کد خبر: ۷۲۱۳۷
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۷:۳۳
مرتضي صفار هرندي
روز 29 بهمن اعضاي كانون نويسندگان ايران به ديدار امام رفتند. در ميان آنها، نويسندگان كمونيست و چپ گرايي مثل فريدون تنكابني، غلامحسين ساعدي، منوچهر هزارخاني، جواد مجابي، اسماعيل خويي، باقر پرهام، نعمت آزرم و... ديده مي شدند كه هم اكنون برخي در شمار مخالفان انقلاب اسلامي در داخل كشور و بعضي ديگر عناصر فراري ضد انقلاب هستند يا با ننگ دشمني با اسلام و انقلاب زندگي را وداع گفته اند. امام در آن ديدار با تصريح بر اين كه «مطلب نهايي، رفتن رژيم منحوس شاهنشاهي و رفتن جناح هاي چپ و راست و آنها كه مي خواهند امپرياليست ها و چپي ها ما را اسير كنند، است»، خطاب به اين نويسندگان گفتند:
«ما از الان بايد مستقل باشيم، نه طرف راست نه طرف چپ. بلكه همه تحت لواي اسلام، مستقل. اگر بخواهيد مملكت تان مستقل شود، اگر بخواهيد آزادي براي شما پيدا بشود، افكار متشتت را الان كنار بگذاريد و با هم و همصدا با هم اين بار را به منزل برسانيد.» (7)
دريغا كه روشنفكران با ناديده گرفتن نصيحت آن يگانه ي دوران، فرصت فراهم آمده براي تجديد نظر در خط مشي بيمار جريان شبه روشنفكري را از دست دادند. آنان با استفاده از ظرفيت رسانه اي به جا مانده از رژيم گذشته در فاصله زماني بهمن 1357 تا خرداد 1360، آن قدر بر طبل همراهي با تحركات تجزيه طلبانه در چهارگوشه كشور و تلاش براي شوراندن محرومان بر حكومت برخاسته از اراده آنها كوفتند و حتي براي متلاشي ساختن تشكيلات نظامي كشور و حذف اسلاميت از ساختار نظام انقلابي تبليغ كردند تا اين كه به دست مردم از صحنه حذف شدند.
گردنكشي «چپ» مسلح
يكي از ادعاهايي كه قلم هاي متعلق به جداشدگان از قافله انقلاب در سال هاي پس از دوم خرداد 1376 طرح كردند، «عدم تحمل مخالفان و گرايش حذفي نسبت به گروه هاي سياسي مختلف» و معرفي جمهوري اسلامي به عنوان عامل كشيده شدن آن ها به عناد بود.
اگر به واقعيات آن دوران باز گرديم، بلادرنگ درمي يابيم، اولين كساني كه چنين گروه هايي را تحمل نكردند، توده مردم بودند. مردم از ميان الگوهاي مبارزه و گزينش نوع حكومت، راه امام خميني(ره) را برگزيده بودند و بعد از آن همه جانفشاني، نمي پذيرفتند كه چيزي جز آنچه خواسته بودند، تحقق يابد. با همه اين ها باني روندي كه به حذف برخي از مخالفان منتهي شد، رفتار خودشان بود.
اولين جمعي كه ساز ناهمراهي با مردم را نواختند، گروه هاي چپ گرا اعم از «كمونيست» و «التقاطي» بودند. درست از فرداي پيروزي انقلاب اسلامي يعني روز 23 بهمن ماه، زماني كه جوانان مسلمان، پاسگاه شهرباني شهر «گنبد» را فتح كردند، گروهك كمونيستي چريك هاي فدايي خلق با ايجاد فضاي ضد شيعي و قوميت گرايانه بر ضد حكومت نوپاي انقلاب اسلامي در ميان برادران تركمن، كار را به جايي رساند كه جوانان مسلمان، اين پاسگاه را به هواداران گروه كمونيستي مذكور تحويل دادند. اين گروه پس از آشكار شدن اولين نشانه هاي سقوط رژيم در روزهاي 21 و 22 بهمن 1357، با احداث سنگرهاي مستقل و تشكيل ستادهايي در دانشگاه در تهران و شهرهاي ديگر نيز جذب هوادار را با عنوان هايي مثل «آموزش نظامي» به مردم آغاز كردند. آن ها در حالي كه از سوي صدا و سيماي انقلاب و روزنامه ها و مجله ها مورد حمايت تبليغاتي قرار داشتند، خود را به عنوان «پيشتاز خلق» معرفي مي كردند، اما در زمان مصاحبه صورت خود را از خلق مي پوشاندند! «نيروي پيشتاز خلق» به مردم نمي گفت كه شيوه مبارزاتي اش در سال 1353 شكست خورده و تنها انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) بوده كه امكان فعاليت مجدد اين گروهك و ده ها گروهك مسلح ديگر مثل سازمان مجاهدين خلق (گروهك تروريستي منافقين) و... را فراهم كرده است . آنان با ادعاي پذيرش رهبري امام خميني مخالفت خود با هدف اصلي ملت يعني شكل گيري جمهوري اسلامي را تا زمان مناسب يعني پيروزي انقلاب پنهان كردند.
روز 24 بهمن 1357 سازمان چريك هاي فدايي خلق در اطلاعيه اي به صراحت خواستار «انحلال ارتش» شد. طرح اين خواسته در كنار خواسته ديگري با عنوان «آزادي هاي فرهنگي و قومي خلق هاي ايران» در اين اطلاعيه، از حوادث در شرف تكوين ديگري خبر مي داد كه اولين نشانه هاي آن در حال ظاهر شدن بود. در فرداي پيروزي انقلاب اسلامي يعني روز 23 بهمن ماه، گروهك تجزيه طلب حزب دموكرات كردستان ايران به سركردگي عبدالرحمن قاسملو و نيز يك «ماموستا»ي داراي سابقه وابستگي به رژيم شاهنشاهي به نام عزالدين حسيني، رهبري محاصره و سپس غارت سلاح هاي پادگان ارتش در مهاباد را به دست گرفت.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین