«علی استون» به جای «گلشیفته فراهانی»
در میان انبوه کلماتی که دفتر واژههای زندگی ما را پر کردهاند، همیشه واژههایی وجود دارد که تعریف و توضیحشان مجالی بیشتر از یک جمله میطلبد. هر واژه البته با خود معنایی را حمل میکند که فهم این معنا جز با شناخت خاستگاه آن ممکن نیست. واژهها باهم فرق دارند. مثل آدمها که باهم فرق دارند. تو گویی معنی بعضی واژهها در ارتباط با آدمها معلوم میشود؛ یعنی خاستگاه این واژهها وجود آدمها است و تو عالم و آدم را هرگونه شناخته باشی، واژهها را همانطور معنی میکنی.
فرهنگ لغت را که ببینی «شرق» و «غرب» را احتمالاً اینگونه معنی کرده که یک معنای جغرافیایی و یک معنای سیاسی دارد. معنی جغرافیایی شرق و غرب البته معلوم است؛ و معنی سیاسیاش که طی سالهای جنگ سرد، «غرب» عبارت بود از اردوگاه کشورهای لیبرالسرمایهداری و «شرق» عبارت بود از بلوک کشورهای سوسیالیستی… و این تمام ماجرا نیست.
معنی شرق و غرب را البته که در نگاهی دیگر باید درک کرد. در این نگاه دیگر شرق و غرب، نه فقط دو واژه که دو ساحت وجودی متفاوت است. از این منظر، غربی یا شرقی بودن، مستلزم زندگی در مغرب یا مشرق جغرافیایی نیست؛ که شرق و غرب، مکانت آدمی است و نه مکان او. چه بسا ساکنان مشرق جغرافیایی، که روح غربی در کالبدشان جاری است و چه بسا ساکنان مغرب که در آرزوی اشراقی الهی میسوزند و آب میشوند، تا شاید از میان جوی مولیان فطرت خویش به بخارای شرق الهی راه یابند.
در این نگاه، شرق، مطلع ظهور حقمداری
است. عالمِ سرسپردگی به ساحت وحی و «وطن» خدامحوران و دینداران است. غرب
اما عالم تاریکِ بینیازدانستن خود از باطن توحیدی عالم است و در مغرب
وجودی آدم، خورشید خدامحوری غروب میکند.
دو. شرق و غرب و آدمهایاش
در شرق یا همان عالم دینی، همهی مراتب زندگی در نسبتی منظم و منسجم با حقیقت عالم به سرمیبرند. تمامی امور از عادیترین مسائل روزمره تا عالیترین شئون مناسبات اجتماعی، در پیوند با سرشت مقدس عالم معنا مییابند؛ و بدون این ارتباط، رنگ میبازند و هیچ میشوند. اما در عالم غرب عکس این قضیه برقرار است. ذات عالم غرب، قائم به انکار همین رابطه است. در عالم غرب همه چیز رنگ تعیّن دارد. هر چه که محسوس است حقیقت است و اساساً غیب، یا انکار میشود و یا در سازماندهی زندگی انسانی نادیده گرفته میشود. البته نه اینکه در عالم دینی، محسوسات و نعمات عالم نفی شود، بلکه تمامی اینها، شعاعی از حقیقتی غیرمادی و وسیلهای برای رسیدن به او هستند. به همین دلیل است که اهالی عالم دینی، بامعناترین لذتها را از نعمتها میبرند.
هر عالم البته رنگ و بویی دارد که اهلش آن را میشناسند. آنکه در عالم دینی سیر میکند، سیر در «بندگی حق» دارد و این بندگی او را بر تخت فرمانروایی عالم مینشاند و از آنجاکه «بندگی»، مسیر رسیدن به جانشینی خداوند در زمین است، عالم و آدم به فرمان خدا در خدمت بندگان او هستند. بندگان نیز از تمام اختیاراتشان برای پیشرفت در بندگی و نزدیکیِ هرچه بیشتر به او بهره میگیرند. این عالم لحظه به لحظه نو میشود. چرا که حقیقت عالم، منشأ بیپایان جلوههای قدسی است. عالم دینی، خلیفهالله تربیت میکند.
اما آنکه در عالم غرب سیر میکند از
عبودیت رویگردان است. عالم غرب، مثل انسان مدرن به بار میآورد. موجودی
که سیر در انانیت دارد. خود را خدای عالم میداند و تمام عالم و آدم را در
خدمت خود (آن هم خودِ ناسوتیاش) میخواهد، بدون اینکه خویشتن را متصل به
حقیقتی غیرمادی بداند؛ که اساساً برای او غیرماده وجود ندارد. غربی
همواره برای خود حقّ هر کاری را محفوظ میداند. او حتی سراغ دین هم که
میآید، میخواهد آن را در ذیل نفسانیت خود از حقیقت قدسیاش خالی ساخته و
به امری روزمره و عرفی تبدیل کند. و ثمرهی این همه، وضعیتی است که امروز
گریبان اهل غرب را گرفته است. «از خود بیگانگی» ثمرهی رویگردانی از عالم
غیب بوده؛ «بیوطنی» و زندگی کولیوار، تمام رهاورد عالم غرب است.
سه. جبههها شفافتر میشود.
پسرِ «الیور استون» مسلمان شد. «شان
استون» که حالا خود را در منظومهی بندگی، «علی» میخواهد، نمایندهی همان
اشراقیهای غرب جغرافیایی است که جوی مولیان فطرت خویش را گرفته و آمده تا
به بخارای «جمهوری اسلام» رسیده است. حالا هی بنشینیم و ناله سر دهیم که
چرا آن دخترک ایرانیِ به فرنگ رفته، فلان شده و بهمان…
خیلی ساده است این داستان. چه فرقی میکند کی در کجا باشد؟ غربی، غربی است
حتی اگر در ایران زندگی کند و شرقی، شرقی است حتی اگر در قلب شهر شیطان(+) باشد.
زمان دارد به آخر خود نزدیک میشود و
ناریخ دارد به فرجام مقدّرش میرسد. جبههی حق و باطل در حال شفافشدن است و
اصلاً نباید از این بابت نگران بود. فقط باید مراقب خود و جامعهیمان
باشیم چنان که «و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر»(+).
چهار. زمان بیداری امّت اسلام است امروز.
آنکه در وطن خود نیست «مسافر» است و مسافری که به سوی وطن خویش حرکت میکند «مهاجر». مسافر تا مهاجر نشود وطن را در نمییابد و مهاجر یا خودش بهتنهایی قصد وطن میکند یا با هموطنان دیگرش (که آنان هم دور از وطن افتادهاند) آهنگ هجرت میکند. و چقدر سهل میشود گردنههای راه، وقتی همراهانی چنین باشند.
آنکه شرقی است «وطن» خویش را به خوبی میشناسد. میهن او اسلام است و تو خوب میدانی که جغرافیا و مرز هم نمیشناسد. میهن او شرق و غرب جغرافیایی عالم است اگر مکانت وجودیاش توحیدی شود. اهل اسلام در سرتاسر عالم، یکدیگر را خوب میشناسند و خوب مییابند و همراه میشوند و آهنگ وطن میکنند. و این است رستاخیز جهانی عبادالله. آرمانشهرِ عباد، جامعهای است که در آن «لایسبقونه بالقول و هم بأمره یعملون»(+). راستی زیبا نیست «مهاجرت جمعیِ» مردمانی در هیئت «انقلاب اسلامی» به سوی وطن اصلیشان؟
منبع: ن و القلم
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



خوشحالم .. خیلی به آقای استون تبریک میگم * براش آرزوی بهترینها رو دارم چون انتخابش بهترین بود. خدا همه مارو به راه راست هدایت کنه. انشالله
بابا گلشیفته اون ور اب داره واسه خودش حال میکنه،کم حرص بخورین
باور کنید راست میگم
وقتی اوضاع تهران این جوریه دیگه وای به حال بقیه شهرها. درضمن با این گرونی که توی تهران بیداد میکنه هرچقدر هم قناعت کنی دخل و خرجت با هم نمی خونه
در ضمن توی ایران واقعا حق و حقوق خانوما تو خیلی موارد رعایت نمیشه اگه دوست دارید مثال بزنم براتون؟
با خلائق می رود تا نفخ صور
سلام و درود بر علي استون
اميدوارم عاقبت گلشيفته درس عبرتي باشه براي آنجليانا جولي هاي سينماي ايران .
ولی خیلی این دل اون دل کردم که بگم یا نگم
تو این مقاله البته منظورش روشنه و مرادش از شرق و غری یه جورایی ایران و غربه ولی ...
ولی من یه کوچولو بهش حساس شدم نمیدونم یه جورایی زیاد خوشم نیومد زیاد شرق شرق میکرد مثل این جملات :
"شرق، مطلع ظهور حقمداری است.
آنکه شرقی است «وطن» خویش را به خوبی میشناسد. میهن او اسلام است .
در شرق یا همان عالم دینی، همهی مراتب زندگی در نسبتی منظم و منسجم با حقیقت عالم به سرمیبرند و ...
آخه همه شرق که فقط ایران نیست کاش یه جورایی به جای به کار بردن واژه شرق از اسلام ایران اسلامی یا نمیدونم بلاد مسلمین و اینها استفاده میکرد تا ترویج همه شرق و مکاتب شرقی نشه تا تر و خشک باهم جمع نشوند
به فرموده امام عزیزمان : نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی
خیلی از کشورهای شرقی هم هستند که کم از غرب ندارند
موفق باشید
می گویند نظم نوین جهانی؛
می گویند دهکده جهانی ؛
می گویند آخرالزمان و . . .
ما هم می گوئیم نظم نوین جهانی ولی نه آن چیزی که در کتاب های تلمودی شما نوشته شده و نه آن نظمی که شما سرور جهان هستید و دیگران برده شما
ما هم هم میگوئیم دهکده جهانی ولی نه آن دهکده ای که درآن شما نبض اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و حتی دینی آن را در دست گرفته باشید
ما هم میگوئیم آخرالزمان ولی نه آن آخرالزمانی که در فیلم های هالیوودی (مثل 2012) خود نشان می دهید
نظم نوین جهانی ما نظم مهدوی زیر پرچم اسلام است .
دهکده جهانی ما شرق تا غرب اسلامی و الهی و خالی از شیطان و شیطان پرستی است.
آخرالزمان ما حکومت جهانی مهدی (عج) و برپایی اصل برابری و برادری است.
آخرالزمان ما یکپارچه شدن انسان ها در زیر پرچم کاملترین دین(اسلام)و عبادت خداوند است.
آقای شان (علی) استون تبریک به خاطر مسلمانیت و تبریک به خاطر موعودگرائیت و تبریک به خاطر شجاعت صدر اسلامیت
انشالله در رکاب امام عصر (عج) به فیض شهادت نائل گردید
و انشاالله ما هم درک قلبی قبول اسلام را پیدا کنیم
اللهم عجل لولیک الفرج
هردو مشکینند اما این کجا و آن کجا
با عرض معذرت از دانه فلفل ارجمند که گِلشیفته رو به اون تعبیر کردم
اما درسته این هردو تغییر کرده اند
اما نباید واقعا اینقدر اسم این دختر نادان را بیاورید یا نام او را کنار فردی که با دانایی راه و جهت خویش را مشخص نموده است قرار دهید
درضمن ،
بولتن جان فکر نمیکنی اسم اون آدم سخیفه رو خیلی داری تبلیغ میکنی - حالا هم که چسبوندیش کنار اسم این بنده خدا - واقعا اینقدر مهمه ؟؟
اصلا میشه مسلمون شدن ایشون جای اون سخیفه رو بگیره ؟؟!!!!
درضمن یه تقاضایی هم دارم
لطفا به خبرها و بحثهایی مانند ریشه گرانی ، فسادهای اقتصادی اخیر و مشکلات درمان و مسایل ضروری جامعه بیشتر بپردازید
ممنون از توجهتون
ما جلوی خود استون و سایر آمریکاییها هم میگیم "مرگ بر آمریکا (مسلما دولتش و سیاستمدارهاش)" خود آمریکاییها هم اگه بیدار و آگاه باشند (که یه عده ای شون هستند) با این شعار موافقند....
چی بگم فضاحت و قباحت تا این حد!اون نفهم از دل اسلام رفته اون کثافت کاری ارو بکنه اونوقت آقای استون از دل فساد و دورنگی و تزویر و ریا اومده مسلمون شده!
اسم خودشم گذاشته ایرانی!
بی لیاقت!!باباش کلاهشو بزاره بالاتر با این دختر تربیت کردنش!
آقای استون از صمیم قلبم برات خوشحالم!