کد خبر: ۷۵۰۷۴
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
آسیب‌شناسی لیست‌های انتخاباتی (5)

ادعاي «جبهه» بودن و اما دريغ از يك برنامه خشك و خالي!

سید مجتبی نعیمی

بولتن نيوز: اصولاً در عالم سیاست، غالب اتحادها و ائتلاف‌هایی که ایجاد می‌شود، برای انجام عمل یا اعمالی هستند، به نوعی که بین آن ائتلاف و آن عمل مدنظر، نوعی "رابطۀ این‌همانی" ایجاد می‌شود. رابطه‌ای که در آن، وقتی مردم از اتحاد خاصی صحبت می‌کنند، منظورشان تحقق یکسری ایده‌آل‌هاست و بالعکس، وقتی از از برنامه‌های خاصی حرف می‌زنند، همه می‌دانند که فلان اتحاد یا بهمان ائتلاف می‌خواهد آن برنامه‌ها را اجرایی کند. این قضیه، در خصوص "جبهه‌های سیاسی" از اهمیت بیشتری برخوردار است.

جبهه‌های سیاسی، جریان‌های بزرگ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هستند که در سطح ملی - و در برخی موارد فراملی- نقش‌آفرینی کرده و برای انجام فعالیت‌هایی فراتاریخی بوجود می‌آیند. جبهه‌های سیاسی، نماینده و برآمده از دل خواسته‌های اصیل و ریشه‌دار جامعه بوده که پرچمدار دغدغه‌های خاص هستند.




برای روشن‌تر شدن این قضیه، با مثالی که به تاریخچۀ تشکیل جبهه‌های سیاسی در ایران برمی‌گردد، به توضیح آن می‌پردازیم. حداقل در ایران معاصر، سابقۀ تشکیل جبهۀ سیاسی به ایجاد "جبهۀ ملی" در قضیۀ "ملی شدن صنعت نفت" برمی‌گردد. حتماً خوانندۀ محترم، در مورد جبهۀ ملی، نحوۀ ایجاد آن و کارکردش، از اطلاعات کافی برخوردار است اما برای پیشبرد بحث، لازم به توضیح است که تمایل به استقلال سیاسی، یکی از خواسته‌های همیشگی ملت ایران بوده است. از سوی دیگر، در هر مقطع تاریخی، استقلال سیاسی ایران به نحوی مورد خدشه قرار می‌گرفت. در آغاز دوران معاصر، دخل و تصرف غربی‌ها در صنعت نفت، تبدیل به یکی از مصادیق جدی تعرض به استقلال ایران شده بود.

وقتی این خواسته تاریخی از سوی برخی نخبگان اجتماعی دنبال می‌شود، زمینه‌های شکل‌گیری یکی از اساسی‌ترین جبهه‌های سیاسی در ایران پی‌ریزی می‌شود. طبق مستندات تاریخی، برخی از روشنفکران و علمایی که در این قضیه احساس مسئولیت کرده و به عمق اجتماعی آن واقف شدند، برای عملی کردن استقلال صنعت نفت و ملی‌شدن آن، به این نتیجه رسیدند که تنها راه پیگیری این مطالبۀ اجتماعی، تبدیل کردن آن به قانون و وارد شدن از مکانیزم مجلس شورای ملی است.

بنابراین، با تعیین افرادی که صلاحیت ورود به مجلس را داشتند (تعداد افرادی که برای ارائۀ لایحۀ قانونی نیازمند وجود این تعداد نماینده بودند) و توافق بر سر این خواستۀ اساسی و پیگیری آن در مجلس، "جبهۀ ملی" با برنامۀ مشخص "ملی‌کردن صنعت نفت" شکل گرفت. جبهه‌ای که وارد رقابت‌های انتخاباتی شده و با رأی‌آوردن تعداد نمایندگان لازم، توانست لایحۀ ملی شدن صنعت نفت را وارد مجلس کند و به آن شکل مشخصی ببخشد.




به عبارت دیگر، همانطور که در ابتدای بحث گفتیم، یک ائتلاف یا اتحاد سیاسی و در مقیاس بزرگتر، یک جبهۀ سیاسی (مثل جبهۀ ملی) برای برآوردن یک خواست تاریخی (مثل پیگیری استقلال سیاسی در مثال جبهۀ ملی) بوجود آمده و برای فعالیت خود، برنامۀ از پیش‌ تعیین‌شده دارد (مانند ملی کردن صنعت نفت). به همین دلیل است که وقتی سخن از ملی شدن صنعت نفت به میان می‌آید، ذهن ما ناخودآگاه به یاد جبهۀ ملی افتاده و بالعکس، وقتی از جبهۀ ملی حرف می‌زنیم، جبهۀ ملی را پیش چشم خود می‌بینیم.

لازم به یادآوری است که نخبگان اجتماعی، برای عملی کردن برنامه‌های خود در مجلس، به دو دلیل دست به ایجاد جبهه‌های سیاسی می‌زنند. دلیل اول آن است که اصولاً مجلس، محل سقوط فردیت و صعود جمعیت است. به این معنی که نحوۀ کارکرد مجلس و مکانیزم‌های موجود در آن، عملاً باعث می‌شود تا "فرد" از چنان اعتباری برخوردار نبوده و این "جمع" است که موضوعیت می‌یابد. در هر مجلسی که از سلامت برخوردار است، کارهای اساسی را "جمع‌"ها انجام می‌دهند، نه "افراد". قوانین، با یک تجمیع‌ نظر گروهی پیشنهاد داده شده، بررسی آنها یک فرایند دسته جمعی را می‌طلبد و در آخر، این نظر اکثریت است که باعث می‌شود یک طرح یا لایحه، تبدیل به قانون شده و یا نشود.

همین مسئله، یکی از راه‌های بررسی کاندیداهای مجلس نیز تلقی می‌شود. کاندیدایی که وعدۀ تغییرات اساسی می‌دهد، در شرایطی که هیچ اتحاد و ائتلافی با سایر کاندیداها ندارد و معلوم نیست در صورت نماینده شدن، در فراکسیونی قرار می‌گیرد یا خیر، یا شناختی نسبت به مجلس و مکانیزم‌های آن ندارد و یا وعدۀ سر خرمن داده و قصد عوام‌فریبی دارد.

علاوه بر این، تلاش برای داشتن برنامه‌هایی مشخص و از پیش فکر شده و مقابله با جریان‌های باندی و منفعت‌گرا که از نمایندگان خنثی، برای پیش‌برد منافع خویش استفاده می‌کنند، یکی دیگر از دلایل ایجاد جبهه‌های سیاسی است. به عبارت دیگر، از آنجا که انجام کارهای بزرگ، نیازمند برنامه‌ریزی‌های از قبل انجام گرفته است تا عرصۀ مجلس، عرصۀ تجربه اندوزی نباشد و نمایندگان، درگیر فضای تجربه نشدۀ مجلس نشده و از کارهای اساسی عقب نیفتند، لازم است تا کاندیداها، قبل از ورود به مجلس و در یک تجمیع نظر گروهی، بدانند که مهم‌ترین کارشان در مجلس چیست و چگونه باید آنها را پیش ببرند.

در ضمن، از آنجا که در هر عرصه‌ای باید امکان وجود انحراف و ناخالصی را داد، لازم است تا کاندیداها یا همان نمایندگان آینده، در برابر این آسیب‌ها واکسینه شوند. بهترین راه مراقبت از ایشان نیز، متشکل کردن آنها و برنامه‌ریزی برای ایشان در یک اجتماع قبلی و فکر شده است تا از طریق در دام لابی‌ها درون مجلس نیفتند. در نتیجه، به دلایل فوق جبهه‌های سیاسی ایجاد می‌شوند و خود را برای مجالس قانون‌گذاری آماده می‌کنند.




حال، اگر به جبهه‌های متعدد فعلی ایجاد شده در فضای سیاسی کشور نگاه کنیم، متوجه دوری بسیار زیاد آنها از فلسفۀ وجودی‌شان می‌شویم. زیرا این جبهه‌های خلق‌الساعه که تنها در ايام نزديك به انتخابات عرض اندام مي‌كنند، از ابتدای شکل‌گیری‌شان تا این روزها که روزهای تبلیغات و ارائۀ دیدگاه‌ها به طور عمومی است، نه برنامۀ خاصی ارائه داده‌اند و نه از هدف معیّن عملیاتی سخن به میان آورده‌اند.

به عبارت دیگر، در یک نگاه آسیب‌شناسانه از جبهه‌های فراوانی که تنها چند روز مانده به انتخابات ایجاد شده‌اند متوجه می‌شویم که ایشان، هیچ لایحۀ قانونی را از پیش مدنظر قرار نداده‌اند و برای مشکلات سیاسی-اقتصادی و فرهنگی جامعۀ امروز، متناسب با کارویژۀ مجلس، هیچ فکری قبلی ندارند. جبهه‌های سیاسی فعلی که تنها نام پر طمطراق جبهه را به یدک می‌کشند، از یکسری افراد بعضاً ناهمگنی ایجاد شده که نه به تعداد نمایندگان مورد نیاز برای پیشنهاد یا تصویب یک قانون توجه دارند و نه تلاش می‌کنند تا خواسته‌های تاریخی و یا مقطعی مردم را، در قالب قوانین لازم‌الاجرا متبلور سازند.

آنچه در عمل می‌بینیم، کارکرد فعلی مثلاً جبهه‌های سیاسی امروز، ایجاد یک لیست واحد برای بالابردن شانس رأی‌آوری است. کاندیداها نیز با دانستن این واقعیت که با قرارگرفتن در لیست‌ها، احتمال رأی‌آوردن‌شان را بالا می‌برند، به هر شکلی که شده سعی می‌کنند تا خود را به این لیست‌ها ملحق کنند. در نتیجه، جبهه‌های سیاسی فعلی، چیزی جز لیست‌های انتخاباتی ناهمگن و زودگذر نیستند و با آنچیزی که از جبهۀ سیاسی در تعریفات وجود دارد، فاصلۀ بسیار زیادی دارند.

یکی دیگر از کارکردهای جبهه‌های سیاسی امروز (بخوانید لیست‌های انتخاباتی) آن است که خلاء عدم برنامه‌مند بودن خود را با تخریب دیگران جبران می‌کنند. به عبارت دیگر، رفتار نامیمونی که این روزها از برخی جبهه‌های سیاسی می‌بینیم آن است که به جای ارائۀ برنامۀ گروهی برای آیندۀ نمایندگان خود، دست به سیاه‌نمایی و تصویر چهرۀ غیرواقعی از وضعیت کشور کرده و یا دست به نبش قبر گذشتۀ سایر رقبا می‌کنند و عدم توانایی خود را با ضعیف نشان دادن آنها جبران می‌کنند. آيا تا به حال ديده و شنيده‌ايد كه فلان جبهه اصول‌گرا يا غير اصول‌گرا از خود برنامه‌اي منتشر كند؟ آيا تا به حال هيچ يك از جبهه‌ها طرح‌ها و برنامه‌هاي خود را در معرض ديد مردم قرار داده است؟ آيا تا به حال در ميتينگ‌ها و مناظرات سياسي كه در جمع‌هايي چون تشكل‌هاي دانشجويي و دانشگاهي برگزار شده و تا آخرين ساعات امروز هم احتمالا ادامه دارد، شنيده‌ايد كه يك كانديدا كه نماينده‌ي جبهه‌ي سياسي خاصي است از طرح‌ها، اهداف و برنامه‌هاي نظري و عملي براي آينده‌ي چهار ساله‌ي جبهه‌ي خود سخني بگويد؟ عمده‌ي اين مناظرات بر پايه‌ي هيجانات زودگذر سياسي بوده و نامزدها به جاي اثبات خود به نفي رقيب پرداخته و مخاطب محترم نيز چاره‌اي نداشت جز آنكه سوت و كفي نثار مناظره‌كنندگان كند. اما دريغ از ارائه‌ي حداقل يك برنامه‌ي كاربردي! فرقي نمي‌كند جبهه متحد باشد يا پايداري، يا جناب آقاي مثلا "صداي ملت" يا جبهه‌ي مردم‌سالاري و غيره. هيچكدام برنامه مدوّن و مشخصي ندارند. البته برخي از جبهه‌ها اعلام كردند كه داراي برنامه‌هاي خرد و كلان هستند اما حداقل تا لحظه نوشتن اين مطلب، هيچ‌گونه جزوه و مطلبي از سوي اين دوستان در اين زمينه منتشر نشده است.

در نتیجه لازم است تا مردم حزب‌الله، اسیر تبلیغات غیرواقعی و کاذب لیست‌های انتخاباتیِ جبهه‌نما نشوند و فکر نکنند که پشت این مثلاً جبهه‌ها، خبری است و اشتباهاً، آنها را ملاکی برای رأی خود قرار دهند. قطعاً، جبهه‌های فعلی، هیچ نوع ملاک عقلی و شرعی برای انتخاب کاندیداها نیستند و لازم است تا آنهایی که دنبال انتخاب درست می‌گردند، با معیارها و روش بررسی این معیارها که در مقالات قبلی بیان شده، در حد وسع‌شان افراد مناسب را به مجلس بفرستند.

در هر صورت، مجلس شورای اسلامی نیازمند کار جمعی از پیش فکر شده است و لازم است تا آنهایی که دل‌شان برای اسلام، ایران و انقلاب اسلامی می‌تپد، اگر قصد ایجاد جبهۀ سیاسی دارند، از منظر تعریف شده در بالا وارد شوند تا بتوان چشم‌‌انداز مناسبی را برای آیندۀ مجلس شورای اسلامی در نظر آورد. مجلسی که در آن، نمایندگان برای تجربه کردن صرف به آن وارد نمی‌شوند و به درستی می‌دانند که نیاز قانونی جامعه چه بوده و با چه لوایحی باید به رفع آنها بپردازند.

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
گیج
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۴۷ - ۱۳۹۰/۱۲/۱۰
0
4
نوشدارو شد بعد از مرگ سهراب !!! تمام شد .!!! و رفت !!! باید روز اول انتخابات که دو ماه هم جلوتر شروع کرده بودید !!! ماستخورشان را کل اجمعین آنهارا میگرفتید که ای اخوی و ای جبهه!!! کو کارنامه ات؟! و برنامه ات را بده تا مردم را آگاه کنم. از بام تا شام دعوای خاله زنکی و شایعه و داستانهای من آنم که رستم بود پهلوان این ها برابردید بالا. که پدر این کی است و داداش اون کجا بوده و استادش چه کسی بوده و مدرکش کجا امضاء شده و........!! تمام شد ماهم میدانیم به چه کسی از روی تکلیف و آبروی نظام و چشم غره به دشمنان ترسان و لرزان رای بدهیم و داریم میرویم پای صندوق !!! اما شما رسالتان یادتان نرود !!!! این حرفها و حدیث ها و قول و قرار دادهائی که به مردم داده اند !!! تا کج رفتند و یادشان رفت . بببرید در سایتان بالا بی کم و کاست . بلکه خدا کند . کاری بکنند و دشمن شاد نشویم . همین !!!!!
alia
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۴۹ - ۱۳۹۰/۱۲/۱۰
0
1
مواضع این گروه مطهری و توکلی . و .در باره ولایت فقیه خیلی عجیب است. آقای علی مطهری میگوید نباید مجلس دست و پا بسته باشد.

آقای توکلی هم در مصاحبه در باره علت دفاع لاریجانی از وزیر اقتصاد در جریان استیضاح همین موضع را گرفته...
توکلی میگوید که //نمیدانم ( که البته میداند) علت تغییر موضع علی لاریجانی در روز استیضاح وزیر اقتصاد چه بوده.. اما هر چه بوده من نمی پسندم!//
یعنی حرف شنوی لاریجانی از رهبری را در موضوع استیضاح وزیر اقتصاد نمی پسندد.!!!
نوعی رفتار منافقانه در توکلی موج میزند. در عین حال که میخواهد خود را متدین جلوه دهد. اما....نمیتواند ناخشنودی خود را از نظر رهبری در باره رای به وزیر
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین