گرفته است. آقای یاماکاوا اشاره کرد که علم و فلسفه در غرب بر اساس دیدگاه های یونانی شکل گرفته که در آن مطابق با منطق ارسطویی یا یک گزاره غلط است و یا درست؛ بنابراین درک و پذیرشِ یک منطقِ چندارزشی برای یک انسان_غربی آسان نیست چرا که با باورهای تاریخی اش متضاد است. در صورتیکه فلسفه مورد باور در شرق (ژاپن) بر اساس آموخته های کنفسیوس است یعنی اینکه خیر و شر هر دو در انسان وجود دارد و همه چیز صفر یا یک نیست و بین سفید و سیاه یک ناحیه خاکستری هم وجود دارد؛ بنابراین این نوع نگاه ما (ژاپنیها) درک منطق فازی را برای ما ممکن میکند چون این نوع منطق بر خلاف منطق ارسطویی منطبق با نظام فکری ما است. بعد آقای یاماکاوا موارد مختلفی از تجربیاتش را توضیح داد که چطور نوع فلسفه و نگاه_ژاپنی متفاوت با نگاه_غربی به آنها کمک کرده است تا روشهای بهتری نسبت به رقبای غربی شان پیاده کنند. یک نمونه آن استفاده از روش و قوانین آموزش هنرهای رزمی ژاپنی (جودو، کندو و ...) در بوشیدو، برای بهینه سازی آموزش سیستمهای هوش_مصنوعی بود.

بنده البته قصدم از این نوشته این نبود که بگویم نوع نگاه ژاپنی از غربی بهتر است یا بدتر. بلکه قصدم این بود که بگویم وقتی حتی در علوم و مهندسی که با آزمایشها و متدهای تجربی می توانیم صحتِ یک نظریه را بررسی کنیم تا این حد باورهای فلسفی در تفاوت رویکرد دانشمندان در مواجه با نظریات علمی مثلا در آمریکا و ژاپن موثر است، تفاوت رویکرد متداول در ژاپن و آمریکا در مورد موضوعات اقتصادی و اجتماعی (مثل موضوع بسیار مهم روابط نیروی کار و سرمایه در کسب و کارهای دو کشور) می تواند فقط به تفاوت تاکتیک برای رسیدن به یک هدف مشترک یعنی سود بشتر مرتبط نباشد و بنابراین نباید از اثرِ تفاوتهای فراوانی که در جهت‌گیری شناختی در ژاپن و آمریکا وجود دارد مانند اعتقاد و یا عدم اعتقاد به «فردگرایی» و یا سطح «احساس مسئولیت» در مقابل جامعه ... صرف نظر کنیم.

 

* دکترای مهندسی برق از دانشگاه صنعتی کیوشو ژاپن و سر مهندس برقی سازی خودرو در میشیگان آمریکا

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین