جشواره بزرگ والکس
کد خبر: ۷۵۱۸۰۵
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۴۰۰ - ۱۵:۱۴
اکثریت عظیم اقوام ایرانی تجزیه طلب نیستند
خانم شیرین عبادی معتقد است که احزاب و گروه‌های تجزیه طلب باید اجازه فعالیت قانونی در ایران داشته باشند.
شیرین عبادی طرفدار فعالیت قانونی احزاب و گروه‌ها جدایی طلب در ایران است

گروه بین الملل- دکتر محمد سهیمی: خانم شیرین عبادی معتقد است که احزاب و گروه‌های تجزیه طلب باید اجازه فعالیت قانونی در ایران داشته باشند. در مصاحبه زیر از ایشان پرسیده شد، "شما فکر می‌کنید در جامعه ایران گروه‌های جدایی طلب باید اجازه فعالیت [قانونی] داشته باشند؟" خانم عبادی در پاسخ گفت،

به گزارش بولتن نیوز، "حتما، و حتی این اولین شرطه [برای چکاری؟] و به اندازه تدریس زبان مادری ضرورت دارد. یعنی‌ بایستی‌ افرادی که معتقدند باید [از ایران] جدا بشوند، اینها هم فعالیت کنند، حزب رسمی‌ تاسیس کنند، بیایند فعالیت کنند، و صراحتا بگویند که ما میخواهیم [از ایران] جدا شویم، و بنا بر این دلایل میخواهیم جدا شویم. باید آنرا سیاسی کنند. اما اینکه هنوز هیچی‌ نشده، اصلا کسی‌ حرفی‌ نزده، بیایند به صرف اینکه "تو کردی [پس] حتما تجزیه طلبی، "تو بلوچی" [پس] تجزیه طلبی. چرا اصلا این طرز تفکر اشأعه پیدا کنه؟ ببینید در بلژیک که مساحتش به اندازه یک استان ایرانه دو تا قوم با دو زبان مختلف دارند در کنار هم زندگی‌ میکنند و قوانین را به دو زبان می‌‌نویسند. در پارلمان که صحبت میکنند، حتما مترجم هست و هر کسی‌ با زبان خودش صحبت میکنه. زبان یکدیگر را بلدن نا، اما توی مجامع رسمی‌ و ادارات زبان خودشون را تدریس میکنند، حرف میزنند. یا فراموش نکنیم، در کانادا استان کبک فرانسوی زبانه، چندین [حزب؟] هستند، آمدند رفراندوم کردند که آقا آیا میخواهید از کانادا جدا بشوید یا خیر؟ رای نیاوردند. یا اسکاتلند، حزب جدایی طلب اسکاتلند در انگلستان قانونا داره فعالیت میکنه، همین چند سال پیش قبل از برگزیت رفراندوم گذاشتند [و باختند]."

من نزدیک به ۴۴ سال است که با برادر خانم عبادی دوستی‌ بسیار نزدیکی‌ دارم. تا زمانی‌ که ایران میرفتم، همیشه با خانم عبادی در منزل برادر ایشان دور هم جمع میشدیم. من بین سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶ تمامی سخنرانی‌های ایشان را ترجمه کردم، و برای انتشار کتاب خاطرات ایشان بسیار کار کردم.

اصولا، یکی‌ از مهمترین دلایلی که در ایران برای من پرونده سازی شد، و پایم را از ایران بریدند همین کوشش‌ها و کارهای من برای ایشان بود که ۱۵ سال قبل بار آخری که در ایران بودم برایم کلی درد سر درست کرد. تا قبل از خروج ایشان از ایران همانهایی که حالا برای ایشان فرش قرمز پهن میکنند و بخاطر مواضع راستگرایانه ایشان هورا میکشند و عکس یادگاری میگیرند، به خون ایشان تشنه بودند، و من بخاطر دفاع از ایشان بارها مورد تعرض و فحاشی قرار گرفتم.

به این دلایل من مایل نیستم که از خانم عبادی انتقاد کنم. زمانی‌ که هنوز با ایشان دوستی‌ داشتم بطور خصوصی انتقاد‌های خودرا به ایشان می‌‌گفتم. ولی‌ وقتی‌ ایشان چنین مواضع بدی میگیرند، سکوت نباید کرد. در گذشته چند بار از ایشان هم در این صفحه و هم در دو مقاله انتقاد کردم.

چون رابطه من با خانم عبادی سالهاست که قطع شده، امیدوارم این پست به گوش ایشان برسد تا شاید در نگاه ضد میهنی خود تجدید نظر کنند. خانم عبادی، مثل همیشه وارد بحثی‌ شده ا‌ند که درباره آن کوچکترین اطلاعی، بجز چند جمله سطحی، ندارند.

اول، اسکاتلند تا ۳۰۰ سال پیش کشور مستقلی بود. خود تصمیم گرفت که به انگلستان بپیوندد، و حال با ظهور جناح راست افراطی، و احساسات ملیگرایی افراطی در انگلیس که منجر به خروج آن کشور از اتحادیه اروپا شد که اسکاتلند با آن مخالف بود، سیاستمداران اسکاتلند که خیلی‌ بیشتر از جناح حاکم در انگلیس چپ هستند دوباره این موضوع را مطرح کردند و میکنند. این هیچگونه شباهتی به ایران و شرایط آن ندارد.

اما، در مقابل، در طول کل تاریخ هفت هزار ساله خاورمیانه هرگز کشور مستقلی به نام کردستان و یا بلوچستان وجود نداشته است. هم مردم کرد و هم مردم بلوچ اقوام ایرانی هستند. اتفاقا هر دو استان از لحاظ منابع طبیعی فقیر هستند و همیشه از منابع بقیه کشور برای آنها هزینه شده است.

دوم، چرا فقط اسکاتلند مثال زده میشود؟ مگر کاتالان‌ها نمیخواستند از اسپانیای دموکراتیک جدا شوند؟ حزب آنها اجازه فعالیت داشت، و حتی رفراندوم برگزار کرد، ولی‌ به محض اینکه اکثریت مردم آن ناحیه به جدایی رای دادند، دولت مرکزی و دیوانعالی‌ اسپانیا مانع از آن شد؛ رهبر جدایی طلبان به بلژیک فرار کرد، و اتحادیه اروپا اعلام کرد چنین جدایی را به رسمیت نخواهد شناخت.

سوم، چه اسکاتلند، چه کبک، و چه کاتالان‌ها در اسپانیا از طرف قدرت‌های خارجی‌ مورد حمایت نبودند و نیستند. هیچ دولت خارجی‌ طرح تجزیه این کشور‌ها را نریخته تا از این احزاب استفاده کند. هرچه که هست داخلی‌ است.

در مورد ایران، واقعیت ۱۰۰ درصد نقطه مقابل این است. تروریست‌های الاهواز توسط عربستان حمایت میشوند. تروریست‌های بلوچ از طرف عربستان و حتی اسرائیل حمایت شده ا‌ند. گروه‌های تجزیه طلب کرد ده‌ها سال است با اسرائیل روابط نزدیک دارند. به عبارت دیگر این تجزیه طلبی بیشتر تحت نفوذ دولت‌های خارجی‌ است تا یک جنبش اصیل داخلی‌.

از دهه ۱۹۷۰، زمانی‌ که برنارد لوییس برای اولین طرح تجزیه ایران را مطرح کرد، غرب مستقیم و غیر مستقیم از تجزیه طلبان حمایت کرده است. این حمایت نه بخاطر حقوق بشر و مبارزه با ظلم است، بلکه فقط و فقط در راستای تجزیه ایران است، چرا که اگر ایران دموکراتیک‌ترین نظام سیاسی دنیا را هم داشته باشد، ولی‌ سیاست مستقل خودرا دنبال کند، غرب باز هم خواهد کوشید که ایران را ضعیف کرده و اگر بتواند تجزیه کند.

مساله این نیست که بعنوان مثال زبان کردی در کردستان تدریس شود، و از مقامات کرد برای اداره آن ناحیه استفاده شود. هر کسی‌ که کوچکترین دانش و درک سیاسی داشته و به حکومت دموکراتیک معتقد باشد، از چنین سیاستی حمایت می‌کند، ولی‌ این اصلا ربطی‌ به قانونی بودن احزاب تجزیه طلب، اجازه فعالیت دادن به آنها، و باز کردن راه برای تجزیه ایران عزیز ندارد.

چهارم، خانم عبادی از خود حرف هم اختراع می‌کند. کی‌ گفته "تو کردی،" یا "تو بلوچی،" و یا "تو ایرانی عربی‌" و در نتیجه تجزیه طلب هستی‌؟ تا جایی‌ که من میدانم، اکثریت عظیم اقوام ایرانی اصلا تجزیه طلب نیستند، و دقیقا مساله هم همین است. گروه‌های کوچکی که دم آنها به قدرت‌های خارجی‌ وصل است دم از جدایی میزنند، خودرا نماینده قوم خود میدانند، ولی‌ تا بحال هیچگاه از هیچ طریقی ثابت نشده است که ادعا‌های آنها درست است.

در طول عمر ۶۷ ساله خود با هزاران انسان آشنا شده ام. با بسیاری از چهره‌های آکادمیک معروف و معتبر در سراسر جهان نه تنها دوستی‌ داشته و دارم، بلکه با آنها همکاری‌های پژوهشی داشته ا‌م. با صراحت میگویم، در میان همه این دوستی‌ ها، کمتر کسی‌ مانند خانم عبادی من را ناامید کرده است.

وقتی‌ به ایشان جایزه نوبل صلح را به هر دلیلی‌ دادند، بسیار خوشحال و مفتخر بودم، نه فقط بخاطر سابقه دوستی‌ سالیان دراز، بلکه و مهم تر از آن بخاطر اینکه تصور می‌کردم خانم عبادی از این شرایط به سود مردم ایران استفاده می‌کند. ولی‌ ایشان از ایران خارج شد، و به جناح راست و راست افراطی ما پیوست، و بد تر از آن همیشه خودرا وارد مسائلی‌ می‌کند که درباره آنها کوچکترین تخصصی ندارد، ولی‌ این تصور در ایشان به وجود آمده است که جهان انتظار دارد ایشان درباره همه مسائل قاطعانه و بمانند یک کارشناس موضع بگیرد.

برچسب ها: جایزه نوبل ، مردم

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین