کد خبر: ۷۴۸۰۱
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
آسیب‌شناسی لیست‌های انتخاباتی (4)

آبروي روحانیت را خرج سیاسی‌کاری‌های حزبی خود نکنیم

ما اصلی‌ترین مشکل تسرّی نقش این بزرگواران به مسائل سطحی و گذرا آن است که مثل خیلی از گستاخانی که این روزها، احترامی برای روحانیت و آیات عظام قائل نیستند، کوچک‌ترین کارها و بی‌ربط‌ترین اعمال را به پای ایشان گذاشته و وقتی آن عمل، بنابر سلیقه و یا مطابق منافع آنها نباشد...

بولتن نيوز- سید مجتبی نعیمی: اگر کمی به حافظۀ تاریخی خود فشار بیاوریم و ذهن خود را از تعصبات گروهی و حزبی خالی کنیم به یاد می‌آوریم که چطور آیت‌الله مهدوی و آیت‌الله یزدی، نقش هدایت جبهۀ متحد اصولگرایان را به عهده گرفتند. وقتی قرار شد همۀ نیروهای داخل در دایرۀ اصولگرایی، فکری به حال انتخابات مجلس شورای اسلامی نهم بکنند، تشکل‌های مختلف این جریان سیاسی، به بیان دیدگاه‌های‌شان پرداختند و نهایتاً به مکانیزم کارگرفته شده در انتخابات قبلی مجلس و ریاست جمهوری رسیدند. این مکانیزم چیزی نبود جز تشکیل هیئت داوری که از طیف‌های مختلف بوجود آمده بود.

اما چیدمان افراد و طیف‌های اصلی موثر در این هیئت داوری، از همان روز اول، حرف و حدیث‌های زیادی به راه داشت. آنقدر این بحث‌ها زیاد شد که دلسوزان جمهوری اسلامی را به فکر فرو برد. زیرا در این انتخابات، از یکسو با فتنۀ جریان انحرافی مواجه بودیم که همۀ همت خود را معطوف به کسب حداقل 150 کرسی مجلس کرده بود و از سوی دیگر، با فتنۀ مجدد سبزها روبه‌رو بودیم که در ظاهر، صحبت از تحریم انتخابات می‌زدند و در عمل، دنبال جذب نیروهای بی‌طرف و کارکردن بر روی آنها بودند.



اینجا بود که جامعۀ روحانیت مبارز و جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم (جامعتین) پا به عرصۀ انتخابات گذاشتند و با بیان این مطلب که در این انتخابات لیست واحد می‌دهند، قدم مهمی در جهت وحدت اصولگرایان برداشتند. این خبر آنقدر تأثیرگذار بود که نتیجۀ آن، پذیرش نقش هدایت‌گری آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله یزدی به عنوان روسای جامعتین از سوی غالب طیف‌های جریان اصولگرایی شد.

محصول هدایت‌گری ایشان، تشکیل هیئت داوری و هیئت اجرایی موسوم به 7+8 شد. هیئتی که در آن برای طیف‌های گوناگون موجود در اصولگرایی، بنابر وزن و پایگاه اجتماعی‌شان، سهمیه‌ای قائل شدند و در نهایت، با تجمیع نظر اکثر گرو‌ه‌ها‌ی موجود – به جز افرادی که در آینده، "جبهۀ پایداری انقلاب اسلامی" را ایجاد نمودند – توانستند به لیست واحدی برسند.

بنابراین، وقتی از نقش نهاد روحانیت در وحدت اصولگرایان یاد می‌کنیم، با چیزی جز انگیزه‌بخشی و هدایت‌گری ایشان مواجه نیستیم. سایر اتفاقات رخ‌داده در این پروسه، با اراده و اجرای هیئت داوری و اجرایی موسوم به 7+8 انجام شده که نعل به نعل این اتفاقات، لزوماً مورد تأیید یا تکفیر ایشان نه‌ بوده و نیست. زیرا از ابتدا هم قرار نبود این بزرگواران و شخصیت‌های دخیل نهاد روحانیت در وحدت اصولگرایی، چنین نقشی را ایفا کنند.

از سوی دیگر، وقتی به نقش آیت‌الله مصباح یزدی در جبهۀ پایداری نگاه می‌کنیم، باز هم با چیزی جز نقش انگیزه‌بخشی و هدایت‌گری و البته با نيتي جز رضاي خداوندي، مواجه نیستیم. شايد این نکته، در مورد ایشان و در رابطۀ با جبهۀ پایداری نسبت به رابطۀ جامعتین و جبهۀ متحد اصولگرایی، خیلی واضح‌تر و شفاف‌تر است. برای بیان این نقش، هیچ چیز به اندازۀ بیانات خود ایشان در این خصوص گویا نیست:

«آیت الله مصباح یزدی در بخش دیگر ازسخنانشان با اشاره به نحوۀ شكل‌گیری جبهۀ پایداری توسط گروهی از نیروهای اصولگرا توضیح دادند: مساله، انتخابات اخير مجلس شد. بنده خودم در شهرستان‌هايي اتفاقي رفته بودم، حس كردم كه رفيق ايشان (آقاي احمدي‌نژاد) از مدت‌ها پيش مشغول زمينه‌سازي براي انتخابات مجلس و بالمآل براي رياست‌جمهوري خودش است. به دوستان تذكر دادم كه مواظب باشيد مساله جدي است و حواس‌تان جمع باشد كه به وظيفه شرعي‌تان عمل كنيد.»

ایشان در ادامه می‌فرمایند:

«از كساني كه بنده مستقيما با ايشان تماس داشتم، آقاي آقاتهراني بود كه در اينجا شاگردمان بوده است. با ايشان مستقيما صحبت كردم و با دوستان ديگر مع‌الواسطه. تا اينكه چند نفر از نمايندگان مجلس پيشنهاد كردند كه مي‌خواهيم با شما ملاقات و صحبتي كنيم. من هم پذيرفتم. آقاي كوچك‌زاده بود، آقاي آقاتهراني بود، اسم‌ها درست يادم نيست، دو، سه نفر ديگر از همين تيپ‌ها بودند كه يكي‌شان، آقاي زارعي بود كه الان در جبهه پايداري است. اينها آمدند و گفتند كه ما متحيريم. ما تا به حال به دلايلي از جمله حمايت مقام معظم رهبري از احمدي‌نژاد از ايشان حمايت كرديم، ولي از وقتي كه اين رفتار را شروع كرد، متحيريم چه كنيم و حالا مساله انتخابات آينده مجلس مطرح هست. ما هم گفتيم كه شما خودتان اهل بصيرت و كاركشته سياست هستيد. بنشينيد ببينيد مصالح كشور چه اقتضا مي‌كند، فكر اين باشيد كه اسلام حفظ شود. از چيز ديگري نترسيد. ملاقات دوستانه‌اي بود و از ما نظري خواستند.»

تا اینجای سخنان آیت‌الله مصباح به خوبی معلوم است که نقش انگیزه‌بخشی و هدایت‌گری ایشان چگونه بوده و به چه نحوی، سایر امور اجرایی را به اعضای اصلی جبهۀ پایداری واگذار می‌کنند. آیت الله مصباح یزدی، سپس به بحث ضرورت وحدت اصولگرایان اشاره کرده و می‌فرمایند:




«اگر عرايض بنده را گوش كرده باشيد يا خلاصه آن را برايتان گفته باشند، تكيه عرايض بنده اين بود كه ما بايد با همه كساني كه جهات مشتركي داريم همكاري داشته باشيم و اين همكاري‌ها در دواير متحدالمركزي شكل مي‌گيرد. اولاً با همه مسلمان‌ها در مقابل كفار، بعد با همه شيعيان در مقابل كساني كه ضد شيعه هستند. بعد با همه كساني كه طرفدار انقلاب‌اند در مقابل آنهايي كه شيعه هستند، ولي ميانه خوشي با انقلاب ندارند و همين‌طور مي‌رسد به كساني كه افكارشان به هم نزديك‌تر هست و با هم همكاري و اعتماد بيشتري نسبت به هم دارند، اين گروهي‌اند كه در درون اصول‌گرايان نه به عنوان تعارضي بلكه عضوي از خانواده اصول‌گرايان و يك دايره كوچكي در اين دواير متحد كه در جهات ديگر اتحاد داريم.»

همۀ مباحث گفته شده در بالا، موید یک نکتۀ اساسی است و آن اینکه رهبری روحانیت در جریان‌های سیاسی به طور اعم و در رقابت‌های انتخاباتی اخیر مجلس شورای اسلامی به طور اخص، تنها رهبری معنوی و هادیانه بوده و نباید نقش ایشان را به سایر وجوه چنین جریان‌هایی تسرّی داد. چنانچه به اين امر بارها از سوي حضرات آيات اشاره شده كه مسلما نظر نامزدهاي اين دو جبهه انتخاباتي، نظر آنها نيست و ممكن است اختلافاتي داشته باشند.

اما اصلی‌ترین مشکل تسرّی نقش این بزرگواران به مسائل سطحی و گذرا آن است که مثل خیلی از گستاخانی که این روزها، احترامی برای روحانیت و آیات عظام قائل نیستند، کوچک‌ترین کارها و بی‌ربط‌ترین اعمال را به پای ایشان گذاشته و وقتی آن عمل، بنابر سلیقه و یا مطابق منافع آنها نباشد، شروع به بی‌احترامی نسبت به روحانیت می‌کنند.

روحانیتی که حافظ اسلام بوده و با حضور مستقیم این نهاد معظم، انقلاب اسلامی برپا شده و به پیروز رسیده و تا امروز نیز نگهبان میراث موجود بوده و در بحرانی‌ترین شرایط فرهنگی و سیاسی، همیشه اصلی‌ترین سنگر مبارزه تلقی می‌شده، با این اشتباهات و منفعت‌گرایی‌های حزبی و گروهی که در برابر کارنامۀ روحانیت، جایی برای عرضۀ اندام ندارد، ملعبۀ دست سوءاستفاده‌گران قرار می‌گیرد و در ذهن عموم، تصویر دیگری از ایشان ترسیم می‌شود. بازیچۀ افرادی که همواره منتظر بودند تا نقطه ضعفی از این نهاد معظم گرفته و آنرا منزوی نمایند.

از دشمنان قسم خوردۀ اسلام و روحانیت که هر عملی در راستای تخریب روحانیت، قابل پیش‌بینی و قابل تصور است اما این اصولگرایان هستند که باید مراقب رفتارهای خود باشند و با چنین اشتباهاتی که منجر به نزول جایگاه روحانیت می‌شود، بهانه به دست ناکسان ندهند و ناخواسته، چنین منکر بزرگی را مرتکب نشوند.

در ضمن لازم است به دوستان اصولگرا در مورد افراد نفوذی که به چنین رفتارهایی دامن می‌زنند هشدار داد و آنها را به خطر روزافزون چنین افرادی آگاه کرد. انشاءالله که اصولگرایان با طرد افراد نامحرم و هوشیاری مضاعف، مانع تکرار چنین رفتارهایی می‌شوند و خود را از نعمت هدایت روحانیت محروم نمی‌سازند. از طرف ديگر اصولگرايان هر دو جبهه بايد بدانند استفاده ابزاري از نام و وجود معنوي حضرات آيات نه تنها در بلند مدت بر ضرر خود آنها خواهد بود كه در يك پله بالاتر، خداي نكرده ممكن است به نقش، جايگاه و پايگاه روحانيت نيز لطمه وارد سازد. روحانيت در طول 1400 سال از عمر خود همواره در پيوند نزديك با مردم بوده و به عنوان ملجاء و پناهگاه مردم در بحران‌ها محسوب مي‌شده است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نقش و اهميت روحانيت صد چندان شده است. به عنوان يك آسيب جدي، سياسي‌بازي سياسيون مي‌تواند لطماتي را به جايگاه روحانيت وارد سازد. بنابراين بر نامزدها و سياسيون فرض است كه از آبروي روحانيت براي كسب وجهه و رسيدن به مطامع سياسي آني و زودگذر خود خرج نكنند. مخصوصا از آبروي روحانيوني چون حضرات آيات مهدوي كني، يزدي و مصباح كه بر خلاف مشي و روش بسياري از علماي ديگر، تنها و تنها از سر دغدغه‌مندي براي آينده اسلام و انقلاب، با همه آبروي خود وارد ميدان شده و البته با خداي خويش معامله كرده‌اند. كه «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ...»

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین