حماسه ای که در خاطر ماند
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر بولتن نیوز؛ شهرام اسدی در ادامه ساخته قبلی خود
یعنی فیلم «روز واقعه» این بار نیز فضایی از حماسه را برای خود انتخاب کرده است.
اثر قبلی وی بی واسطه به واقعه عاشورا در ورز کربلا و ماجرای یک نصرانی برمی گشت
حال آن که در اینجا با نوعی دیگر از حماسه روبرو هستیم. روایت این فیلم نشان می
دهد که جنگیدن برای نگهداری عقیده،نکته ای نیست که به سادگی بتوان از آن عبور کرد.
نویسنده در این کار زاویه دید تازه ای را برای نگارش انتخاب کرده است چرا که دریا
قلی (حمید فرخ نژاد) شخصیت اصلی کار چندان هم اعتقادی به جنگیدن ندارد. تمام افراد
شهر را ترک کرده اند به غیر از دریا قلی که به قول خودش با وسایل تعمیرگاه اتومبیل
یک کمپانی را تشکیل داده است. کمپانی ساخته شده توسط او،جایگاهی است برای
تعمیرماشین ها که ریختی نافرم و آشفته دارد.هر کس به این کمپانی وارد می شود از
دریاقلی خواهش می کند تا شهر را ترک کند چون اینجا دیگر شهر امنی برای ماندن نیست.
دریاقلی با فاصله گرفتن از افراد دیگر در کمپانی خود می ماند و حتی به دیگران و به
ویژه دانش آموزان نیز توصیه می کند که در صحنه های جنگ حضور پیدا نکنند. در این
مسیر و بدون هیچ کمکی از سوی اشخاص دیگر،دریاقلی با افرادی روبرو می شود که یکی از
آن ها زنی است با چهره زخمی و خون آلود و دائم در کابوس ها و افکار او حضور دارد.
هر زمان که آن زن در رویاهای دریاقلی حضور پیدا می کند،ما شاهد یک اتفاق هستیم.
این زن در واقع یک پیام آور است که با آتشی بر سر و روی خود ظاهر می شود.
دریاقلی در این میانه اسیر مانده است چون از طرفی پسر وی هم با سن و سال کمی که دارد
به جبهه رفته است.

کمپانی دریاقلی در منطقه ای واقع شده است که که مخفیگاه حضور دشمن است. او با دیدن افراد دشمن تلاش می کند تا این خبر را به گوش رزمندگان برساند؛این در حالی است که فرمانده و رزمندگان از وجود چنین عملیات مخفیانه ای در چنین منطقه بی خبر هستند. دریاقلی به هر شکلی که شده تلاش می کند تا خود را به مقر برساند چون تنها اوست که از محل دقیق عملیات دشمن آگاه است. او به مقر مراجعه می کند در حالی که در ابتدا همه او را دشمن می پندارند در حالی که پس از مدتی با شناخت وی به این نکته پی می برند که او مهمترین نقش را در اطلاع رسانی داشته است.
فیلم شب واقعه اثری روراست درباره اعتقادات شخصیتی است که خود موجب پدید آمدن یک حماسه بزرگ می شود. نویسنده و کارگردان در این کار به سراغ سوژه ای رفته اند که شاید کمتر به ذهن کسی خطور کند. آنچه که در پایان فیلم می شنویم گفته هایی واقعی است درباره شخصیت دریاقلی که در واقع موجب به وجود آمدن چنین اتفاقی شده است. برداشت از این موضوع در قالب یک فیلم به اصطلاح جنگی یا دفاع مقدس به هر حال تا حد قابل قبولی – و البته بیشتر به واسطه بازی حمید فرخ نژاد- پیش رفته است. این نکته مهمترین بخشی است که باید در هر اثر مورد توجه قرار گیرد و یک اتفاق جدید در حوزه ساخت چنین آثاری باشد. ایفای نقش شخصیت اصلی یعنی دریاقلی بسیار موثر بوده است و حتی می توان گفت بهترین انتخاب بوده است به این دلیل که بار اصلی ماجراهای فیلم بر دوش وی قرار گرفته است.شخصیت او در اینجا بسیار پررنگ دیده شده است و در این نقش جای گرفته است. این فیلم با وجود ضعف هایی که در زمینه نگارش دارد اما باز هم دارای نکات مثبتی مثل نوع نگاه کاراکترها به پیشامدهای مقابل روی خود است که موثر هستند. در این کار ما با شخصیتی روبرو می شویم که اصرار زیادی بر رفتن به جنگ ندارد و این نکته خود موثرترین بخش قضیه است. اگر بنا بر مقایسه باشد،این فیلم با اثر قبلی کارگردان فاصله بسیاری دارد و شادی نتوانسته بر صحنه های جنگ چندان مسلط باشد. نکته قابل ذکر در این میان عبور از یک مرز سیاه و سفید نمایی است که خود را به درستی نشان داده است. اشخاص در این فیلم به سرعت تحت تاثیر واقع نمی شوند و ما حداقل با تحول سریع شخصیت ها روبرو نیستیم که بلافاصله تغییر ماهیت دهند.

به نظر می رسد زمان آن رسیده باشد که واقعه جنگ هشت ساله در ایران به شیوه دیگری روایت شود و زوایه دید تازه ای را برای خود برگزیند. روایت داستان هایی از دل جنگ و دفاع مقدس به هر حال به خلاقیت هایی نیاز دارد که با جامعه امروز ما همخوان باشد. این فیلم نه در حد و اندازه ای کامل اما در قالب یک اثر اندکی به فضاهای متفاوت متمایل شده است تا خود را از کلیشه بودن برهاند.
فرناز عبادی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


