بدعتی تازه در پشت صحنه تولید سینمای ایران
آنچه بیش از هر چیز جای تأمل و تدبیر دارد لزوم پیشگیری از رسمیت یافتن بیشتر این «بدعت» است؛ بدعتی که بیتردید مرسوم شدنش، قربانی شدن «هنر و هنرمندی» به پای «سرمایه و سرمایهداری» را درپی خواهد داشت.
شبکه ایران: مرور اخبار و گزارشهای سینمایی در روزهای اخیر نشان از شکلگیری بدعتی تازه در عرصه تولید سینمای ایران دارد که میتواند در آینده نزدیک به معضلی جدی برای سینمای(تا همین امروز هم بیمار) ایران تبدیل شود؛«قدرت نفوذ بالای سرمایهگذاران در سرنوشت آثار سینمایی».
در این راستا و تنها در ماههای اخیر میتوان فیلمهایی چون «پرونده هاوانا»، «آخرین ملکه زمین»، «دلشکسته» و در آخرین نمونه «زادبوم» را شاهد مثال آورد.
«پرونده هاوانا»؛ پروندهای که هنوز ناگشوده ماندهاست
در آخرین روزهای رمضان گذشته، اخبار مرتبط با فیلمهای ویژه اکران عید سعید فطر، حاکی از نمایش فیلمهایی بود که به تازگی مراحل ساخت و تولید را پشت سرگذاشته و از امتیاز اکران «بهروز» برخوردار بودند. اما در بین این فیلمها نام فیلم «پرونده هاوانا» ساخته علی رئیسیان نیز به چشم میخورد که اگرچه در حد حدس و گمان، اما بسیاری را امیدوار به نمایش آن پس از 3 سال میکرد؛ امیدواریای که محقق نشد.
حرف و حدیثهای بسیاری درباره دلایل تعویق مجدد اکران این فیلم سینمایی طرح شد که رسمیترین آن «اختلاف نظر رئیسیان با محمد پوستی سرمایهگذار فیلم برای اصلاح برخی موارد محتوایی» بود. این «اختلاف» که منبعی آگاه آنرا در اختیار منابع خبری قرار داده بود اگرچه از سوی «علیرضا رئیسیان» شایعه خوانده و حتی تأکید شد «در گفتوگو با مسئولین معاونت سینمایی، این مسئولان هم از شنیدن خبر وجود مشکل برای اکران این فیلم در عید فطر اظهار بیاطلاعی کردهاند» اما نتیجه شد آنچه «منابعآگاه» گفته بودند. باوجود اعلام رئیسیان مبنیبر اینکه« هماکنون تیزر«پرونده هاوانا» توسط میثم مولایی برای پخش در سینماها ساختهشده و دفتر پخش فیلم نیز پوسترهای فیلم را چاپ کردهاند ضمن این که تمام قراردادها برای اکران با سینماها منعقد شدهاست.» فیلم از اکران بازماند و معضل «اختلاف با سرمایهگذار بر سر محتوا» گریبانگیر فیلم شد.
«پرونده هاوانا» هنوز هم اکران نشدهاست و نامه سرگشادهای که رئیسیان قصد انتشار آنرا داشت، هرگز نوشته نشد تا زمان بگذرد و کارگردانانی دیگر درگیر با این «بدعت» نوپا شوند و دست به نامهنگاری و اعتراض بزنند.
کارگردان «آخرین ملکه زمین»؛ اولین معترض
کارگردان فیلم سینمایی «آخرین ملکه زمین» در نامهای سرگشاده خطاب به رییس سازمان تبلیغات اسلامی نوشت: احتراماً به استحضار میرساند علیرغم لطف و مساعدت و دستور اکید جنابعالی مبنی بر اکران فیلم سینمایی«آخرین ملکه زمین» که قریب به سه سال از پایان تولید آن میگذرد و آماده نمایش است، متأسفانه به نظر میرسد که مسئولین محترم ذیربط در سازمان توسعه سینمایی سوره به دستورات جنابعالی بیتوجه بوده و قصد اکران فیلم را ندارند.
این جملات آغاز نامهای مملو از شکایت و اعتراض نسبت به تأثیرات سوء دخالت سازمان «سرمایهگذار» در سرنوشت یک فیلم سینمایی است.
محمدرضا عرب در نامه خود تأکید کرده است: مسئولین این سازمان، نه تنها از ارسال فیلم به جشنوارهها و مجامع فرهنگی که از حقوق معنوی اثر و متعلق به کارگردان است خودداری می ورزند بلکه به نظر میرسد که هیچ علاقهای به بازگشت سرمایه این فیلم ندارند.
کارگردان «آخرین ملکه زمین» در ادامه خطاب به خاموشی آورده است: علیرغم موفقیتهایی که این فیلم در داخل و خارج کشور داشته است و در چند فستیوال مهم تنها نماینده سینمای ایران بوده است، پس از گذشت 29ماه از صدور پروانه نمایش آن و گذشتن 22ماه از حضور در بیستوپنجمین جشنواره فیلم فجر که منجر به دریافت 2جایزه بابت کارگردانی و همچنین نه حضور بینالمللی موفق در جشنوارههای بروکلین،مونترال، فوکوئوکا، بوستون، بمبئی ، قاهره، اشلند ، سنگاپور و هانالولو هنوز هیچ اقدام مثبتی به منظور اکران این فیلم توسط سازمان توسعه سینمایی سوره صورت نگرفته است.
عرب در پایان نامه هم اینگونه خواسته نهایی خود را مطرح میکند که«خواهشمندم جهت پیشگیری از تضییع بیتالمال دستور فرمائید کلیه حقوق مادی فیلم سینمایی «آخرین ملکه زمین» به اینجانب بعنوان کارگردان و صاحب معنوی اثر واگذار گردد، به شما اطمینان خواهم داد که در کمتر از دو سال اصل سرمایه و سود حاصل را پس از کسر هزینههای جاری مسترد خواهم نمود.» و این نسخه کارگردان یک فیلم سینمایی برای نجات از خسران ناشی از اعمال نظرهای «سرمایهگذاران» بر سرنوشت اثر است.
عوامل «دلشکسته»
اما داستان به اینجا ختم نشده و همزمان با این اعتراض مکتوب، کارگردانی دیگر مهر سکوت بر لب میزند و اینگونه نسبت به تغییر نسخه نهایی فیلم توسط «سرمایهگذار» واکنش نشان میدهد.
علی روئینتن کارگردان فیلم «دلشکسته» که پیش از این نیز فیلمش به دلیل تأخیر در ارسال از حضور در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر بازمانده بود اینبار و در اعتراض به حاشیههای نامتعارف اکران فیلم ترجیح داد سکوت کند و تنها به نوشتن این جملات بسنده کند که: «دلشکسته» صاحب دیگری دارد و (سنگاندازان را) واگذارشان میکنم به هماو. به اعتراض این کسان(ناکسان) که ارزان و راحت نامادری فیلم «دلشکسته» شدهاند، سکوت اختیار میکنم، سکوت،سکوت و...از خدا میخواهم طاقتم طاق نشود تا زبان بگشایم!
ماندن تبلیغات فیلم در آرشیو سرمایهگذاران، گرفتار شدن تیزرهای تلویزیونی فیلم در ممیزیهای پخش صداوسیما و نیز اعمال تغییرات در نسخه نهایی فیلم، بدون اطلاع کارگردان آنهم از سوی نهاد «سرمایهگذار» از اهم حاشیههایی بود که دامنگیر فیلم «دلشکسته» شد و کارگردانش را در اعتراض ناچار به سکوت کرد.
اما حرفهای ناگفته کارگردان مکتوم نماند و پس از گذشت چند روز از قلم بازیگر فیلم گوشههایی از آن بیان شد.
«بیتا بادران» بازیگر نقش نفس در فیلم«دلشکسته» در یادداشتی که در روزنامه «وطن امروز» منتشر کرد درباره حاشیهها این فیلم و سکوت اعتراضآمیز کارگردان نوشت: از همان روزهای نخست «دلشکسته»، با کارشکنیها و اهانتهایی که روا میشد، مشخص بود که این آدمها چه جایگاهی دارند و استاد «روئینتن» چه زجری میکشد تا وقار هنرمندان این فیلم برقرار نگه دارد، چیزی که آنها هیچ از آن نمیدانستند.
وی با اشاره به برخی رفتارهای نامتعارف در روزهای تولید فیلم مینویسد: از همین نامهربانیها و خلف وعدهها، تا برهم زدن رفاقتها و دشمنتراشی در میان هنرمندان؛ کارهای بچهگانهای که زیبنده کسانی بود که رانندهای برایشان تعیین تکلیف میکرد؛ کسی که از فحاشی مقابل هنرمندان هم شرم نمیکرد!! چاقوکشانی که با کوچکترین حرفی چاقوهایشان را کشیده و دعوا به راه میانداختند و...
وی در ادامه خاطرنشان کردهاست: دستمزدهای ما با تأخیر یکساله و با تلاشهای پیگیر استاد «روئینتن» پرداخت شد؛ آنهم دست و پا شکسته! یادم میآید در آخرین مکالمهام با این آقایان، گفتم:«ابنملجم هم ریش داشت و در ظاهر «دین»؛ نماز شب هم میخواند، اما فرق کفر و ایمان به باریکی مویی است...» در پاسخ این حرفها بود که تهدید کردند و ارعاب و گفتند چیزهایی را که آقای «روئینتن» قسمم داده تا بازنگویم! اما من حلالشان نخواهم کرد.
بادران با طرح این سوالات که «کجای دنیا فیلم را روانه اکران میکنند و اجازه تبلیغ را از آن سلب!؟ کجای دنیا به جای تشکر از هنرمندان، آنها را تهدید میکنند و ارعاب و اهانت!؟» مینویسد: وقتی اینها را میبینم یاد درددل دوستانه«مجید اسماعیلی»تهیهکننده محترم «دلشکسته» میافتم که چندماه پیش از این، گفتهبود (و انگار پیشبینی کردهبود) که این سرمایهگذاران«میخواهند فیلم را له کنند!» و«نمیخواهند فیلم روانه اکران شود!» و...
و این تصویری دیگر از این بدعت نوظهور در سینمای ایران است که میتوان از آن به «اعمال نفوذ خارج از عرف سرمایهگذار در سرنوشت فیلم» یاد کرد؛ بدعتی که متأسفانه (و انگار) به صورت اپیدمی دامنگیر فضای تولید سینمای ایران شدهاست.
«زادبوم» آخرین قربانی..!؟
این انذار آنجا شکل جدیتر به خود میگیرد که در اخبار میخوانیم: زادبوم آخرین ساخته ابوالحسن داوودی به دلیل اختلاف با «سرمایهگذار»(حوزه هنری) در مرحله پس تولید متوقف شدهاست.
ابوالحسن داوودی در پشت صحنه «زادبوم»
این خبر را «ابوالحسن داوودی» هنگام دریافت جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم پلیس، به صورت ضمنی اعلام کرده و از مسئولان خواسته بود تا نگذارند این فیلم که درباره سیسال انقلاب ایران است در آخرین مراحل تولید متوقف بماند. پس از آن تهیهکننده فیلم هم به این معضل اشاره کرده و تأکید کرد: بهدلیل مشکلاتی که با حوزهی هنری داریم، کار درمرحله ساخت موسیقی و صداگذاری متوقف مانده است و در طول این مدت هم بارمالی بر دوش ابوالحسن داوودی بوده است و حوزه هنری هم از ابتدای شروع فیلمبرداری به هیچکدام از تعهداتش عمل نکرده است.
بیتا منصوری تهیهکننده «زادبوم» در گفتوگو با ایسنا افزود: 8 ماه است بهدنبال جلسه اصلاح برآورد هستیم که تشکیل نمیشود و با توجه به اینکه برای صحنههای آلمان فصل را از دست میدادیم، شخصا اقدام کردیم اما دیگر بیش از این توان ادامه کار نداشتیم.
او در پایان اظهار تاسف کرد: بسیار غمانگیز است، فیلمی که نتیجه 2سالونیم کار مداوم است و به سیسالگی انقلاب مرتبط میشود دراین مرحله متوقف بماند.
با توجه به این حواشی و اخبار، آنچه بیش از هر چیز جای تأمل و تدبیر دارد لزوم پیشگیری از رسمیت یافتن بیشتر این «بدعت» است؛ بدعتی که بیتردید مرسوم شدنش، قربانی شدن «هنر و هنرمندی» به پای «سرمایه و سرمایهداری» را درپی خواهد داشت.
شبکه ایران: مرور اخبار و گزارشهای سینمایی در روزهای اخیر نشان از شکلگیری بدعتی تازه در عرصه تولید سینمای ایران دارد که میتواند در آینده نزدیک به معضلی جدی برای سینمای(تا همین امروز هم بیمار) ایران تبدیل شود؛«قدرت نفوذ بالای سرمایهگذاران در سرنوشت آثار سینمایی».
در این راستا و تنها در ماههای اخیر میتوان فیلمهایی چون «پرونده هاوانا»، «آخرین ملکه زمین»، «دلشکسته» و در آخرین نمونه «زادبوم» را شاهد مثال آورد.
«پرونده هاوانا»؛ پروندهای که هنوز ناگشوده ماندهاست
در آخرین روزهای رمضان گذشته، اخبار مرتبط با فیلمهای ویژه اکران عید سعید فطر، حاکی از نمایش فیلمهایی بود که به تازگی مراحل ساخت و تولید را پشت سرگذاشته و از امتیاز اکران «بهروز» برخوردار بودند. اما در بین این فیلمها نام فیلم «پرونده هاوانا» ساخته علی رئیسیان نیز به چشم میخورد که اگرچه در حد حدس و گمان، اما بسیاری را امیدوار به نمایش آن پس از 3 سال میکرد؛ امیدواریای که محقق نشد.
حرف و حدیثهای بسیاری درباره دلایل تعویق مجدد اکران این فیلم سینمایی طرح شد که رسمیترین آن «اختلاف نظر رئیسیان با محمد پوستی سرمایهگذار فیلم برای اصلاح برخی موارد محتوایی» بود. این «اختلاف» که منبعی آگاه آنرا در اختیار منابع خبری قرار داده بود اگرچه از سوی «علیرضا رئیسیان» شایعه خوانده و حتی تأکید شد «در گفتوگو با مسئولین معاونت سینمایی، این مسئولان هم از شنیدن خبر وجود مشکل برای اکران این فیلم در عید فطر اظهار بیاطلاعی کردهاند» اما نتیجه شد آنچه «منابعآگاه» گفته بودند. باوجود اعلام رئیسیان مبنیبر اینکه« هماکنون تیزر«پرونده هاوانا» توسط میثم مولایی برای پخش در سینماها ساختهشده و دفتر پخش فیلم نیز پوسترهای فیلم را چاپ کردهاند ضمن این که تمام قراردادها برای اکران با سینماها منعقد شدهاست.» فیلم از اکران بازماند و معضل «اختلاف با سرمایهگذار بر سر محتوا» گریبانگیر فیلم شد.
«پرونده هاوانا» هنوز هم اکران نشدهاست و نامه سرگشادهای که رئیسیان قصد انتشار آنرا داشت، هرگز نوشته نشد تا زمان بگذرد و کارگردانانی دیگر درگیر با این «بدعت» نوپا شوند و دست به نامهنگاری و اعتراض بزنند.
کارگردان «آخرین ملکه زمین»؛ اولین معترض
کارگردان فیلم سینمایی «آخرین ملکه زمین» در نامهای سرگشاده خطاب به رییس سازمان تبلیغات اسلامی نوشت: احتراماً به استحضار میرساند علیرغم لطف و مساعدت و دستور اکید جنابعالی مبنی بر اکران فیلم سینمایی«آخرین ملکه زمین» که قریب به سه سال از پایان تولید آن میگذرد و آماده نمایش است، متأسفانه به نظر میرسد که مسئولین محترم ذیربط در سازمان توسعه سینمایی سوره به دستورات جنابعالی بیتوجه بوده و قصد اکران فیلم را ندارند.
این جملات آغاز نامهای مملو از شکایت و اعتراض نسبت به تأثیرات سوء دخالت سازمان «سرمایهگذار» در سرنوشت یک فیلم سینمایی است.
محمدرضا عرب در نامه خود تأکید کرده است: مسئولین این سازمان، نه تنها از ارسال فیلم به جشنوارهها و مجامع فرهنگی که از حقوق معنوی اثر و متعلق به کارگردان است خودداری می ورزند بلکه به نظر میرسد که هیچ علاقهای به بازگشت سرمایه این فیلم ندارند.
کارگردان «آخرین ملکه زمین» در ادامه خطاب به خاموشی آورده است: علیرغم موفقیتهایی که این فیلم در داخل و خارج کشور داشته است و در چند فستیوال مهم تنها نماینده سینمای ایران بوده است، پس از گذشت 29ماه از صدور پروانه نمایش آن و گذشتن 22ماه از حضور در بیستوپنجمین جشنواره فیلم فجر که منجر به دریافت 2جایزه بابت کارگردانی و همچنین نه حضور بینالمللی موفق در جشنوارههای بروکلین،مونترال، فوکوئوکا، بوستون، بمبئی ، قاهره، اشلند ، سنگاپور و هانالولو هنوز هیچ اقدام مثبتی به منظور اکران این فیلم توسط سازمان توسعه سینمایی سوره صورت نگرفته است.
عرب در پایان نامه هم اینگونه خواسته نهایی خود را مطرح میکند که«خواهشمندم جهت پیشگیری از تضییع بیتالمال دستور فرمائید کلیه حقوق مادی فیلم سینمایی «آخرین ملکه زمین» به اینجانب بعنوان کارگردان و صاحب معنوی اثر واگذار گردد، به شما اطمینان خواهم داد که در کمتر از دو سال اصل سرمایه و سود حاصل را پس از کسر هزینههای جاری مسترد خواهم نمود.» و این نسخه کارگردان یک فیلم سینمایی برای نجات از خسران ناشی از اعمال نظرهای «سرمایهگذاران» بر سرنوشت اثر است.
عوامل «دلشکسته»
اما داستان به اینجا ختم نشده و همزمان با این اعتراض مکتوب، کارگردانی دیگر مهر سکوت بر لب میزند و اینگونه نسبت به تغییر نسخه نهایی فیلم توسط «سرمایهگذار» واکنش نشان میدهد.
علی روئینتن کارگردان فیلم «دلشکسته» که پیش از این نیز فیلمش به دلیل تأخیر در ارسال از حضور در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر بازمانده بود اینبار و در اعتراض به حاشیههای نامتعارف اکران فیلم ترجیح داد سکوت کند و تنها به نوشتن این جملات بسنده کند که: «دلشکسته» صاحب دیگری دارد و (سنگاندازان را) واگذارشان میکنم به هماو. به اعتراض این کسان(ناکسان) که ارزان و راحت نامادری فیلم «دلشکسته» شدهاند، سکوت اختیار میکنم، سکوت،سکوت و...از خدا میخواهم طاقتم طاق نشود تا زبان بگشایم!
ماندن تبلیغات فیلم در آرشیو سرمایهگذاران، گرفتار شدن تیزرهای تلویزیونی فیلم در ممیزیهای پخش صداوسیما و نیز اعمال تغییرات در نسخه نهایی فیلم، بدون اطلاع کارگردان آنهم از سوی نهاد «سرمایهگذار» از اهم حاشیههایی بود که دامنگیر فیلم «دلشکسته» شد و کارگردانش را در اعتراض ناچار به سکوت کرد.
اما حرفهای ناگفته کارگردان مکتوم نماند و پس از گذشت چند روز از قلم بازیگر فیلم گوشههایی از آن بیان شد.
«بیتا بادران» بازیگر نقش نفس در فیلم«دلشکسته» در یادداشتی که در روزنامه «وطن امروز» منتشر کرد درباره حاشیهها این فیلم و سکوت اعتراضآمیز کارگردان نوشت: از همان روزهای نخست «دلشکسته»، با کارشکنیها و اهانتهایی که روا میشد، مشخص بود که این آدمها چه جایگاهی دارند و استاد «روئینتن» چه زجری میکشد تا وقار هنرمندان این فیلم برقرار نگه دارد، چیزی که آنها هیچ از آن نمیدانستند.
وی با اشاره به برخی رفتارهای نامتعارف در روزهای تولید فیلم مینویسد: از همین نامهربانیها و خلف وعدهها، تا برهم زدن رفاقتها و دشمنتراشی در میان هنرمندان؛ کارهای بچهگانهای که زیبنده کسانی بود که رانندهای برایشان تعیین تکلیف میکرد؛ کسی که از فحاشی مقابل هنرمندان هم شرم نمیکرد!! چاقوکشانی که با کوچکترین حرفی چاقوهایشان را کشیده و دعوا به راه میانداختند و...
وی در ادامه خاطرنشان کردهاست: دستمزدهای ما با تأخیر یکساله و با تلاشهای پیگیر استاد «روئینتن» پرداخت شد؛ آنهم دست و پا شکسته! یادم میآید در آخرین مکالمهام با این آقایان، گفتم:«ابنملجم هم ریش داشت و در ظاهر «دین»؛ نماز شب هم میخواند، اما فرق کفر و ایمان به باریکی مویی است...» در پاسخ این حرفها بود که تهدید کردند و ارعاب و گفتند چیزهایی را که آقای «روئینتن» قسمم داده تا بازنگویم! اما من حلالشان نخواهم کرد.
بادران با طرح این سوالات که «کجای دنیا فیلم را روانه اکران میکنند و اجازه تبلیغ را از آن سلب!؟ کجای دنیا به جای تشکر از هنرمندان، آنها را تهدید میکنند و ارعاب و اهانت!؟» مینویسد: وقتی اینها را میبینم یاد درددل دوستانه«مجید اسماعیلی»تهیهکننده محترم «دلشکسته» میافتم که چندماه پیش از این، گفتهبود (و انگار پیشبینی کردهبود) که این سرمایهگذاران«میخواهند فیلم را له کنند!» و«نمیخواهند فیلم روانه اکران شود!» و...
و این تصویری دیگر از این بدعت نوظهور در سینمای ایران است که میتوان از آن به «اعمال نفوذ خارج از عرف سرمایهگذار در سرنوشت فیلم» یاد کرد؛ بدعتی که متأسفانه (و انگار) به صورت اپیدمی دامنگیر فضای تولید سینمای ایران شدهاست.
«زادبوم» آخرین قربانی..!؟
این انذار آنجا شکل جدیتر به خود میگیرد که در اخبار میخوانیم: زادبوم آخرین ساخته ابوالحسن داوودی به دلیل اختلاف با «سرمایهگذار»(حوزه هنری) در مرحله پس تولید متوقف شدهاست.
ابوالحسن داوودی در پشت صحنه «زادبوم»
این خبر را «ابوالحسن داوودی» هنگام دریافت جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم پلیس، به صورت ضمنی اعلام کرده و از مسئولان خواسته بود تا نگذارند این فیلم که درباره سیسال انقلاب ایران است در آخرین مراحل تولید متوقف بماند. پس از آن تهیهکننده فیلم هم به این معضل اشاره کرده و تأکید کرد: بهدلیل مشکلاتی که با حوزهی هنری داریم، کار درمرحله ساخت موسیقی و صداگذاری متوقف مانده است و در طول این مدت هم بارمالی بر دوش ابوالحسن داوودی بوده است و حوزه هنری هم از ابتدای شروع فیلمبرداری به هیچکدام از تعهداتش عمل نکرده است.
بیتا منصوری تهیهکننده «زادبوم» در گفتوگو با ایسنا افزود: 8 ماه است بهدنبال جلسه اصلاح برآورد هستیم که تشکیل نمیشود و با توجه به اینکه برای صحنههای آلمان فصل را از دست میدادیم، شخصا اقدام کردیم اما دیگر بیش از این توان ادامه کار نداشتیم.
او در پایان اظهار تاسف کرد: بسیار غمانگیز است، فیلمی که نتیجه 2سالونیم کار مداوم است و به سیسالگی انقلاب مرتبط میشود دراین مرحله متوقف بماند.
با توجه به این حواشی و اخبار، آنچه بیش از هر چیز جای تأمل و تدبیر دارد لزوم پیشگیری از رسمیت یافتن بیشتر این «بدعت» است؛ بدعتی که بیتردید مرسوم شدنش، قربانی شدن «هنر و هنرمندی» به پای «سرمایه و سرمایهداری» را درپی خواهد داشت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


