شریعتی همکار ساواک وسروش بازجو بود
درباره حسین حاجفرجدباغ یا دکتر سروش، باید گفت ایشان قبل از انقلاب، محلی از اعراب نداشته، بعد از انقلاب هم سلسله جنبان انقلاب فرهنگی بود.
"صراط" - شبکه تلویزیونی صدای آمریکا (VOA) با فرا رسیدن سی و سومین سالگرد بهار
پیروزی، با دعوت از فردی به نام عرفان قانعیفرد که از سوی این شبکه به
عنوان محقق تاریخ معاصر معرفی شد، درباره نقش روشنفکران در نقد ساختار قدرت
گزارشی پخش کرد. قانعیفرد با گلایه از روشنفکرانی که دچار اشتباهات فاحشی
در زندگی خود شدهاند، گفت: خود کنفدراسیون دانشجویی مجلهای را منتشر
میکند که روی جلد مجله آن به جای خلیج فارس نوشته است خلیج عربی! وی در
ادامه به دکتر علی شریعتی اشاره کرد و مدعی شد: یا مثلاً درباره آقای
شریعتی، همکاری ایشان با ساواک در نوشتن مقالههای ضدکمونیستی و همکاری در
کنترل حسینیه ارشاد مطالبی وجود دارد که بیان آن چندان ضروری نیست. قانعی
فرد در قسمتی دیگر از این برنامه گفت: «آقای شریعتی در لندن به علت
«اوردوز» و عارضه قلبی فوت کردند. من شنیدهام ابراهیم یزدی از آیتالله
خمینی میخواهند که در نامه (اعلامیه ترحیم) بنویسند شهادت ولی ایشان در
نامهای که منتشر شده و کتابهایی که در تاریخ معاصر در داخل و خارج از
کشور هم چاپ شده نوشته درگذشت آقای شریعتی و اشارهای به درخواست آقای یزدی
نکردند. وی درباره سروش هم گفت: درباره حسین حاجفرجدباغ یا دکتر سروش،
باید گفت ایشان قبل از انقلاب، محلی از اعراب نداشته، بعد از انقلاب هم
سلسله جنبان انقلاب فرهنگی بود. از مرحوم علینقی منزوی، نسخهشناس معروف
هم شنیدم که سروش در زندان اوین بازجوی وی بوده است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



صحبت از اصل خبر و طرفداری از شخص خاص نیست بلکه حرف بر سر انتشار اخبار رسانه معاندی مانند صدای امریکا در این روزهای سالگرد انقلاب است .
واقعیت آن است که میتوان در حاشیه کتب دکتر نقد برخی کلام ایشان را نوشت
واقعیت آن است که میتوان گفت هیچ فردی نیست که کتب دکتر را بخواند و شور انقلابی صحیح در جهت آرمانها در او بوجود نیاید
نه قانعی فرد اهل دروغ است و نه مرحوم علینقی منزوی
در ضمن بولتن ، مگر خود شما نبودید که چند روز پیش ضد سروش کلی مطلب نوشتید ؟ ؟ ؟
با تعریف کلی بولتی از بازجو هم موافق نیستم .
نحوه بازجویی مهمه ، بازجویی اگر طبق اسلام باشه ، افتخاره اگر طبق اون نباشه ، جنایتی مثل جنایات دیگه هست که قطعا در دنیا و عقبی اثرات خواهد داشت .
حالا نمی دونم که دکتر سروش جزو کدوم دسته بوده ایشالله که جزو بازجوهایی اسلامی بوده باشه که بشه نقطه روشنی تو زندگیش جسابش کرد .
صرف این که بگیم جان عده زیادی رو نجات داد شرط نیست گاهی حفظ جان همون عده زیاد از عواقب کارهایی که انجام میشه نتیجه بدتری تولید می کنه .
البته این نظر منه ، والله اعلم
شما مطلب بنویس ما منطقی و مستدل جواب بدیم .وگرنه صدای امریکا برای هوادارای خودش خوبه اونا برن برای مطالب و کارشناساش پیرهن پاره کنن اونهم با اسناد و مدارک معتبر !
1- میخواهند خود را کاسه داغ تر از آش معرفی کنند و خود را مسلمان و مومن دو آتشه جلوه دهند و به مطامعدنیوی شان برسند
2- افرادی که اتفاقا معمولا از محتوای بسیاری از کتب ایشان بی اطلاعند و فقط از محتوای کتابی مثل کویر چند خطی میدانند تا ایشان را بکوبند
3- مهمتر از همه دشمنانی پشت این مخالفت ها با ایشان هستند که می خواهندشور انقلابی 22 بهمن 57و سالهای انقلاب را در همان دوران متوقف کنند و اتفاقا بسیاری از جوانان هیچگاه به دین روی نیاورند اگرچه خداوند بالاخره خود همه چیز را جلو میبرد و حق پیروز میشوداما تلفات و ریزشها برعهده افرادیست که نمیخواهند حق را ببینند
1. آیا کنفدراسیون دانشجویی واقعا چنین مجله ای را منتشر کرده است؟
2. اگر یقین دارید که آقای شریعتی با آمپول هوا به شهادت رسیده اند چرا امام آگاهانه به این مورد اشاره ای نکرده اند؟
اما اینکه یقین داریم که ایشان با آمپول هوا شهید شدند یا نه والله بنده اون زمان کنار دست کسی که به ایشان آمپول می زد نبودیم(مزاح می کنم) اما روزهای آغازین انقلاب این مطلب مطرح بود اما به دکتر شهید شریعتی ارادت داریم البته به انتقاداتی که به ایشان می شود هم اعتراف می کنم و قبول دارم بعضی از انتقادت به ایشان وارد است خوب دلیل هم دارند اما شور انقلابی گری که ایشان در دوران ستم شاهی در نسل جوان آن زمان ایجاد کرد همراه با شعو ر و شناختی که امثال شهید مطهری برای نسل جوان و مبارز آن زمان ایجاد کرد و مدیریت الهی امام خمینی (ره) از عوامل اصلی انقلاب ما بوده است در مقالات متعدد در این مورد بارها بحث گردیده در همین تهران عالم مجاهدی بود که می گفت اگر اسم خیابان شریعتی عوض شود من همه بچه های حوزه را آبگوشت می دهم خوب ایشان هم دلایلی برای خود داشت اما حقیقتا باید از نقش دکتر شریعتی در جریان انقلاب و شور انقلابی که ایجاد کرده بود نباید به سادگی گذشت و نباید اسیر افراط و تفریط در این مورد بشویم.
آيا ايجاد شور انقلابي در قبل از انقلاب، دليلي بر تاييد كسي آن هم اينقدر غليظ ميشود؟ اگر بله، ميخواهم نظرتان را صراحتا در مورد مسعود رجوي بدانم. بيشك نميتوانيد انكار كنيد كه شور گفتاري رجوي از دكتر شريعتي خيلي بيشتر بوده است، تا جايي كه بسياري از بزرگان انقلاب نيز اوايل كار جذب سازمان مجاهدين شدند و بعد كه به تفكرات خطرناك آنها پي بردند، كمكم از سازمان بريدند.
نميخواهم اسم ببرم، ولي بيشك شما خودتان به خوبي ميدانيد چه كساني را ميگويم.
شريعتي هم از جانب دوستان و هم از جانب دشمنان مظلوم واقع شده است.
در اين نامه ايشان ضمن تاكييد بر اينكه نظرات ديني دكتر شريعتي قابل استناد نيستند و نبايد به آنها اهميت داد، در عين حال نسبت ضدديني داده شده به دكتر شريعتي را نيز كاملا رد ميكنند.
بعضی ها بیخودی می آیند و مثلا دکتر شریعتی را در کنار استاد مطهری قرار می دهند و میگویند یکی مولد شور و دیگری مولد شعور بود
البته منظورم جناب بولتن نیست بلکه از خیلیها متاسفانه شنیده ام که خودشان را صاحب نظر می دانند اما از قضا نه اعتقاد واقعی به مطالب مثبت بیان شده توسط دکتر دارند نه آنها را عمیقا خوانده اند و نه تاثیری از آنها پذیرفته اند
واقعیت آن است که تفاوت دکتر شریعتی و استاد مطهری در زاویه نگاهشان و زمینه فعالیت علمی شان بود کما اینکه شخصیتهای متفاوتی نیز داشتند
شما وقتی شهادت و حضرت زینب دکتر را میخوانید
آیا بدون ایجاد شعور اشک بر چشمتان می نشیند؟
وقتی خودسازی انقلابی را می خوانید به جز منطق متعالی راه گشا چه می بینید؟
تفاوت دیگر دکتر با استاد در بحث هدفگذاری زمان داردر بیاناتشان است
یکی می خواهد الان در هر جایی که هستی برخیزی و برای آرمانهای حق که در تمام سخنانش و جای جای آن به اثبات آن می پردازد قیام کنی که خداوند نیز در قرآن همین را میخواهد : ان اقیموا لله مثنی و فرادی و بی تفاوت نباشی
و دیگری به رفع شبهات در جزئیات مبانی راه حق (اسلام و آیین ) و تبیین آن می پردازد تا راه برای آن حرکت هموار تر شود و این نیز دستور قرآن است : لیتفقهوا فی الدین
به نظر من آنان که دکتر را کوبیدند واجازه حاشیه نویسی مستدل بر کتب دکتر را نمی دهند تا مواردی که خود دکتر هم بعدا فرمودند مورد دارد از دین و حرکت سازنده آن در تمام اعصار در هراسند و عمدتا خائن می باشند.
ما از خدامونه که همیشه تو راه خدا باشیم و یوقت کج نریمممممم!!
2- بزرگان علم و دانش نیز با نظرگاه والای علمی، منزه از صدور حکم کلی آنهم در مواردی که صرفا خطاهایی محدود دارد بوده و می باشند
خصوصا وقتی از درجات بالای تقوی برخوردار باشند
نظر ات امام خامنه ای در باره دکتر از دید جامع علمی و روشن ایشان حکایت دارد و من به دلیل دارا بودن چنین رهبری خداوند را سپاس میگویم
در نهایت همگان را به آیه 18 سوره مبارکه زمر رهنمون میشوم :
وبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک هدی هم الله و اولئک هم اولوالالباب
ضمنا بعید است که خدای نخواسته علامه طباطبایی و شهید مطهری کاملا یا صریحا با تفکرات دکتر مخالفت نموده باشند که این از صاحت این دو بزرگ بعید به نظر می رسد
بلکه قویا فکر میکنم مخالفت با دکتر ریشه در منویات فراماسونر ها دارد
دستخط شهيد مطهري ﴿١﴾
-------------------------------
http://85ohm.ir/thread3728.html#post14487
دستخط شهيد مطهري ﴿٢﴾
---------------------------------
http://www.khabaronline.ir/news-158055.aspx
دستخط علامه طباطبايي
-------------------------------
http://up.85ohm.ir/do.php?imgf=13292372981.jpg
1 ) اول اینکه بر خلاف نظر مخالفین صددرصد دکتر فرمایش حضرت آقا کاملا درسته دکتر مظلوم واقع شده از این جهت که نسبت های ناروای مسلمان نبودن و سنی بودن و مرتد و گمراه بودن دکتر کذب و تهمت است و دکتر سعی در شناساندن معارف اسلامی داشته و یک مسلمان با تمام قواعد توحیدی و اصول و فروعش بوده ولی در حد افکار و معلومات خود
(مگر ما هر نظری درباره اسلام میدهیم عالمانه و در حط علماست ؟؟؟؟ بدون اشتباه و غلط ؟؟؟ پس درست نیست کسی به خاطر افکار و برداشت اشتباه ما ، مارا مرتد و سنی و غیر مسلمان بداند ، پس این تعبیر آقا در مورد مظلومیت ایشان برای همین است )
2 _ برخلاف نظر موافقان ایشان که در حد عالم دینی او را اسلام شناس میدانند آنهم صحیح نیست چرا که فرموده شهید مطهری درست است که چه زیبا فرمودند :
"نظر به اینکه تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی بود و هنوز فرصت و مجال کافی نیافته بود در معارف اسلامی مطالعه وافی داشته باشد، تا آنجا که گاهی از مسلمات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامی بیخبر میماند، هر چند با کوشش زیاد به تدریج بر اطلاعات خود در این زمینه میافزود، در مسائل اسلامی (حتی در مسائل اصولی) دچار اشتباهات فراوان گردیده است که سکوت در برابر آنها ناروا و نوعی کتمان حقیقت و مشمول سخن خداست که : ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم للاعنون."
در واقع جمع بندی ذهن را به این سمت سوق میدهد که دکتر کافر و گمراه و معاند با اسلام نبوده بلکه سخنوری توانا و دانا به مسائل زمان بوده که البته در مسائل اسلامی در حد علمایی چون علامه طباطبایی و شهید مطهری برداشت عالمانه ای از مسائل اساسی اسلامی نداشته است چون تحصیلات ایشان در مورد اسلام نبوده و مطالعاتشان هم در حد این بزرگواران نبود